تقی رحمانی

شاهزاده ای که امکاناتش و توانش با توقع از وی متناسب نیست

بله نقد من به مواضع سیاسی و شعاری پررنگ شاهزاده رضا پهلوی بر عکس کسانی است که ا زوی توقع دارند که می تواند نظام جدید بر سر کار بیاورد.

روشن هم کنم که من سلطنت طلب و مشروطه خواه سلطنتی را باور ندارم اما نقد من راهبردی است.

سلطنت در ایران در پیوند دوعامل زمین داری و سرمایه داری وابسته به زمین و مذهب دارای قدرت می شود.ایران امروز نفتی است و مذهب حکومت می کند. محمد رضا شاه پهلوی با اصلاحات ناقص ارضی بخشی از پایگاه سلطنت را از میان برد در این شرایط او باید به سمت مشروطه سلطنتی می رفت که نرفت.

با حاکم شدن حکومت دینی ایران وارد بحران شد که به سادگی مشکل ان حل نمی شود.

در اندیشه و ذهن جامعه شاه و شیخ جایگاهی دارند که جمهوری خواهان ندارند اما این جایگاه امروز الترناتیو هم است یا نه جای سوال است.

آیا سلطنت امروز الترناتیو حکومت دینی است یا نه؟

بحران های جامعه گاه این باور را به وجود می اورد که حکومت ایرانی رفتنی است پس از همه هم دست به نقدتر سلطنت است این را کار را هم باید شاهزاده رضا پهلوی بانی ان شود.

همین توقع باعث می شود که وی مواضع پررنگ سیاسی بگیرد و حضور سانه ای پیدا کند اما این حضور چقدر موثر است؟

بی گمان ضعف حریف همیشه دلیل بر پیروزی نیست. چرا که برای پیروزی عواملی لازم است که باید به ان مسلح شد.

شاهزاده رضا پهلوی الیت ایران را با خود به همراه ندارد. روحانیون را با خود ندارد نظامیان را هم همراه ندارد.

اگر چه در ذهن جامعه ما شاه جایگاه دارد اما این جایگاه توان ان را دارد که حکومت فعلی ایران را تغییر دهد؟

تجربه نشان می دهد که این عامل کافی نیست مگر عوامل برشمرده همراه شوند.اما عوامل برشمرده هم نمی تواند همراه شاهزاده شود چرا که وی به دوره پدرش نقد ندارد پس الیت او را نمی پذیرنند. روحانیون با وی همراه نیستند چرا که دین حکومت می کند.نظامیان هم همراه وی نیستند.سازمان دهی هم در داخل میان هواداران خود ندارد.

اما بازی حکومت با شاهزاده چیست؟حکومت ویژگی شاهزاده را می داند اقای خامنه ای مسئله ابان خونین را به نقش پهلوی ها ربط داد.

این برنامه این است که به مرور زمان با توجه به امکانات ناکافی رضا پهلوی نشان دهد که وی هم کارائی ندارد همین ناتوانی حکومت را در موقعیت بهتری نیست به وی قرار می دهد چرا که ا زاجرای خواسته اش نا توان است و شامل مرور زمان می شود.

دقت کنید همین رو ش را حکومت با اصلاح طلبان هم اجرا و انان را ناتوان کرد اگر چه خود حکومت هم کارامد نیست اما توان سرکوب و کنترل دارد.

به عبارتی روش فعلی حکومت اثبات کار امدی خود نیست بلکه اثبات بی اثر بودن مخالفانش در مورد توان اجرای ادعاهایشان است.که نتیجه ان تن دادن ناگزیر مردم به همین حکومت است.

پس هر نیروی سیاسی باید توجه داشته باشد که شعار و عملش به هم نزدیک باشد اما میان شعار و عمل شاهزاده فاصله زیادی وجود دارد.

پ-ن نگارنده فرضی را که فعلا محتمل نیست را مطرح نکردم که حمله نظامی به ایران به سبک عراق است. به نظر می رسد که غرب و امریکا تجربه شوروی را برای ما به کار گرفته اند که اسقاط جامعه و بعد نظام است که داستان دیگری است. بحث جدا می طلبد.

مطالب مرتبط

حفاریات

با این حال، ارقام و حقایق ارائه‌شده توسط منبع، تصویر روشنی را ترسیم می‌کند: دورهٔ اوج‌گیری عمدهٔ اسلام سیاسی در مغرب دیگر به همان شکلی که بیش از یک دهه پیش بود، وجود ندارد؛ در حالی که تجربیات حکومت‌داری و مبارزهٔ سیاسی به باری تبدیل شده است که احزاب مذهبی دیگر نمی‌توانند آن را نادیده بگیرند.

اروپا و آمریکا

در همین زمینه، اظهارات برخی مقام‌های اسرائیلی درباره «طرح مهاجرت» فلسطینیان از غزه نیز مورد انتقاد قرار گرفته است.
مقایسه با دیپلماسی جیمز بیکر

زهرا جعفرزادهدبیر گروه اجتماعی به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

ه گفته سلمانیان، بیشترین عوارضی که کمبود فاکتور ۱۳ دارد، خون‌ریزی مغزی است. گاهی خون‌ریزی از بینی هم شروع می‌شود و در مواردی هم خون‌ریزی در مفاصل رخ می‌دهد. نبود برخی فاکتورها، با خون‌ریزی از ناحیه چشم همراه است و در کنار خون‌ریزی ماهانه برای بیمار، احتمال خون‌ریزی در مثانه و کلیه هم وجود دارد: «تزریق فاکتور ۱۳ بستگی به وزن بیمار دارد. هر ۱۵ کیلو یک آمپول نیاز دارد. یعنی اگر فرد ۶۰ کیلو باشد، ماهانه به چهار تا پنج آمپول نیاز دارد. حالا اگر هم دارویی پیدا شود برای یک بیمار ۷۰کیلویی یک آمپول زده می‌شود که هیچ تأثیری رویش ندارد». او نگران سلامت زنان بیمار این استان است.

مطالب پربازدید

مقاله