گفت و گوی سایت ملی – مذهبی با خواهر و مادر زندانی مقتول ستار بهشتی

وقتی می پرسیم چرا؟ چی شد؟! می‌گویند “خفه شوید!”

پسرم کارگر بود و درد کارگرها را خوب می فهمید. خرجی بیار خانواده و عصای دست من بود. او را از خدا گرفتم به خدا دادم. خدا را شکر پسرم وطن پرست بود، نه وطن فروش! الان حال آن مادرانی را که عزیزشان را کشتند می‌فهمم. دردشان درد من است.

.

صبح امروز از سوی پلیس امنیت از خانواده ستار بهشتی وبلاگ نویس منتقدی که از هفتم آبان ماه در بازداشت به سر می‌برد، خواسته شده است که فردا جهت گرفتن جنازه او به سردخانه کهریزک مراجعه کنند.

سحر بهشتی، خواهر ستار بهشتی در خصوص چگونگی با خبر شدن از مرگ برادرش به سایت ملی‑مذهبی می گوید: “دیروز آمده بودند شماره من و شوهرم را گرفتند. به من زنگ زدند گفتند به شوهرت بگو بیاید جلوی مترو فتح. شوهرم می گوید او را سوار یک ماشینی کرده اند که اصلا بیرون را نمی دیده است. اما آن آقایی که دیروز به من زنگ زد گفت به شوهرت بگو بیاید خیابان شریعتی نرسیده به معلم، خیابان سروش “پلیس امنیت تهران بزرگ فتا”؛ ظاهرا شوهرم را به همانجا برده‌اند. در آنجا به شوهرم می گویند ستار مریض بوده؟ شوهرم می گوید نه سالم سالم بود. بعد می گویند که ستار مرده و برو مادر و خواهرش را آماده کن و قبر تهیه کنید. فردا هماهنگ می کنیم تا به سردخانه کهریزک بیایید و جنازه پسرتان را بگیرید. وقتی شوهرم می‌پرسد علت مرگ چه بوده؟ اصلا این مدت جرمش چه بوده است؟ به او دستبند می زنند و به یک اتاقی می‌برند و به دهانش می‌زنند و می‌گویند خفه شو! اینجا فقط ما سوال می کنیم… حالا گفتند فردا مادرم شناسنامه ستار را ببرد نمی دانم اصلا می‌گذارند جنازه را ببینیم. پزشک قانونی هم که از خودشان است…”

سه شنبه، هفته گذشته عده ای با لباس شخصی بدون ارائه حکم وارد منزل شخصی ستار بهشتی می شوند و پس از تفتیش منزل این وبلاگ نویس؛ کامپیوتر و موبایل او را با خود به محل نامعلومی می‌برند. پس از چند روز اخباری مبنی بر انتقال ستار بهشتی با بدنی کبود و کتک خورده به بند 350 منتشر می‌شود. خانواده ستار بهشتی پس از شنیدن این اخبار به مسئولین امنیتی مراجعه می کنند اما هیچ پاسخی به آنها داده نمی‌شود تا امروز خبر مرگ او را به آنها می‌دهند.

گوهر عشقی، مادر ستار بهشتی ماجرای حمله لباس شخصی ها به منزل و بازداشت پسرش و خبر مرگ او را چنین تعریف می کند: “سه شنبه چند نفر با لباس شخصی ریختند خانه، ستار و کامپیوتر و گوشی موبایلش را بردند. موبایلش را هم روشن گذاشته بودند تا برود روی پیغام گیر و پیامها را گوش کنند. وقتی پرسیدم شما حکم دارید؟ یکی از آنها کتش را بالا زد و اسلحه اش را نشان داد و گفت این هم حکم! موقعی که پرسیدم او را کجا می برید؟ من چطور از پسرم خبر بگیرم؟ گفتند ما خودمان با شما تماس می گیریم. بعد از این ماجرا همسایه ها گفتند که دیده اند که چند نفر لباس شخصی پیش از اینکه به خانه بریزند از ساعتها قبل بیرون پرسه می زدند و کشیک می دادند. بعد در این مدت به هرجایی ذهنم می رسید برای گرفتن خبری از ستار متوسل شدم، تا اینکه از طریق دوستان خبر ضرب و شتم ستار را در سایت ها شنیدم. امروز هم که می گویند بیایید جنازه اش را بگیرید. نه دادگاهی برای او تشکیل دادند، نه وکیلی داشته است، نه محاکمه شده است، نه اتهامی داشته وقتی می‌پرسیم چرا؟ چی شد؟! می گویند خفه شوید!”

بنا به گزارش سحام، ستار بهشتی یکی از فعالین مدنی در فضای مجازی و وبلاگ نویس و منتقد به سیاست های دولت بود که در سال های گذشته نیز سابقه دستگیری و محکومیت داشته است. این زندانی سیاسی، ۳۵ ساله و یک کارگر ساده است که در هنگام بازداشت نان آور خانواده اش بوده است.

