“رهبران ” همیشه می گویند : ” ما اشتباهات دیکتاتورها را نمی کنیم، اما زمانی به خود می آیند که کار از کار گذشته و اشتباهات دیکتاتورها را مرتکب شده اند” .
جناب آیت الله سید علی خامنه ای
مقام رهبری جمهوری اسلامی ایران
با سلام
اینک که نامه نهم خود را خدمت جنابعالی ارسال میکنم قصد ندارم به مانند مکاتبات پیشین با آن جناب , مجالی طولانی را به خود اختصاص دهم.خوانندگان این مکاتبات کلام گزیده و کوتاه می طلبند و شما نیز باید برای مدیریت شرایط موجود و بحرانی کشور , زمان بیشتری را اختصاص دهید.
هر چند بنا بر سابقه , اطلاع دارم که چشمان جنابعالی به خواندن متون طولانی عادت مندند.
زمانی طولانی تا برگزاری انتخابات ریاست جمهوری باقی نمانده است و کشور روز به روز در بحرانهای بیشتری فرو می رود.همانگونه که جنابعالی واقفید خون جوانهای برومند بسیاری بر سنگفرش خیابانها معطل مانده است و خانواده های زیادی با شنیدن نام ” انتخابات ” اخم درهم فرو کشیده ,بغض خویش را فرو خورده و مطالبات واقعی خود را از جنابعالی و بعنوان “حاکم مطلق” طلب می کنند. فارغ از اینکه اگر قرار بود انتخابات ” تغییر دهنده ” شرایط موجود باشد , شرکت در آن از “خواسته های” جنابعالی تلقی نمی شد!
بد نیست که نظری هر چند کوتاه به حوادث انتخابات ریاست جمهوری سال 1388 بیندازیم تا مکررا یادآور شوم نظر جنابعالی به چه کسی نزدیک تر بوده است! و چگونه شد که برخلاف تاکید صریح در وصیت نامه آیت الله خمینی , کشور را بدست نااهلان و نامحرمان سپردید.
یادآوری این نکته بد نیست که خونهای بسیاری از جوانان این سرزمین , با صدور فرمان خون جنابعالی پس از نمازجمعه معروفتان , بر زمین ریخته شد و آراء میلیونی مردم به رییس جمهور منتخب – میر حسین موسوی – نادیده انگاشته شد. رییس جمهور دولت کودتا با زیرکی تمام خود را در هزارتوی عبای جنابعالی پنهان کرد و به سیاحت کشور با نام “سفرهای استانی” پرداخت و انواع دسیسه را درهم تنید تا کشور را به یغما برده و مردم داغدار را به استهزاء بگیرد .
خاطرمان هست که جنابعالی فرزندان پاک ملت را ” بی بصیرت ” خوانده و آنان را با عناوین واهی به بند کشیدید و دلیل گشتید تا کشور از زحمات افراد با تجربه بی بهره بماند. سپس خانواده های زندانیان سیاسی را به “عذابی بس الیم” دچار فرمودید , بی آنکه بپندارید باید در مقام “بندگی” و نه “خدایی” در فردای پس از این , در برابر “خداوندگار واقعی مان” اعمال خویش را پاسخگو باشید
نتیجتا با فرآیندی ” مهندسی شده ” بسان همان انتخابات , توسط سیستم امنیتی و نظامیان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و با خطابه ای در نماز جمعه که توسط آیت الله احمد جنتی دبیر شورای نگهبان قرائت شد , مقدمات حصر دو نامزد شناخته شده و برتر انتخابات را فراهم نمودید و از آن تاریخ تا کنون آسایش را از عزیزان ملت سلب کرده و چنین شد که قهر”خداوندی واقعی” بر “خداوندی پوشالی” چیره گشت.
اکنون پس از گذشت سه سال و اندی که به خاطرات ایام ماضی رجوع میکنیم و نظاره گر حالمان نیز هستیم متوجه میشویم که چرا “بازجوهایمان” در زندانها , با شنیدن نام میرحسین موسوی و مهدی کروبی خون در چهره هاشان غلطان می شد و آرزو طلب داشتند که این دو عزیز , روزی به دست ناپاک آنها سپرده شوند تا حجاب افکنند از چهره واقعی جمهوری اسلامی ایران و طرحی اندازند که سازمان اطلاعات و امنیت کشور (ساواک) را رو سفید کند که ساواک هرگز نکرد با برجسته ترین مخالفین مذهبی خود در زندانهای رژیم پهلوی.
