رای ندادن هم یک ابراز نظر و عمل مدنی و اجتماعی است

من در شرایط فعلی رای نمی‌دهم برای اینکه فکر می‌کنم من باید به چه چیزی رای دهم؟ به اینکه ارکان نظام در برابر هم بلند شده‌اند یا برخی مقامات سپاه اعلام می‌کنند که ما می‌خواهیم انتخابات را مهندسی کنیم…

 .

انتخابات به عنوان یک حرکت مدنی و احترام به نظر و آرای آحاد مردم امری بسیار محترم و مقدس است که در جوامع جدید انجام می‌گیرد و پیشرفتی در جهت حاکمیت مردم بر سرنوشت خودشان محسوب می شود. پس نباید عدم شرکت در انتخابات که به عنوان یک اعتراض یا انتقاد صورت می‌گیرد؛ به عنوان نماد براندازی یا مخالفت عمومی با اصل انتخابات تلقی شود.

اما اینک در شرایطی هستیم که آقای خامنه‌ای می‌گوید به هر کدام از کاندیداهای فعلی رای دهید برای من فرقی نمی‌کند و رای دادن به هر کدام از اینها، رای دادن به نظام است. مفهوم این جمله گویای آن است که به هر حال مشروعیت نظام بدین ترتیب در انتخابات تایید می‌شود.

اما الان این سوال پیش می‌آید که کدام نظام؟ ما ضرب‌المثلی داریم که می‌گوید احترام امامزاده را متولی اش باید حفظ کند. الان باید دید که این نظام چگونه حفظ می‌شود؟ یک رکن اساسی نظام، شورای نگهبان است. شورای نگهبان الان مسئول یک رکن مهم دیگر نظام یعنی مجمع تشخیص مصلحت نظام را زیر سوال می‌برد. یعنی این شورا با رد صلاحیت آقای هاشمی که سال‌ها در این مملکت از ارکان مهم این نظام بوده، هم خود آقای هاشمی را و هم این نهاد یعنی مجمع تشخیص مصلحت نظام را زیر سوال می‌برد.

آقای خامنه‌ای در سالگرد فوت رهبر انقلاب توصیه می‌کنند که نامزدهای ریاست‌جمهوری از سیاه‌نمایی و بی‌انصافی نسبت به یکدیگر پرهیز کنند. اما بلافاصله یک روز بعد آقای خاتمی عضو هیئت رئیسه مجلس خبرگان رهبری که در عین حال یکی از ائمه جمعه منصوب رهبر ایران هم هست می‌گوید نطق بعضی از کاندیداها بوی تعفن سیاه نمایی می‌دهد!

در مورد آقای رئیس‌جمهوری که هنوز سرکار است هم می‌بینیم که روزی آقای خامنه‌ای گفته است که نظرات آقای احمدی‌نژاد خیلی به نظرات من نزدیک است؛ اما حالا می‌بینیم از طرف خیلی از مقامات داخل نظام یا کسانی که طرفدار نظام هستند از آقای احمدی‌نژاد و دوستانش به عنوان یک جریان انحرافی اسم برده می‌شود. به هر حال رئیس‌جمهور یک مملکت یک رکن مهم هر نظامی است. پس از این حرف؛ چقدر اعتماد به خود نظام باقی می‌ماند؟

آقای خامنه‌ای توصیه می‌کنند که کاندیداهای ریاست‌جمهوری نباید این تحلیل را داشته باشند که باید در برابر خارجی‌ها تمکین کنند و کوتاه بیایند و به آنها امتیاز داده شود.وقتی ایشان چنین دستوری می‌دهند باید این موضوع را هم تعیین کنند که رئیس‌جمهوری که می‌بایست در دنیای امروز با تمام کشورهای دیگر در تعامل باشد و هماهنگی داشته باشد چگونه باید برخورد کند. آیا احمدی‌نژاد با برخوردهایی که کرد (از قبیل اینکه اسرائیل باید از صفحه روزگار محو شودو شعارهایی از این قبیل) مورد تایید آقای خامنه‌ای است؟

همچنین شاهد هستیم بعضی از روسای جمهور سابق که هر کدام استوانه‌هایی در این نظام هستند مثلا آقای هاشمی رفسنجانی یا آقای خاتمی که به هر حال برای جامعه ما در خارج با رفتار صحیح و منطقی که داشت آبرو ایجاد کردو نیز آقای موسوی که نخست‌وزیر دوران هشت ساله‌ای بود که به خوبی مملکت را هم اداره می‌کرد؛ همه شان به عنوان گروه فتنه معرفی میشوند.