مادر ستار بهشتی به فعالیتهای پسرش اشاره می کند و می گوید: “جرم پسرم فقط این بود که از درد مردم و اجتماع می گفت. از درد کارگران و فقر جامعه می نوشت. می گفت از پیاز کیلویی هزار و پانصد تومان فساد تولید می شود. مردم نان شب خود را از کجا بیاورند. پسرم کارگر بود و درد کارگرها را خوب می فهمید. خرجی بیار خانواده بود و عصای دست من بود. او را از خدا گرفتم به خدا دادم. خدا را شکر پسرم وطن پرست بود، نه وطن فروش! الان حال آن مادرانی را که عزیزشان را کشتند می فهمم دردشان درد من است. این آخری ها ناراحت نسرین ستوده بود و یک مقاله هم در مورد خانم ستوده نوشته بود که بگذارید بچه اش را ببیند….”

سحر با گریه و فریاد خاطرنشان می کند: “برادر من فوق لیسانس دردکشیدن در این اجتماع بود و فوق دیپلم آزادگی داشت. می خواست توی این مملکت انسان باقی بماند. سوال من این است در کجای دنیا یک شهروند را عمودی از خانه اش می برند و بعد از یک هفته می گویند بیایید افقی تحویلش بگیرید. حالا هم به ما می گویند مصاحبه نکنید اما نمی دانند اگر ما هم خفه شویم، خون برادر من مثل خون سیاوش جوشنده است در تاریخ ثبت می شود….”

مطالب مرتبط

نگا القدس العربی :مترجم علی سرداری

اگرچه این تخلفات جدید نیستند، اما تنوع در اشکال و اهداف آن‌ها همچنان ادامه دارد. جدیدترین نمونه، تلاش تعدادی از شهرک‌نشینان برای آتش زدن مسجدی در روستای برقع در شرق رام‌الله بود. مهاجمان پس از آتش زدن خودرویی در نزدیکی مسجد، درهای آن را شکستند و ورودی مسجد را به آتش کشیدند، با وجود آنکه می‌دانستند نمازگزاران در داخل حضور دارند. روشن است که این نوع جنایت فراتر از تلاش برای ارعاب مردم فلسطین و وادار کردن آنان به ترک خانه‌ها و اموالشان است؛ زیرا مسجد را با اهمیت آشکار مذهبی آن هدف قرار می‌دهد. این اقدام، با نمادهای معنوی‌اش، نمونه‌ای آشکار از رویه نژادپرستانه‌ای است که سقوط رژیم صهیونیستی به پایین‌ترین سطوح تبعیض نژادی و مذهبی و زشت‌ترین اشکال آپارتاید را تأیید می‌کند.

نگاه القدس العربی: مترجم علی سرداری

جنگ با ایران، بخش بزرگی از زرادخانه مهمات آمریکا را مصرف کرد و با وجود کشته شدن شماری از رهبران ایران، از جمله علی خامنه‌ای، رهبر پیشین، این جنگ برای آمریکا و اسرائیل ـ «ابرقدرت جدید» به تعبیر نتانیاهو ـ به پیروزی راهبردی منجر نشد. برنامه‌های موساد برای مسلح‌سازی مخالفان ایرانی شکست خورد و بسیج عمومی در ایران ناکام ماند. ساختار سیاسی ایران انسجام بیشتری یافت و چالش‌برانگیزتر و خطرناک‌تر به نظر رسید. افزون بر این، تهران با بستن تنگه هرمز، جغرافیا را به سلاحی راهبردی ـ نه کم‌خطرتر از سلاح هسته‌ای ـ تبدیل کرد و آن را به منبع درآمدی از طریق وضع مالیات بر کشتی‌های عبوری بدل ساخت.

النصره – «رأی الیوم» – نوشته ظهیر آندروس:مترجم علی سرداری

النصره – «رأی الیوم» – نوشته ظهیر آندروس:النصره – «منابع رسمی آمریکایی در آن زمان گزارش دادند که اسرائیل پیش از آغاز جنگ با ایران، با اطلاع ایالات متحده از این تأسیسات استفاده می‌کرده و آنها را برای پناه دادن به نیروهای ویژه و به‌عنوان مرکز لجستیکی نیروی هوایی اسرائیل به کار می‌گرفته است. به گفته همین منابع، در آغاز جنگ، حملات هوایی اسرائیل علیه نیروهای عراقی تقریباً یکی از این تأسیسات را آشکار کرده بود. منبعی در منطقه شرقی اظهار داشت که قرار بود این سایت‌ها موقت باشند، اما اهمیت استراتژیک آنها غیرقابل انکار است.

مطالب پربازدید

مقاله

دکتر وحید عبدالمجید:مترجم علی سرداری