زندانی و قـرص ماه

میهن اینک, با صدای زندانیان سیاسی اش نفس می کشد. زندانیان , با صدا های متفاوتی هویت شان را باز می گویند.ایرانِ زندانیان سیاسی , اعتراض های فروخفته , کارگران بیکار , اعتصاب های پراکنده , کودکان کار و خیابان , دختران خیابانی ـ ایرانِ زخمی , اسیرتحریم ها , تهدید ها و گرفتار دیو استبداد است.

زندان به من چیز های زیادی یاد داد

ولی بیش از همه صبر کردن را

هنگام تنهائی پر جمعیت بودن را

در میان جمعیت با خود ماندن را

و پیوسته با خود قهر کردن

ومکررا آشتی کردن را

بدون احساس سنگینی

تحمل خیانت ها را

در پنج متر, پنج هزار متر قدم زدن

در تنگنای دیوارها

سیر دنیا را

و بیش ازهمه

تمام گردها را در دل تیز کردن

انسان بودن , انسان بودن را……..”عزیز نسین”*

 

بند 350 زندان اوین, دکتر, دردِ دندان هایش را فراموش کرده است. چشم هایش همچنان می سوزد.بیماری هایش , چون دیو های دُروج, از او آویخته و روزان و شب اش را در چنبره خود در آورده اند.اما زبان اش همچنان گویاست.گویای درد های بی شماران است. حیات زندانی در زندان هم از دست های آلوده به سرقت در امان نیست.

راهزنان,دست های آلوده شان را در دیوارهای بتونی زندان اوین , آنهم در مصاف با درد زندانی, نفوذ داده اند.

,دکتر,از 130 عدد قرص سهمیه درد هایت, وقتی 100 عددرا کش می روند, با زبان تو بخواهیم حلاجی کنیم, چند در صد تحمل درد ت را باید بالا ببری!

نگران نباش دکتر! ما نیز مردمی هستیم! با 34 سال سابقه اعتیاد به قرص ماه! و درد های بیشمار, وقتی در زمان غفلتِ نگاه به ماه , در آسمان , قرص های نان ما را از سفره هایمان ربودند, زندان رفتن تو افشای آن مسیری بود که مارا در خود غرق نمود.

آنها با تحمیل درد , می خواهند زبان ها را از کار بیندازند. با دست بند و پابند , زندانی را در درونش به بند بکشند. آن گوشه در زندان , بین دو دیوار, دو زندان , اوین و ایران میهن ما یک سال تو سپری خواهد شد.” فرداد 4 ساله” تو هم , با کودکان زندان, فرشته عدالت ! را که به هیبت خفاش بالای سرشان جولان می دهد , با سنگریزه های در مشت هایشان فراری خواهند داد.

از یک دبیر حقوق بشر قوه قضائیه متهم به زمین خواری و خویشاوند قاضی القضات حکومت چه انتظاری داری؟

قلب هائی که پشت دیوار زندان ها , بهم می پیوندند را هیچ نیروئی قادر نیست به زیر مهمیز خود در آورد.

جرم تو , نوشتن, سخن گفتن, و شرکت در اعتراض های مردمی است که , از قرص ماه , رویگردان شده اند. آنها بسیار کسان را , قبل از این زمان , دسته دسته , با گردن های افراشته که, آسمان را تهی از کرامت یافتند , خاک نشین کردند.

آنجا, در هر بند , در هر سلول , بر دیوارها , رد عشق های ماندگارشان بر جاست. زندانیان با صداها یشان, روز ها, ماهها, سالها , دور از چشم های نامحرم زندانبان , عاشقانه هایشان را , آن گونه بر جا گذاشتند. گوش کن , صدای می آید, کسی می خواند , این صدای زندانی ست که با باز و بسته شدن هر دری , می آید و می رود.

میهن اینک, با صدای زندانیان سیاسی اش نفس می کشد. زندانیان , با صدا های متفاوتی هویت شان را باز می گویند.ایرانِ زندانیان سیاسی , اعتراض های فروخفته , کارگران بیکار , اعتصاب های پراکنده , کودکان کار و خیابان , دختران خیابانی ـ ایرانِ زخمی , اسیرتحریم ها , تهدید ها و گرفتار دیو استبداد است.

دیکتاتور,با همۀ توانش,سنگینی یوغ را بر گردۀ نیروی خواهان تفییر, هموار کرده است. کوچک ترین منفذی را مجال حضور نمی دهند. ممانعت از بر پائی مراسم جان باختگانِ نتیجه یک انتخابات آزاد حکومتی که, عدم مشروعیت اش پردۀ گوش فلک را هم دریده است , نشان از مسدود بودن تمام راههائی ست که, جمعی هنوز دل بسته مسیرش هستند.