همه ارکان نظام از داخل همین نظام سست می شوند و بدین ترتیب خود نظام هم سست می‌شود؛ حالا آیا باید به چنین نظامی رای داد تا حفظ شود؟ در عین حال که نظام نباید از داخل خودش را زیر سوال ببرد بایستی تمام مسائلی که در بالا ذکر شد، حل شود. برای همین باید دید که در روزهای آینده این نظام چه وضعی پیدا می‌کند و چه پیش می‌آید و چه کسانی قدم جلو می‌گذارند تا دید آیا باید رای داد یا نه؟ نظامی که من الان میبینم وضعیتش مانند عصای سلیمان است که موریانه هم به جانش افتاده است و پیش می رود؛ مگر فکری به حالش کنند.

من در شرایط فعلی رای نمی‌دهم برای اینکه فکر می‌کنم من باید به چه چیزی رای دهم؟ به اینکه ارکان نظام در برابر هم بلند شده‌اند یا برخی مقامات سپاه اعلام می‌کنند که ما می‌خواهیم انتخابات را مهندسی کنیم یا به این موضوع رای بدهم که بعضی افراد آزاده و روزنامه‌نگاران خوب ما در زندان هستند و تکلیف آن ها به هیچ وجه روشن نمی‌شود. به فسادهای مالی رسیدگی نمی‌شود. هنوز داستان آقای مرتضوی روشن نشده است و … این ها سوالاتی است که برای من و امثال من مطرح است.

من در شرایط فعلی رای نمی‌دهم. در عین حال باید توجه داشت که مخالفت و شرکت نکردن و رای ندادن نیز یک عمل مدنی و اجتماعی است که افراد می‌خواهند نظر خودشان را به این ترتیب اعلام کنند و نباید به عنوان براندازی قلمداد شود.

سایت ملی – مذهبی محلی برای بیان دیدگاه‌های گوناگون است.

مطالب مرتبط

عبدالرزاق بلقروز l مترجم علی سرداری

دوگانگی دانش/قدرت، در زمان استعمار مستقیم یا کلاسیک، در درجه اول در استفاده از علوم انسانی و اجتماعی آشکار شد، به ویژه علم اومانیسم برای درک ویژگی های فرهنگی و عوامل اجتماعی شدن به منظور برچیدن و تغییر شکل با توجه به مرجع استعمارگر. امروزه این دوگانگی بیشتر در عرصه های هوش مصنوعی و خزانه های داده مشهود است، جایی که الگوریتم های کنترل کننده به روغن واقعی قدرت تبدیل شده اند. بنابراین شاهد تشدید درگیریها میان کشورهای بزرگ در این زمینه هستیم.
دوران کلاسیک درگیری مستقیم به پایان رسیده است و با دوران سلطه از طریق اطلاعات، داده ها و شبکه ها جایگزین شده است. شاید آنچه امروز در برابر چشم و گوش ما بین ایالات متحده و چین در حال رخ دادن است نمونه بارز این واقعیت باشد این یک مبارزه عمیق بر سر این است که چه کسی دانش را در اختیار دارد، زیرا دانش به قدرتمندترین ابزار برای کنترل و بازتولید قدرت تبدیل شده است.

ابراهیم نوار:مترجم علی سرداری

نتانیاهو که در ابتدای سال جاری در مصاحبه با The Economist اعلام کرده بود اسرائیل در حال اجرای طرحی برای دستیابی به «استقلال دفاعی» از آمریکا طی ده سال است، به‌خوبی می‌داند که در صورت درگیری با واشنگتن، این طرح ممکن است زودتر از بین برود؛ بنابراین می‌کوشد از این سناریو اجتناب کند.

تيم قسطنطين:مترجم علی سرداری

تنها زمانی که رئیس‌جمهور ترامپ با محاصره بنادر ایران پاسخ داد، رهبران تهران به اجتناب‌ناپذیری پایان جنگ پی بردند. غرور آنها پیش‌تر مانع مذاکره شده بود، اما با قطع آخرین منبع درآمد باقی‌مانده، ایران ناچار به بازگشت به میز مذاکره شد.
یادداشت تفاهم حاصل از این مذاکرات، تنها چند روز پیش علنی شد و از سوی همه طرف‌ها با انتقاد روبه‌رو شده است. تندروهای ایرانی از هرگونه توافق با «شیطان بزرگ» خشمگین‌اند. در سوی دیگر، منتقدان راست افراطی در آمریکا نمی‌فهمند چرا دولت ترامپ حتی باید لغو تحریم‌ها یا آزادسازی دارایی‌های مسدودشده ایران را در نظر بگیرد.

مطالب پربازدید

مقاله