فی الحال سه سال است که آنها (بازجویان) را به آرزوی خویش رسانده اید و حکومت با توجه به اینکه دو همراه عزیز مردم را در اختیار دارد, ” شیران ” را در ” بیشه ” نیافته , با سیرت و صورت هیولاگون مامورانش , به حریم خصوصی و خانوادگی این دو عزیز نیز یورش برده و بر نوامیسشان می تازاند. به جنابعالی عرض می کنم بترسید از وارونگی چرخ گردون . اگر دوست ندارید در آینده تاریخی این سرزمین به نوامیس شما تازانده شود , بر نوامیس مردم نتازانید که این برگرفته از کلام مولایم علی ست: چنان رفتار کنید که دوست دارید با شما رفتار شود.
خاطراتی را از کتاب زندگینامه جنابعالی (شرح اسم) مرور کرده ام که بر “منصف” بودن ماموران حکومت شاهنشاهی ایران در حکومت پیشین شهادت داده اید, در حالیکه خود در دوران زمامداری تان به حق و عدالت در برابر مخالفینتان رفتار ننموده اید و برخلاف فرمایشات مکررتان , “جذب حداقلی و دفع حداکثری” داشته اید.
قطعا بسیاری از خوانندگان این مرقومه با بنده هم عقیده اند که پس از آن نماز جمعه خونین معروف, تکلیف عدالت از شما ساقط شد و جنابعالی شرایط مصرح در قانون و شرع را برای هدایت جامعه از دست داده اید . “عدم تبعیت” منصوبان حکومتی از دستورات عالی را ” تصادفی” تلقی نفرمایید . این حکایت همان رخدادی ست که عرض کردم. مکررا به یاد ” منابر” سراسر وعظ علما در سالهای گذشته انقلاب اسلامی و خصوصا در صدر انقلاب افتاده ام که چه شد بنام دین و اسلام نیرنگ خوردیم و چگونه کلاهی گشاد بر سر ملتی رفت و این ” فرورفتگی” تا قفا , بنام دین و شرع مقدس تاکنون ادامه دارد و “جهل جماعت” برای هر کس آب نداشته باشد برای شما و همراهانتان نان داشته است.
جناب آیت الله
ما و بسیاری از افراد دلسوز کشور که خیل عظیمی از آنان در زندانها درافکنده شده اند و عدد بسیاری دیگر اکنون به موجب مراحم جنابعالی و حکومت اسلامی در خارج از زادگاه خود در تبعیدی خود خواسته بسر میبرند و عده کثیری نیز در داخل کشور روزه سکوت برگزیده اند , حقا و انصافا برای آتیه کشورمان نگران هستیم. هر چند منشاء اصلی درگیری قدرت در ساختار فعلی جمهوری اسلامی را شخص جنابعالی و اختیارات نامحدود و تفسیری لایتناهی ازجایگاه ولایت مطلقه فقیه می پنداریم و طبیعتا باید از اینکه حکومت شما به ” دست با کفایت ” خودتان، در تنگنای سقوط قرار دارد خرسند باشیم, لیکن این امر موجب نمی شود ناخشنودی خود را از شرایط حال حاضر کشور کتمان کرده و برای اوضاع اسفبار مردم “تحت ستم” و کشور “تحت فشار” , نگران و آزرده خاطر نباشیم.
هر روز اخباری آزارنده گوش را می خراشد . در این اثنا ” رهبری بابصیرت ما , ” چندی است صحبت از بصیرت نمیفرمایند و گوشهای ما را به ندای عتاب نمی نوازند و الحق مدتی ست دندانهای ما روی آسایش بخود دیده و بر علیه یکدیگر ساییده نمی شوند.
گوشهای به واقع شنوا و چشمان به واقع با بصیرت , از درک این مفهوم عاجز نیستند که جنابعالی بعنوان “پرنفوذترین فرد کشور” در حادث شدن این اوضاع اسفناک , ” نقش عمده ” را دارید. لذا در راستای ” فرافکنی ” و انحراف افکار عمومی , مسئولیت خویش را بر گردن غلامان افکنده و آنها را ” فعلا ” نصیحت می فرمایید و در جایی هم غلامان را به جهت عدم تبعیت از ارباب , به خدا “واگذار” می کنید!
