در لیست شوراها به معیارها توجه کنیم نه نام ها!

 در لیست شورا ها معیار مهم تر از پیروزی چرا ؟

– در انتخابات شوراها روش مهم تر از نتیجه است.

-معیار انتخاب  لسیت ها مهم تر کسب پیروزی به هر قیمت مانند ریاست جمهوری است

لیست حمایتی در شوراها برای کسب اعتبار و فاصله گذار از جریانات رانت خوار ضروری است.

 شوراهای شهر و روستا جای حضور جامعه مدنی است . شورا ها را افرادی بهتر است که ورود کنند که 1- مقاوم در برابر فشار 2-  ضد فساد 3- تخصص داشته باشند.

اگر چنین افرادی کم  هستند باز به شکل یک تیم می توان این جمع را به وجود آورد و لیستی مناسب ارائه داد.

به هر میزان که  برای  برخی از نیروی های مستقل و هم جامعه محور انتخابات ریاست جمهوری حضور به ناگزیر است و حتی در انتخابات مجلس اخیر دوره اخیربود اما در عوض شورا ها جای حضور جدی تر افراد شایسته و رای بایسته به آنان وجود دارد.

چرا که امکان تائید صلاحیت نیروهای کار آمد زیاد تر است. در عین حال درجه اهمیت شکست یا پیروزی در شوراها به فاجعه ختم نمی شود. نقش شوراها در توزیع قدرت در جامعه به اندازه مقام ریاست جمهوری نیست و هم چنین در اندازه نقش نمایندگان مجلس در تصمیم گیری کشور هم نیست.

اما شورا ها با وجود اختیارات کم خود هم چنان انرژی به کار گرفته نشده ای دارند که امکان  ارتباط با مردم را فراهم می کنند شوراها می تواند بستر شکل گیری حقوق شهر وندی و مدنی به شکل کاربردی باشند این ظرفیت ها تاکنون کمتر به کار گرفته شده است.

اهمیت شوراها و مجلس با توجه به امکان محدود انتخاب ریاست جمهوری مناسب زمانی بیشتر می شود که این دو نهاد خواسته های خود را به ریاست جمهور و هم مقامات دیگر نظام بتوانند انعکاس دهند، در سیاست های آنان تاثیر گذار شوند. سیاست هایی که بر زندگی مردم تاثیر مستقیم دارد .

در انتخابات شوراهاست که نگاه جامعه محور و نیروی مستقل می تواند کاندیدای مناسب داشته باشد یا به کاندیدای مناسب رای دهد و شکست هم فاجعه قلمداد نشود.

با این وصف انحصارطلبی در حکومت به دو جناح سیاسی فرصت داده که  گاه حمایت نیروهای مستقل و هم مدنی را به اجبار در انتخابات ریاست جمهوری و خبرگان و مجلس  همراه داشته باشند. این ویژگی این نیرو ها به خصوص جریان اصلاح طلب را هم به اندازه ای مغرور کرده است که فکر می کنند هر چه می کنند درست و اصولی است و مردم هم به ناچار باید به لیست آنان رای دهند . این خوش باوری و این ناچاری باعث شده است که لیست اصلاح طلبی گاه با روابط و رفیق بازی  بدون  معیار بسته شود که آثار آن را در شورای شهر قبلی تهران و هم مجلس اخیر دیدیم که برخی از  اعضای این لیست حتی به اصلاح طلبان هم وفا دارنمانند. چرا؟

در انتخابات این دوره شوراهای شهر می توان به لیست و حتی فرد مناسب رای داد. لیستی رای دادن در این انتخابات شرط اصلی نیست. چرا که درحتی اصلاح طلبان  تاکنون  در ارائه لیست ها نشان دادند که  این لیست در عمل بسیار شکلی است و انسجام معنی دار و با برنامه در میان اعضای لیست وجود ندارد. مگر این که لیستی با معیار ارائه دهند.

در حقیقت نقش افراد 1- مقاومت در برابر زور گویی جناح های رانت خوار  2- هم ضد فساد بودن و 3- تخصص است که باید ملاک انتخاب باشد، نه عنوان اصلاح طلب یا هر عنوان دیگر.

