برای کسانی که به دنبال شواهد هستند: بیشتر سامانههای دفاع هوایی آمریکا در منطقه برای حفاظت از اسرائیل به کار میرود، نه دولتهای خلیج فارس که supposed متحد آمریکا هستند. حتی پایگاههای نظامی آمریکا در خلیج نیز از سطح حفاظت رهگیری هوایی که اسرائیل دارد برخوردار نیستند.
شاگردش گادامر به دنبال او آمد تا این دیدگاه را عمیق تر کند و تأکید کرد که درک یک فرآیند گفتگو بر اساس تعامل و یکپارچگی افق ها است. درک صرفاً با خواندن بی طرفانه متن حاصل نمی شود، بلکه از طریق گفتگو بین افق مترجم و افق متن حاصل می شود. هر خوانشی، لزوماً تلفیقی از افق است، جایی که خواننده مملو از سؤالات و انتظارات خود وارد می شود و متن مملو از تاریخچه و زمینه آن را وارد می کند. از این رو، درک نه نهایی است و نه مطلق، بلکه یک رویداد تجدید شده است که با تغییر سؤالات و شرایط تغییر می کند.
این هزینه تنها به آتش و دود محدود نمیشود، بلکه بهسرعت به اقتصاد سرایت میکند. منطقه عربی هرگز از اثرات درگیریهای طولانی و بیثباتی مزمن بهبود نیافته است. صندوق بینالمللی پول پیشبینی رشد خاورمیانه و شمال آفریقا را نسبت به برآوردهای پیشین کاهش داده و تأکید کرده است که درگیریها، بیثباتی و آشفتگی جهانی بر رشد فشار وارد میکنند و خطرات نزولی را افزایش میدهند. اگر منطقه در حالی که تلاش میکند بحرانهای خود را مهار کند چنین وضعیتی دارد، در صورت دخالت مستقیم اعراب در جنگی گسترده با ایران چه خواهد شد؟ در آن صورت موضوع تنها «ضربه و ضدضربه» نخواهد بود، بلکه آزمونی سخت برای توان اقتصادهای عربی در مقاومت در برابر شوکهای همزمان در تجارت، انرژی، اعتماد، سرمایهگذاری و مالیه عمومی خواهد بود.
علاوه بر این، تهران مدل روشنی برای کاهش تعهدات منطقهای خود تدوین نکرده است. در ذهنیت ایرانی، هرگونه عقبنشینی در یک عرصه ممکن است نشانه ضعفی در عرصهای دیگر تلقی شود. پس پرسش این است: آیا هدف، سرنگونی رژیم ایران است یا موضوعی عمیقتر در میان است؟ احتمال دوم با منطق استراتژی کلان سازگارتر است: تغییر شکل محیط ژئوپلیتیکی که ایران در آن فعالیت میکند. اگر توانایی ایران برای حمایت از متحدانش کاهش یابد، اتحادها بازتنظیم میشوند، کریدورهای انرژی تحت نظارت متفاوتی قرار میگیرند و نفوذ ایران محدود میشود، حتی اگر رژیم همچنان پابرجا بماند. یعنی مسئله بر سر این نیست که چه کسی بر ایران حکومت میکند، بلکه این است که ایران در خارج از مرزهایش چه میتواند بکند. این همان چیزی است که ترامپ بارها به صراحت بیان کرده است.
علاوه بر نگرانی دولت ترامپ از نارضایتی عمومی ناشی از افزایش قیمت انرژی و تأثیر آن بر انتخابات میاندورهای، چهرههای رسانهای مانند تاکر کارلسون و جو روگان نشانههای خشم در پایگاه حامیان ترامپ در جنبش موسوم به «MAGA» را برجسته کردند. در نتیجه، رئیسجمهور آمریکا که شعار توقف جنگها و انتقاد از حماقت و بیفایده بودن آنها را داده بود، اکنون با جنگی روبهرو بود که علت آن برای حامیانش روشن نبود و اهداف آن مشخص نشده بود. نگرانی از تبدیل شدن این جنگ به یک جنگ بیپایان ــ مانند ویتنام، افغانستان و عراق ــ با اعلام زخمی شدن ۱۴۰ سرباز آمریکایی توسط پنتاگون تشدید شد.
