سکوت موسوی اردبیلی در تصمیمات مرگ آفرین

مقاله آقای کدیور در مورد موسوی اردبیلی قابل تامل است. ایشان شناخت فقهی از موسوی دارد . برخی از نظرات موسوی با نگاه های مرسوم فقهی فرق داشت و مدرسه مفید جریانی پیشرو در قم است. اگر چه محتوی این مدرسه منتظرى ماب است تا موسوی ماب.

 به تصریح آقای کدیور که درست هم می گوید بعد از سال1372 ایشان بعد از سکته از سیاست فاصله بیشتری گرفت.هم چنان  که در سال 1391 ه.ش از برخی از اشتباهات حلالیت طلبید و چنین گفت:”اگر بنده کاری کردهام که نباید میکردم یا ترک فعلی کردهام که باید انجام میدادم، از همه عذر میخواهم، از همه حلالیت میطلبم. من از طرف خودم حرف میزنم، به دیگران کاری ندارم. من از کارهای کرده و نکرده خودم نگرانم. اگر همه ما درست عمل کرده بودیم وضع این نبود. ولی گمان میکنم همه ما، همه مسئولیم، از سابق تاکنون، باید از مردم عذرخواهی کنیم. ضرورت این کار البته برای مسئولینی که در لباس روحانیتند بیشتر است. “

 اما مگر توبه از کار غلط از میان بردن اثر کار نیست؟ یا  راه آن سکوت است؟

قران و شرع هر توبه ای که با حق الناس ربط داشته باشد را نمی پذیرند مگر این که شرایطش را به جای آوریم. موسوی اردبیلی چنین نکرد. او در بسیاری از تصمیمات مرگ آفرین حکومت یا همراه بود یا سکوت کرد.

 منتطری  هم  به سکوت و غفلت وتوام با رضای وی در مورد اعدام های 1367 اعتراض کرده است.

 روایت  است امام محمد غزالی که در تحکیم حکومت عباسی و سلجوقی سنگ تمام گذاشت و اسماعیلیان را بسیار سرکوب کرد  و در آخر عمر به عرفان محفلی روی آورد و می ترسید که در در دوره خدمت به خلفا خطایی کرده باشد و هم می ترسید در عرفان خود تند نرفته باشد.

 اما سخن از موسوی اردبیلی است. برای ما مقام علمی وی چند ان مهم نیست. رئیس قوه قضائیه فعلی هم کم سواد نیست  اما رفتارش مهم است. مقام علمی موسوی اردبیلی در حوزه هم تحول ایجاد نکرده است.

 حال سوال این است که چرا مقامی که تا این حال محافظه کار بوده در راس قوه ای قرار گرفته است که در تلخ ترین  سال ها بر مرگ آفرینی ها یا بر این اعمال  صحه گذاشته است یا سکوت کرده است. به عنوان مثال وی از وضع زندان اوین اطلاع کامل داشت اما اقدامی در جهت اصلاح آن نکرد ولی منتظری مدام اعتراض می کرد.

 حکایت است که آقایان بهشتی و هم هاشمی از ایشان به عنوان همراه  موافق و با نفوذ در کارها استفاده می کردند . مرحوم بهشتی برای روحانیت در حکومت ایران شان رهبری قائل بود و حق ویژه در اعمال نظر نهائی را باور داشت  و آقای هاشمی در این مورد با دکتر بهشتی هم نظر بود . سوال ما این است.

البته در نظر  آقای کدیور او سکوت  نکرده تا حد توان اعتراض خود را بیان کرده است.

مطالب مرتبط

عبدالواحد كنعان: مترجم علی سرداری

با این حال، النّهوم با حملات شدید نهادهای مذهبی و سیاسی روبه‌رو شد؛ نهادهایی که اندیشه‌های او را تهدیدی برای قدرت و موجودیت خود می‌دیدند. او بارها با طرد اجتماعی و رسانه‌ای مواجه شد و نوشته‌هایش در محافل دانشگاهی و روزنامه‌نگاری وابسته به رژیم‌ها به حاشیه رانده شد. با وجود این، توانست نفوذ خود را از طریق انتشار مستقل و نوشته‌های انتقادی ماندگار حفظ کند.

منیر شفیق – اندیشمند و نویسنده سیاسی:مترجم علی سرداری

چندین سو تشدید شد: لزوم حل بحران تنگه هرمز، تشدید درگیری برای پایان دادن به محاصره بنادر ایران، کاهش محبوبیت داخلی، نزدیک شدن انتخابات میان‌دوره‌ای و تعمیق بحران اقتصادی در آمریکا و جهان.
علاوه بر این، ناامیدی تقریباً کامل از دستیابی به هدف اعلام‌شده جنگ ـ یعنی تغییر رژیم ـ نیز وجود داشت. این ناکامی نه تنها به دلیل مقاومت و انسجام رهبری ایران و وحدت مردم، بلکه به دلیل استقامت سیاسی و نظامی ایران در مدیریت جنگ و درگیری بود. همه این عوامل، رئیس‌جمهور آمریکا را وادار کرده است که یافتن نوعی توافق را بر بازگشت به جنگ ـ آن‌گونه که نتانیاهو می‌خواهد ـ ترجیح دهد؛ به‌ویژه پس از اصرار ترامپ مبنی بر اینکه هرگونه آتش‌بس یا توافق بعدی باید شامل لبنان و شاید غزه نیز باشد. این موضوع روابط میان ترامپ و نتانیاهو را تیره کرده است، چنان‌که در مکالمه تلفنی ماقبل آخر آنها آشکار شد.

جمال الطاهر محقق و متخصص رسانه‌ای تونسی در مونترال، کانادا:مترجم علی سرداری

در تاریخ تونس، یک پارادوکس دردناک تکرار می‌شود: بسیاری از چهره‌هایی که زندگی، اندیشه و مبارزه خود را وقف کشور کردند، در نهایت به انزوا، بدنامی، تبعید، زندان و گاهی حتی مرگ دچار شدند، پیش از آنکه بعدها به‌عنوان بخشی از وجدان ملی دوباره کشف شوند.