می پندارید مدیریت اوضاع کشور آنگونه است که همه ” اطراف ” حادثه را محکوم کرده , از تریبون عمومی آنها را خطاکار نامیده , در جلوی دوربین های تلوزیونی و پرژکتورهای نورانی , چهره حق به جانب به خود گرفته , بی آنکه کسی جرات سوال داشته باشد که : به راستی “نقش رهبری” در این فجایع واشتباهات و ایجاد این اوضاع تا چه حد است ؟ بی گمان اگر کسی شجاعت داشت از شما سوال کند و شما نیز به مانند ” مقامی پاسخگو” به حق سخن می راندید , نقش جنابتان را باید بعنوان ” آشپز” این آش, بازگو می کردید. تو گویی گره کار مشکلات کشور با زعامت “رهبری فرزانه” , ” نصیحت ” و ” واگذاری افراد خاطی به حضرت الله ” است که اگر بود اساسا نیازی به کار و فعالیت و مدیریت در پهنه کشور و منزل نبود.چرا که همگی در خانه می نشستیم , پای روی پای انداخته, حل مشکلات را از خدای بزرگ مسئلت می نمودیم!!
این پرسش بر من و بسیاری از همفکران و هم نسلانم باقیست که چه زمانی جنابعالی بعنوان “عالیترین مقام کشور” قبول مسئولیت فرموده وخطاهای خویش را به گردن میگیرید؟؟ بلا شک اگر اوضاعی چنین شکننده و اسفناک در کشورهایی مانند “موریتانی” و ” موزامبیک ” (که اتفاقا جمهوری اسلامی در این دوران روابط نزدیکی با آنها دارد) هم رخ داده بود , حاکمانش بارها از مردم پوزش طلبیده و خود را در معرض برکناری یا پاسخگویی قرار می دادند . ما چه کنیم که شما را عزمی به قبول تقصیر نیست , چه رسد به ترک تخت شاهی! این ایام بیش از هر زمان دیگری سخنان آیت الله خمینی را بیاد می آورم که خطاب به ” میر حسین موسوی ” نوشت: “مخالفین شما حتی عرضه اداره یک نانوایی را هم ندارند” و کیست که نداند بزرگترین مخالف مهندس موسوی در زمان نخست وزیری او شخص شما بودید و بارها از او نزد آیت الله خمینی گله بردید و آن گریه معروف در پشت بام ساختمان ریاست جمهوری و گلایه از آیت الله خمینی و …اتفاقاتیکه بیانش خاطرتان را می آزارد.
جناب آیت الله خامنه ای
سخنرانی اخیر شما را در جمع “منتخب” مردم تبریز شنیدم .خدا را شاهد می گیرم چنان دین و سیاست را با هنرمندی بر هم فروغلطاندید که به مانند آنرا بارها از شما مشاهده کرده ام و اندوه و زاری شماری از غلامان در همان مجلس , بنده را به خنده وا داشت ! گویی آن دیدگان گریان , فراموش کرده اند که سبب ساز چنین ملغمه ای , سخنران همان مجلس است . بر ما عیان بود که شور و تحکم همیشگی در خطابه تان نیست و گویا دیگر “مرغ شما یک پا ندارد” ! و دریافته اید که ناله های شبگیر ستم دیدگان , خونهای معطل مانده بر زمین , آه سوزنده مادران داغ دیده, سینه گداخته زندانیان سیاسی و خانواده هایشان و … , می تواند بالاخره ” پاگیر” جنابعالی وحکومتی گردد که کوس ” انا ربکم الاعلی ” را دارد و می رود که وعده الهی را محقق و طومار ظلم حاکم را بر باد کند.
شما مقرر کرده بودید ” محمود ” بیاید تا ” حمد ” جنابتان کند , نه خواب از چشمان ” همای تان ” برباید و چنان دولتتان را زمین گیر کند که ناسزا گویید بر آسمان و زمین و خلق را متهم بر ” غلط کردن ” نمایید تا از “حیلت محمود” چند صباحی دیگر در امان بمانید و زمان برای ادامه راه بخرید.