با به قدرت رسیدن رضاشاه پهلوی در قرن بیستم، دولت در پی اتخاذ سیاستهای مدرنیزاسیون تحت تأثیر مدل اروپایی برآمد. در این زمینه، سازمانهای زنان مانند «کانون بانوان» تأسیس شدند که از پایان دادن به حجاب اجباری حمایت میکردند. در سال ۱۹۳۶، شاه فرمان لغو حجاب در اماکن عمومی را صادر کرد که با اقدامات سختگیرانهای همراه بود و تا برداشتن اجباری آن از زنان پیش رفت.
نگاهی به آمار کلان کشتارها در زندانها و خیابانهای ایران طی چهار دهۀ گذشته، ابعاد گستردۀ خشونت حکومتیرا آشکار میکند. این کارنامه بهویژه در چهار دهۀ اخیر سرشار از قتلهای سیاسی، اعدامهای دستهجمعی وسرکوب خونین اعتراضات مردمی است. نقطۀ عطف این خشونت، قتلعام زندانیان سیاسی در تابستان ۱۳۶۷ بود،جنایتی که طی آن هزاران زندانی، که بسیاری از آنان مشغول گذراندن دوران محکومیت خود بودند بر اساس فتوای مستقیم روحالله خمینی به دار آویخته شدند. سازمان عفو بینالملل شمار قربانیان این کشتار را دستکم ۴۵۰۰ نفرثبت کرده است،(37) حال آنکه منابع مخالفان ایرانی از ارقامی به مراتب بالاتر، تا «دهها هزار نفر»، سخن
گفتهاند.(38)
با گذشت زمان، بسیاری از ایرانیان ــ بهویژه جوانان و زنان ــ به این نتیجه رسیدهاند که این «ظرف الهی» فرسوده شده و به الیگارشیای تبدیل شده است که تنها به تداوم قدرت خود میاندیشد. فرهنگ جدید، سینمای ایران و توانایی بسیج صدها هزار نفر در اعتراضات، نشانههای این تحولاند. اما این جنبش با جنگ نتانیاهو و ترامپ درگیر شد و مسیر آن پیچیدهتر شد.
جهان بهای سنگینی برای آنچه در خاورمیانه اتفاق میافتد خواهد پرداخت و مصرفکننده نهایی به زودی اثرات جنگ را با افزایش قیمتها همراه با کاهش ارزش پول و کاهش قدرت خرید احساس خواهد کرد.
افزایش شدید قیمت انرژی تنها پیامد جنگ با ایران نیست. افزایش قیمت مواد غذایی نیز پیشبینی میشود که ناشی از بحران تأمین کود به دلیل بسته شدن تنگه هرمز است، علاوه بر قیمتهای بالای بیسابقه کودهای نیتروژنی که به گاز طبیعی متکی هستند و برای تولید کشاورزی مدرن ضروری هستند. این امر در نهایت میتواند منجر به بحران غذایی همزمان با بحران اقتصادی جهانی پیشبینیشده شود.
این رویکرد با آموزههای قرآن در تضاد است؛ جایی که خداوند بارها انسان را به تعقل و تفکر دعوت میکند: «أفلا تعقلون» و «أفلا تتفکرون». با این حال، برخی از مدعیان مرجعیت دینی، تفسیر متون را در انحصار خود قرار دادهاند و درِ اجتهاد را بستهاند. بدتر آنکه ادعا میکنند در اسلام روحانیت وجود ندارد، در حالی که عملاً ساختاری مشابه روحانیت را بازتولید کردهاند.