درین رهگذر, جامعه آبستن حوادث غیرمترقبه ای را مانندست.رژیم مدتهاست به بهانه تهدیدات خارجی در آماده باش کامل نظامی بسر می برد.مردم در منگنۀ تحریم های کمر شکن دول سرمایه داری با مدیریت آمریکا,و نزاع های هسته ای و تهدیدات فی مابین که , منجر به حضور نظامیان دول بیگانه با همۀ ادوات مدرن تجاوز در خلیج فارس گردیده است , جکومت گران , میهن را در آستان تجاوزها و تلاشی قرار داده اند.

در چنین شرایطی , رژیم در پاسخ به بحرانهای پدید آمده که نتیجه عملکرد نابخردانۀ دولت مردانش است , به چه نیروئی پشت گرم است که با اتخاذ روش های سیستماتیک سرکوب هر روز کوچک تر شده و با شقاوت بیشتری به تعقیب سایه های حضور مردم در فضای عمومی , مردمی که , خود در جنگی فلاکت بار با فقرو جستجوی قرصی نان , مشت بر سینه ی خود می کوبند, مشغول گردیده است.

با این عملکرد, چراغ ها در خارج از حوزۀ حضور مردم برای چه کسانی سبز می شوند؟

کاوه بنائی ــ رم

*شعر” مدرسه “از عزیز نسین ترجمه رسول یونان / نشر مشکی سال 1384

سایت ملی – مذهبی محلی برای بیان دیدگاه های گوناگون است.

 

مطالب مرتبط

منیر شفیق – اندیشمند و نویسنده سیاسی:مترجم علی سرداری

افزون بر این، ناامیدی تقریباً کامل از دستیابی به هدف اعلام‌شده جنگ، یعنی تغییر رژیم، نیز وجود داشت؛ نه تنها به دلیل مقاومت و انسجام رهبری ایران و وحدت مردم، بلکه به دلیل استقامت سیاسی و نظامی ایران در مدیریت جنگ. همه این عوامل ترامپ را وادار کرده است که یافتن نوعی توافق را بر بازگشت به جنگ – همان چیزی که نتانیاهو آرزو دارد – ترجیح دهد؛ به‌ویژه پس از اصرار ترامپ مبنی بر اینکه هرگونه آتش‌بس یا توافق بعدی باید شامل لبنان و شاید غزه نیز باشد. همین موضوع روابط میان ترامپ و نتانیاهو را تیره کرده است، چنان‌که در مکالمه تلفنی ماقبل آخر آنها آشکار شد.

عمر العمر:مترجم علی سرداری

برای سد کردن مسیر رفسنجانی، احمدی‌نژاد را وارد صحنه کردند؛ او فرزند سپاه پاسداران بود و در آن آموزش دیده و جنگیده بود. سپس در مدیریت و برنامه‌ریزی رشد کرد و به حلقهٔ نزدیک قدرت راه یافت. او واکنشی به مسیر اصلاح‌طلبانهٔ رفسنجانی و دیپلماسی نرم خاتمی بود. احمدی‌نژاد در خارج نیز به‌ویژه در موضوع هسته‌ای تنش را تشدید کرد و از سرگیری غنی‌سازی را اعلام نمود؛ اقدامی که برای اروپا و آمریکا شوکه‌کننده بود. او با تقویت افراط‌گرایی، حسن روحانی میانه‌رو را جایگزین علی لاریجانیِ تندرو در تیم مذاکره‌کننده کرد. از اینجا اثر انگشت خامنه‌ای بر همهٔ سیاست‌ها آشکار شد. بنابراین، یکی از محاسبات اشتباه ترامپ، تصور او دربارهٔ بازگرداندن احمدی‌نژاد به‌عنوان رئیس‌جمهور موقت بود؛ زیرا گمان می‌کرد او ذهن مناسبی برای اجرای دیدگاه‌های سخت‌گیرانهٔ ترامپ و نتانیاهو دارد.

عبدالواحد كنعان: مترجم علی سرداری

با این حال، النّهوم با حملات شدید نهادهای مذهبی و سیاسی روبه‌رو شد؛ نهادهایی که اندیشه‌های او را تهدیدی برای قدرت و موجودیت خود می‌دیدند. او بارها با طرد اجتماعی و رسانه‌ای مواجه شد و نوشته‌هایش در محافل دانشگاهی و روزنامه‌نگاری وابسته به رژیم‌ها به حاشیه رانده شد. با وجود این، توانست نفوذ خود را از طریق انتشار مستقل و نوشته‌های انتقادی ماندگار حفظ کند.

مطالب پربازدید

مقاله