‍‍ ‍‍ گشتی در «هفت تپهٔ» تمدن و توحش

هنگامی که معلمان در اعتراض به وضعیت معیشتی خود تحصن و اعتصاب می‌کنند، و به این جرم به حبس محکوم می‌شوند، میزان حرمت و رعایت منزلت «فرهنگ» در آن جامعه سنجیده می‌شود.
و اما هنگامی که کارگران درازای کار حقوق خود را سرموعد دریافت نمی‌کنند، کوس رسوایی نوعی سیاست اقتصادی-اجتماعی کلان و حاکم بر سر بازار شهر نواخته می‌شود!

اعتصاب کارگران نیشکر «هفت‌تپهٔ» خوزستان، قدیمی‌ترین کارخانه تولید شکر در ایران، و در سرزمین تمدن باستانی شوش، علاوه بر نمایش ابعاد گستردهٔ بحران اقتصادی-اجتماعی جاری، سویه‌های نمادین فرهنگی و تاریخی خاصی دیگری نیز می‌یابد. این واقعهٔ أسف‌بار، ابعاد غیرعلمی و غیراصولی طرح‌های رشد و توسعهٔ صنعتی بی‌اعتنا به متقتضیات اقلیمی را در سدهٔ گذشتهٔ کشور ما به‌روشنی به‌نمایش می‌گذارد. و بدینسان، پیآمدهای اقتصاد «بازارِ آزاد»ی آشکارتر می‌شود که به‌نام «مقدس‌» اش و در روایت میهنی و «خصولتی»اش، رانت‌خواران، مختلسان، حقوق‌بگیران نجومی، دلالان، و … سلاطین مافیاهای گوناگون، از سکه گرفته تا زباله، به کسب و کار روزمره و پیشهٔ «شرافت»مندانهٔ خود مشغول‌اند. «آزادی» بازاری که از هر آب گل‌آلودی ماهی می‌جوید، و حتی از شرایط جنگی و طوفانِ تحریم‌ها، از قحطی، فقر و فلاکت، استیصال و عُسرتِ مردمان و محرومان..، هرروز بیش از دیروز، سودهای بادآورده می‌اندوزد!

چنین اقتصاد و جامعه‌ای، دستگاه قضا و سیاست‌هایی، براستی تا کجا و تا به کی، توان پایداری در برابر تهدیدات خارجی قدرت‌های بزرگ جهان و منطقه را خواهد داشت؟
پرسشِ حیاتی‌ای که امروزه نه تنها اقتصاد و جامعه، حقوق و سیاست، بل‌که فرهنگ و اخلاق و «هویت معنوی» اقلیم ما را به چالش می‌کشد، این‌است که:
فراسوی تمامی تبلیغات گوش فلک کرکُن رسمی، موعظات و نصایح شبانه‌روزی دینی، و نقاب‌ها و رویه های آشکار و پنهان روح ملی،..، کدامین «چشم‌انداز» خواهد توانست امید به امکانِ تغییر-و-تحولی بنیادین را در برابر همهٔ موانع موجود، در مسیر کرامت انسان و احقاق حقوق مردم، از کارگر و کشاورز تا معلم و کودکان فردا، بار دیگر در دل ملت ما زنده سازد؟

نیروی جوان و سالم، آگاه و پیشگام، در صحنهٔ امروز چه مسئولیتی دارد؟ این نیرو آیا بجز «سرمایهٔ نمادین» خود، قدرت دیگری برای مقابله با بحران جاری دارد؟ این سرمایه اما در سویهٔ فرهنگی، بواسطهٔ وزن و شأن (پرستیژ) خود، می‌تواند بیش از هر سرمایهٔ اقتصادی-اجتماعی دیگر، نقش مؤثر و تعیین‌کننده‌ای را در «تاریخ فردا» ایفا کند.
اعلام همدردی با دنیای «کار» و همبستگی با جنبش اعتراضی زحمت‌کشان، نخستین گام در این مسیر است.

✅ @Dr_ehsanshariati

مطالب مرتبط

عبدالواحد كنعان: مترجم علی سرداری

با این حال، النّهوم با حملات شدید نهادهای مذهبی و سیاسی روبه‌رو شد؛ نهادهایی که اندیشه‌های او را تهدیدی برای قدرت و موجودیت خود می‌دیدند. او بارها با طرد اجتماعی و رسانه‌ای مواجه شد و نوشته‌هایش در محافل دانشگاهی و روزنامه‌نگاری وابسته به رژیم‌ها به حاشیه رانده شد. با وجود این، توانست نفوذ خود را از طریق انتشار مستقل و نوشته‌های انتقادی ماندگار حفظ کند.

منیر شفیق – اندیشمند و نویسنده سیاسی:مترجم علی سرداری

چندین سو تشدید شد: لزوم حل بحران تنگه هرمز، تشدید درگیری برای پایان دادن به محاصره بنادر ایران، کاهش محبوبیت داخلی، نزدیک شدن انتخابات میان‌دوره‌ای و تعمیق بحران اقتصادی در آمریکا و جهان.
علاوه بر این، ناامیدی تقریباً کامل از دستیابی به هدف اعلام‌شده جنگ ـ یعنی تغییر رژیم ـ نیز وجود داشت. این ناکامی نه تنها به دلیل مقاومت و انسجام رهبری ایران و وحدت مردم، بلکه به دلیل استقامت سیاسی و نظامی ایران در مدیریت جنگ و درگیری بود. همه این عوامل، رئیس‌جمهور آمریکا را وادار کرده است که یافتن نوعی توافق را بر بازگشت به جنگ ـ آن‌گونه که نتانیاهو می‌خواهد ـ ترجیح دهد؛ به‌ویژه پس از اصرار ترامپ مبنی بر اینکه هرگونه آتش‌بس یا توافق بعدی باید شامل لبنان و شاید غزه نیز باشد. این موضوع روابط میان ترامپ و نتانیاهو را تیره کرده است، چنان‌که در مکالمه تلفنی ماقبل آخر آنها آشکار شد.

جمال الطاهر محقق و متخصص رسانه‌ای تونسی در مونترال، کانادا:مترجم علی سرداری

در تاریخ تونس، یک پارادوکس دردناک تکرار می‌شود: بسیاری از چهره‌هایی که زندگی، اندیشه و مبارزه خود را وقف کشور کردند، در نهایت به انزوا، بدنامی، تبعید، زندان و گاهی حتی مرگ دچار شدند، پیش از آنکه بعدها به‌عنوان بخشی از وجدان ملی دوباره کشف شوند.