قبلا می گفتند که وای بر کسی که حساب روی مجاز کرد.
امروز فضای مجازی برای خودش جایگاهی داد.اما این جایگاه می تواند کاذب هم باشد. همان طور که بحث ها جلوی دانشگاه تهران در اول انقلاب بعد از مدتی شکلی انحرافی یافت به طرف جدال و حنگ رفت و گفتگو در نگرفت و به کوفته مان و (زدومان) تبدیل شد.
البته محتوی کلاب هاوس جدید نیست ، امکان مجازی جدیدی است که در مزاج ما ایرانیان نو دل ربا است چرا که از قبلی نتیجه مناسب نگرفته ایم خیال می کنیم با این ابزار جدید شاید به مقصود برسیم اما مشکل جای دیگری است با تغییر ابراز مجازی جدید مقصود حاصل نمی شود مگر نوع هدف نگاه فرق کند.
قبل از انقلاب فکر ایرانی ما در ارمان اسیر بود بدون راهبرد مشخص برای رسیدن به ان ارمان. این وضع را روشنفکران دامن می زدند.
بعد در دوره اصلاحات ما با پدیده خبرنگار _ روشنفکر روبرو شدیم که با روش فیل هوا کردن با خبر سازی همراه شده بود اما هر خبری استمرار و تاثیر ندارد. این که چند رسانه خبری یا سخنی را بلد کنند فضا بسازنند تا این که ان خبر واقعا خبر باشد فرقش از زمین تا اسمان است.
در دوره اصلاحلات در دوره دوم خاتمی حکومت سخت گرفت . کار پیش نرفت روزنامه ها ماندن با بحران شکل گرفته هر روز با عناوین (مقاومت خلاق )(ارامش فعال ) می خواستند در باره تنور اصلاحات را گرم کنند اما مشکل جای دیگری بود که نتیجه اش را دیدیم.
در حالیکه این راهبرد اولیه اصلاحات یعنی( فشار از پائین و چانه زنی در بالا) نبود که دوم خرداد را ایجاد کرد بلکه این راهبرد بر بستر عملی سوار شد که تازه همین راهبرد هم تاثیر گذار نبود و پیش نرقت به عبارتی بستر باید ساخته شود.
امرور کلاب هاوس مطرح شده است که ابزار خوبی است اما بحث ها چگونه است .
ناگهان مثلا حضور فائزه هاشمی بلد می شود. همین پدیده خبرنگار_روشنفکر که به سوژه خبری نیاز دارد اما سوژه مناسب تاثیر گدار در اختیار ندارد یا نمی تواند داشته باشد از این حضور فائزه خبر می سازد.
فانزه هاشمی شخصیت خبری دارد اما این تاثیر در چه مورد و کجا است؟ مثلا او در ساختار نظام چقدر تاثیر دارد که رای دادن و ندادنش بلد شود؟ او در میان موافقان شرکت انتخابات چقدر تائیر گذار است که خبر رای ندادنش تیتر اول شود؟ مگر این که خبر نگار که بحران خبر دارد باید فیلی هوا کند که بادش زود با خبری دیگر بخوابد.
اما بحران زمانی جدی می شود که این امکان جدید که برای گفتگو است از مخاطب جوگیر شده سوال اصلی را که امثال فائزه باید پاسخ دهند فراموش می شود چرا خبرنگار فیل هوا کن از سوال های تاثیر گذار که در حیطه اقدام و اثر امثال فائزه است نمی تواند خبری فیل هوا کن بسازد.
هم فائزه و هم علی مطهری در معرض سوالاتی تکراری و احساسی قرار گرفتند اما از نقش و و ظیفه و اهدافی که باید انجام می دادند در پرسش و پاسخ در عمل فرار کردند چرا که مخاطب در هوا دیگری سیر می کرد.
علی مطهری با طرح برخی نظرات در مورد حجاب که در حیطه صلاحیت عملی او نیست خبر ساز شد که نظراتش هم تازه نبود بارها تکرار کرده بود اما رسانه ها به این خبر های تکراری عادت دارند باید ان را بزرگ کنند.
علی مطهری که حقوق دان نیست مرجع نیست تا نظراتش در مورد حجاب مورد نقد و بررسی قرار بگیرد او نماینده است که می خواهد کاندیدای ریاست جمهوری شود کسی از او نپرسید با توجه به نقش رهبری او چرا کاندیدا شده است وی بارها این بن بست را در مجلس بیان کرده بود که بیت رهبری تصمیم می گیرد چه تصویب شود چه نشود.حال اگر او رئیس شود برای معضل چه می تواند بکند که خاتمی و روحانی نکردند و شکست خوردند.
از مطهری باید پرسیده می شد فقط احساس تکلیف کردند برای مقام و پست است یا می شود در جای دیگری موثرتر بود.
فائزه هاشمی باید مورد سوال های دیگری قرار می گرفت او تلاش های در باره حقوق زنان انجام داده است چه جمع بندی از این تلاش ها دارد به کجا رسیده است ایا جمع بندی در این مورد دارد یا فقط به جنجال قانع است چرا که امثال او حریم امنیت دارند این حریم را باید برای رفتار درست به نفع مردم خرج کنند نه فقط جنجال و طرح نام خود.در طرح این نوع سوالات است که امثال مطهری و فائزه ها توانشان در ادعای که دارند روشن می شود.
زین سوال ها فراوان است که نه خبرنگار حاضر به ان دامن بزند چون قیل هوا کردن نیست نیز به تحلیل و بررسی دارد نه مخاطب در این داغی سوالات به این سمت می رود.
اما فراموش نکنیم در اثر اين خبر سازی مرده و باد زنده که جذاب است هدف گم می شود همه ما در این قضا سازی مسول هستیم
فضا ها خوبند اما مشکل از ماست .