اخبار واصله اما تایید نشده حکایت از آن دارد که نمایندگان جنابعالی برای ” مصون ماندن ” از حیلت محمود , مخفیانه و دور از چشمان مشتاق مردم , اقدام به مذاکره و احیانا معامله با “شیطان بزرگ” کرده اند تا شما مجبور نباشید تن به رفع حصر “میر و شیخ ” و حکومت مجدد اصلاح طلبان حکومتی بدهید و نیز از گزند ” ناسپاسی محمود ” در امان بمانید. ما و سایر آگاهان از سیاستهای حکومتی جنابعالی , همواره در خاطر داریم هر کجا که جنابتان در انظار خلق خدا , امری را به شدت نهی فرموده , اتفاقا همان امر” مجال شبهه ” بوده است و ما باید با ” دیده تردید ” به آن بنگریم .
فی المثل عارضم که شما در سالهای نه چندان دور با شدت تمام از “حمله به کوی دانشگاه تهران در سال 1378 ” تبری جستید , اما منصوبان شما , پرونده عاملان آن جنایت را با محکومیت ” دزدیدن ریش تراشی” توسط یک سرباز وظیفه مختومه کردند.
بعدها در حوادث بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال 1388 , از “جنایات کهریزک” ابراز انزجار فرمودید.اما نه تنها جنایت کوی دانشگاه در همان سال مجددا تکرار شد, بلکه سعید مرتضوی متهم ردیف اول جنایت کهریزک , همچنان بر کرسی بزرگترین سازمان اقتصادی کشور تکیه زده و اخیرا نیز بیان نموده همواره سرباز کوچکی جهت اجرای “منویات جنابعالی” بوده است. بماند که سردار “احمدرضا رادان ” از انظار مخفی مانده است و در کمین حادثه دیگریست که چونان غلامی حلقه به گوش هر بامداد , با هلیکوپتری به “کهریزکی دیگر” بشتابد , بر تن بیگناهان شلاقی نوازد و با همان مرکب پرنده به میدان ونک (ستاد ناجا) باز گردد.
از خاطرات محو نمی شود که جنابعالی قبل از تایید صحت انتخابات ریاست جمهوری در سال 88 توسط شورای نگهبان, دست به انجام عملی ” فراقانونی” بردید .غافل از اینکه آن شتابزدگی می تواند خود دلیلی بر وجود ” ریگی به کفش انتخابات ” (بخوانید انتصابات) برای دیدگان با بصیرت تلقی گردد .
حضرتعالی در سالیان مدید رهبری خود , بارها و بارها عنوان فرمودید که از حزب الله لبنان و سازمانهای مقاومت فلسطینی صرفا “حمایت های معنوی و سیاسی ” می کنید.اما در آن نماز جمعه , بزرگترین اشتباه یک سیاستمدار را مرتکب شدید و بر خلاف فرمایشات پیشین خود مدعی شدید از حزب الله و هر سازمانی که علیه اسراییل مبارزه می کند حمایت مالی کرده و پس از این هم خواهید کرد و ابایی از طرح آن نخواهید داشت.
پس از این اقرار بود که ” وفاق جهانی ” برای تحریم همه جانبه و واقعی حکومت ایران ایجاد شد و مردم به چشم دیدند که در سالهای گذشته فقط نامی از تحریم بر سر آنها بوده و این “وفاق جهانی” بر علیه مردم ایران , پس از فرمایشات شما برای ملت اعمال گردید و اکنون مردم نیز به خاطر حمایتهای همه جانبه از حزب الله لبنان و سازمانهای مقاومت فلسطینی در”عسر و حرج” به سر می برند. نمونه های زیادی از “ضد و نقیض” و اشتباهات , در دوران رهبری شما یافت کرده ام که اکنون در این مجال نمی گنجد.
اخیرا نیزبار دیگر در انظار خلق الله , مذاکره با آمریکا را رد کرده اید.به ما حق بدهید به دیده شک به این فرمایش شما بنگریایدم.خصوصا اینکه اخبار تایید نشده ای هم این شک را تایید می کند. اما “محمود ” می داند کدام اتفاق در پشت پرده سیاست ایران در حال وقوع است که خواستار مذاکره با آمریکاست ! و قصد دارد ابتکار عمل را از دست شما برباید و این افتخار را بنام خویش ثبت نماید
جناب آیت الله
می دانم از ” شعار انتخابات آزاد ” هراس دارید و این هراس به وضوح بر شما و غلامان حکومتی مستولی گشته است.
