این روزها ایران داغدار است، بلا و مصیبت از هر سو می بارد و مصیبت بارتر آنکه مردم زیر آوار مهرورزی! جان می سپارند، مقصر هم مشخص است اما او همچنان به عوام فریبی ادامه می دهد و اذهان جامعه به سمتی می رود که انگار کسی را یارای در افتادن با او نیست، گریزگاهی یافته و در این بلبشوی مرگ و عزا و دادخواهی مردم، تند و تیز به این و آن حمله می کند و این حربه ای است قدیمی و گرنه؛ آنچه را او امروز می گوید و ادعا دارد که خانواده لاریجانی ها فلان است و آنان را در هم می کوبد، یافته های امروز نیست و اگر پیش از این از اسرار مگو اطلاع داشت چرا همان موقع نگفت؟
در این که تخلفاتی از آن خاندان صورت گرفته و حسابرسی نشده اند همگان اطلاع دارند و البته جای سوال است که چرا چنین است؟ هر چند با سابقه دروغگویی که از سراغ داریم نمی شود همه گفته های این موجود عجیب و غریب را حمل بر صحت نمود، ولی اینکه این متخلف بزرگ، خود شریک است در بسیاری از معضلات و مصیبتها و بحرانهایی که گریبانگیر مردم شده و کسی از او بازخواستی نمی کند و همچنان می تازد، شک و شبهه هایی را موجب می شود.
متاسفانه حامیان و آنانکه او را بر کرسی نشاندند یا سکوت کرده و یا هر اعتراضی و انتقادی را با این سخن که اکنون جای تسویه حساب سیاسی نیست پاسخ می دهند. اتفاقاً همین مواقع باید او را به محکمه کشاند، آن همه ثروت کشور و پولهایی که غیر قانونی چاپ کردند و در اختیار پروژه مسکن مهر قرار دادند؛ شد آوار غم و بر روی مردم فرود آمد، جانها ستاند، یتیمان بر جای گذاشت، زنان بیوه و مردان بی همسر و خانواده های بسیاری عزادر شدند و کشور در ماتم و عزای عمومی نشست و تا به کی باید منتظر محکمه عدالت ماند؟
دزدی و غارت و اختلاس و هوچی گری و اغتشاش و ….. همه به کنار، آیا این قتل نیست؟ قاتل کیست؟
احمدی نژاد نکبتی بود که مردم گرفتار آن شدند و با فریب و دروغ و ریا، پنجه بر حلقوم ملت نهاد و خون مردم را مکید و حاصل هشت سال ریاستش بر جمهور شد ویرانی و کشتار؛ و چه انسانهای پاک و صادق و دلسوزی که احساس خطر از ناحیه این تازه به دوران رسیده و تفکر انحرافی اش کردند و هشدار دادند اما نتیجه شد زندان و حصر پاکان و رجز خوانی این سرطان بدخیم فزونتر شد.
تفکری که مردم را خس و خاشاک می بیند و فرهیختگان جامعه را بزغاله می داند معلوم است که اگر هم سر پناهی بنام مسکن مهر می سازد یعنی برای مردم مزار می سازد، این که دیگر عیان است و زلزله کرمانشاه و سر پل ذهاب شاهد این قبرستان، آیا در خواست محاکمه جنایتکار، تسویه حساب سیاسی است؟ گیریم که باشد، آیا در خواست نابجایی است؟
اگر امروز کسی دادخواهی نکند چه احزاب و چه علمای دین و چه مردم؛ هیچ عذری در پیشگاه خداوندی نخواهند داشت که امروز سر پل ذهاب، سر پل صراط است.
حضرات نزدیک النظر خوشا بحال شما که لااقل با این موجود، نزدیک المسکن نبودید و برای آمال سیاسی خود به هر قیمتی حتی جان انسانها از او حمایت می کردید مگر نمی بینید مردم در زیر آوار مسکن مهر جان داده اند، هر چند زلزله بزرگ بود اما این جنایت آشکار خیلی بزرگتر است.
این فرد در مقام ریاست جمهوری که خود را منتسب به امام زمان می کرد و هاله نور می دید وظیفه داشت نظارت بر این مسکن سازی که اکنون مشخص شده است مزار سازی بوده؛ داشته باشد و ببینید چه کرده؛ مماشات و میدان دادن به او دیگر خطاست، چه نام تسویه حساب سیاسی بر آن نهید و هر توجیهی دیگر پذیرفته نیست، به جنایتهای او رسیدگی کنید و ادعاهایی هم که دارد در مورد هر خاندانی به دقت و در جای خود بررسی شود.
مطمئن باشید حسابرسی و محاکمه احمدی نژاد حتی در این وانفسای ماتم و عزا دلهای مردم و داغداران این مصیبت را شاد می کند.
احمدی نژاد که قرآن بر رحل می گذاشت و جای امام زمان را خالی می کرد و دولت بهار تاسیس می کرد همه دروغ بود و انحرافی است که محرز شده اقدامات این دولت بهار جز خزان برای ملت در پی نداشته است.
آقای احمدی نژاد؛ عجب نبود گر از قرآن نصیبت نیست جز نقشی و همه کسانی که دوستدار و حامی احمدی نژاد بودید اکنون للمظلوم عونا وللظالم خصما باشید.