نیروهای مدنی و مستقل مانند نهاد های صنفی و روشنفکران و  م.م ها . نهضت آزادی و حتی اصلاح طلبان مردم گرا باید توجه کنند که اگر درانتخابات ریاست جمهوری اخیر و به هر دلیل باید انتخابی ناگزیر کنند در انتخابات شوراها باید انتخاب مطلوب کنند. دراین میدان هم روش دموکراتیک و هم معیارها از شکست و پیروزی مهم تر است چرا که اعتبار می آورد. شوراها و  کسب پیروزی در آن انتخاب مرگ و زندگی نیست اما  میدان انتخاب صداقت و هم نشان دادن شفافیت است.

در شورا ها باید مراقب بود که به لیست یا کسانی رای نداد که رانت خواریشان باعث سرافکندگی حامیانشان شود. جای انتخاب مطلوب در شوراها وجود دارد.

لیست تهران و چند شهر بزرگ هم آزمونی برای اصلاح طلبان است که میزان خلوص میزان عیار اصلاح طلبی خود را نشان دهند.

شهر تهران و شهر های بزرگ دارای رانت های وسیع هستند. فساد هم در ساختار حکومتی ایران توسعه یافته است پس  شورایی که بتواند شهردار را کنترل کند باید پاک دست و تخصص هم داشته باشد.فاجعه  جدال های شورای اول شهر تهران که اصلاح طلبان در آن اکثریت داشتند را هم فراموش نکنیم پس با معیار رای دهیم نه به نام ها .

مطالب مرتبط

منیر شفیق – اندیشمند و نویسنده سیاسی:مترجم علی سرداری

چندین سو تشدید شد: لزوم حل بحران تنگه هرمز، تشدید درگیری برای پایان دادن به محاصره بنادر ایران، کاهش محبوبیت داخلی، نزدیک شدن انتخابات میان‌دوره‌ای و تعمیق بحران اقتصادی در آمریکا و جهان.
علاوه بر این، ناامیدی تقریباً کامل از دستیابی به هدف اعلام‌شده جنگ ـ یعنی تغییر رژیم ـ نیز وجود داشت. این ناکامی نه تنها به دلیل مقاومت و انسجام رهبری ایران و وحدت مردم، بلکه به دلیل استقامت سیاسی و نظامی ایران در مدیریت جنگ و درگیری بود. همه این عوامل، رئیس‌جمهور آمریکا را وادار کرده است که یافتن نوعی توافق را بر بازگشت به جنگ ـ آن‌گونه که نتانیاهو می‌خواهد ـ ترجیح دهد؛ به‌ویژه پس از اصرار ترامپ مبنی بر اینکه هرگونه آتش‌بس یا توافق بعدی باید شامل لبنان و شاید غزه نیز باشد. این موضوع روابط میان ترامپ و نتانیاهو را تیره کرده است، چنان‌که در مکالمه تلفنی ماقبل آخر آنها آشکار شد.

جمال الطاهر محقق و متخصص رسانه‌ای تونسی در مونترال، کانادا:مترجم علی سرداری

در تاریخ تونس، یک پارادوکس دردناک تکرار می‌شود: بسیاری از چهره‌هایی که زندگی، اندیشه و مبارزه خود را وقف کشور کردند، در نهایت به انزوا، بدنامی، تبعید، زندان و گاهی حتی مرگ دچار شدند، پیش از آنکه بعدها به‌عنوان بخشی از وجدان ملی دوباره کشف شوند.

عصام نعمان:مترجم علی سرداری

آیا پس از همه اقداماتی که اسرائیل و آمریکا علیه لبنانی‌ها، فلسطینی‌ها و ایران انجام داده‌اند و همچنان ادامه می‌دهند، رواست که رؤسای جمهور عون و سلام به ایران حمله کنند، گویی می‌خواهند حمایت بی‌قید و شرط آن از لبنان را رد کنند؟ در حالی که ایران شرط پایان جنگ را تعهد جدی اسرائیل به توقف تجاوز و عقب‌نشینی از اراضی اشغالی لبنان می‌داند.

مطالب پربازدید

مقاله