می دانم که از قدرت هزار توی “محمود” سخت در استیصالید . اخباری که شما از ” اسناد و مدارک ” در دستان احمدی نژاد دارید , کما بیش به اطلاع ما هم رسیده است ! اما خدمت شما عرض میکنم که تنها یک راه برون رفت از شرایط فعلی و ” بیمه شدن ” از گزند ” افعی هفت سر محمود ” وجود دارد که می شود جایگزین مذاکره محرمانه با ” شیطان بزرگ ” کرد و آن راه اینست: ” صادقانه ” با مردم سخن بگویید, بدانید مردم “صداقت ” را در کلام خواهند یافت (لعبتی که سالهاست در کلام شما مشاهده نشده است) , برای صدور فرمان سرکوب مردم در انتخابات سال 1388 از مردم طلب پوزش کنید و به دامان مردم باز گردید. مردم حتما یک رهبر با صداقت را می بخشند و به او فرصت دوباره برای آزمون خویش می دهند. دامان مردم ” پاک تر ” از دامان شیطان بزرگ است .صدای مردم , صدای خداست.
زندانیان سیاسی را رها کنید , قانون اساسی را اصلاح و قدرت رهبری خود را محدود و مشروط نمایید.مجلس خبرگان را از “خواب” , “بیدار” فرمایید و قدرت خویش را تحت نظارت آن مجلس درآورید.آنها باید ناظر بر کار رهبر باشند , نه ثنا گو و بله قربان گوی رهبر .صدای مردم را بشنوید. این صدا همان صداست که “شاه سابق” دیر شنید . لطفا هراسناک نباشید . جنابعالی تمامی بوقهای تبلیغاتی را در اختیار دارید و با ” طرفه العینی” میتوانید با آمیختن دین و سیاست در یکدیگر و ضرب و زور بخشنامه های حکومتی , طیفی از هوادارانتان را مانند 9 دی مقابل مردم بسیج کنید . سالهاست در منابرتان می فرمایید ” بالاترین پشتوانه مردمی” در سطح عالم را در اختیار دارید. با چنین اوصافی نباید جای هیچگونه هراسی از طرح ” انتخابات آزاد ” به دل راه دهید . چه اینکه اگر رهبری فرزانه و مدبر باشید از کشورهای دیگر هم خواهید خواست بر روند انتخابات کشورمان نظارت نمایند و راه را بر هر گونه حرف و سخنی خواهید بست .مگر آنکه ریگی به کفش برگزار کنندگان انتخابات باشد که چنین سرسختانه مقاومت می کنند و خواسته به حق ملی را “توطئه دشمن” می نامند
من بعنوان فردی بسیار کوچک از جامعه آگاه فعلی ایران به حضرتعالی عرض میکنم در صورت تن نسپردن به پیشنهاد فوق, دیر یا زود باید زمام امور را واگذار و آینده حکومت جمهوری اسلامی را در پرده ای غبار آلود وا نهید وایام باقیمانده عمر را در دالان خوف و رجاء بگذرانید.همانطور که می دانید “رهبران ” همیشه می گویند : ” ما اشتباهات دیکتاتورها را نمی کنیم , اما زمانی به خود می آیند که کار از کار گذشته و اشتباهات دیکتاتورها را مرتکب شده اند” .
مردم ایران توقع دارند مدیریت کشورشان به ” دست خدا ” سپرده نشود و رهبری توانمند در راس امورشان داشته باشند که توان اداره کشور را داشته باشد. اینکه رهبری ناتوان از اداره امور مهم کشور , مسئولین آن کشور را به خدا واگذار نماید , پاسخ شایسته ای برای محبتهای بی بدیل مردم نیست و خداوند آگاه بر اسرار درون است
و اما بعد , خدمتتان معروض می دارم که مردم محق هستند در جریان مذاکرات احتمالی آتی با دولت آمریکا قرار گیرند، خدا کند چوب حراجی بر منابع و منافع ملی در این میان زده نشود.
والسلام علی عبادالله الصالحین روح الله زم
سایت ملی – مذهبی محلی برای بیان دیدگاه های گوناگون است.