توافقنامه هسته ای پیامدهای خارجی و داخلی فراونی دارد

فکر نمی کنم شش کشورغربی در شرایطی باشند که بتوانند ایران را شش ماه دیگربا استناد به قطعنامه های سازمان ملل که معطوف به توقف کامل غنی سازی ایران است مجبور به توقف کامل غنی سازی کنند…

.

 ایران در مذاکرات هسته ای با کوه مشکلاتی که در گذشته برایش درست شده بود توانست به یک جمع بندی با شش کشور برسد و این خود قدم بزرگی است. نکته مهم آن است که این توافقنامه بیش از تنها یک قطعنامه است. یک مذاکره و جمع بندی است که مجوز می دهد ایران وارد بازار مشترک دنیا شود. زودتر از این نمی گذاشتند ایران به بسیاری از منابعی که جهانی شدن برای بسیاری کشورها مهیا کرده دست یابد.

بعد از پشت سر گذاشتن مذاکرات و اعتمادسازی به یک بعد و فاز دیگر قضیه باید بیشتر نگاه کرد و آن مرتبط با اقتصاد ایران است و اینکه این روند اگر ادامه یابد به جهانی شدن اقتصاد ایران می انجامد. این بحث مهمی است که در خارج از کشور هم زیاد شده است.

نکته دیگر این مذاکره مربوط به کسانی است که در داخل کشور و در سالهای گذشته بر رادیکالیسم تکیه و کوشش می کردند که از این نوع کنش در صحنه سیاسی ایران استفاده کنند، دشمن را در بیرون از مرزها بزرگ کنند و با تعهد خود را به آن ایدئولوژی رادیکال ثابت و دشمن‌تراشی کنند.

این توافق کمک بزرگی می کند که این سوژه از دست این جریان گرفته شود و مملکت آرام آرام اوضاع داخلی خود را سروسامان دهد.

بنابراین این مذاکرات باید بیشتر از موضوع انرژی هسته‌ای ارزیابی شود. الآن فرصتی است که باید غنیمت شماریم؛ دسترسی به منابعی که بازار جهانی برای ایران مهیا می‌کند و اجازه استفاده از آن را به ایران می‌دهد. با این روند سنگ بسیار بزرگی از سر راه برداشته شده است.

خبری که دارم این است که در این رابطه حتی کیهان هم آرام شده و بعد از گزارش صدروزه و آمارهای ارائه شده توسط آقای روحانی خیلی ها به این جمع بندی رسیده اند که مملکت از نظر اقتصادی در شرایط بحرانی قرار دارد. بدین ترتیب در ایران هر چه جلوتر می‌رویم کمتر می‌ توانند سنگ اندازی کنند. برای اینکه جناح راست اگر می‌توانست بیشتر از کارهایی که انجام داده، کاری بکند موقع برگشت روحانی انجام می‌داد. به هر حال سوژه از دست آنها گرفته شده است.

اما در شش ماه آینده چه کارهایی ممکن است از آنها سر بزند؟ به نظر می رسد در این مدت آنها تلاش کنند در مقابل شفاف سازی که باید دولت بکند سنگ اندازی کنند، چون دسترسی مطلق به سایت‌ها یکی از شروط بوده است. و دولت باید تمام تلاش خود را در رابطه با شفاف سازی و اعتمادی که باید درست کند به کار گیرد.

اما در خارج از کشور مشکلات زیادتری وجود دارد. لابی اسراییل و عربستان سعودی آرام نخواهند نشست. ولی اگر روحانی در امر شفاف سازی و اعتماد سازی موفق شود این مشکلات هم آرام آرام حل خواهد شد.

هدف دیپلماسی فعال جواد ظریف به واسطه سفرهای او به دوبی، امارات و عربستان سعودی، قطر و عمان، به نظر می رسد آرام کردن منطقه باشد. آرام کردن اوضاع در عربستان سعودی، مقداری فشار را از اوباما کم می‌کند و به حل اوضاع کمک خواهد کرد. در این رابطه من بسیار خوش‌بینم.

اما آیا استناد به قطعنامه های سازمان ملل در باره ایران که معطوف به توقف کامل غنی سازی ایران است می تواند شش ماه دیگر از طرف غربی ها برای ایران مشکل ایجاد کند؛ من فکر نمی کنم آن شش کشور در شرایطی باشند که بتوانند ایران را مجبور به توقف کامل غنی سازی کنند. الان سانتریفوژها به تعداد 19000 رسیده است هر چند خواسته اند به این تعداد افزوده نشود. اما اینکه غربی‌ها پذیرفته‌اند ایران تا سطح 5 درصد غنی‌سازی کند، به نظر نمی رسد در این رابطه مشکلی ایجاد شود. ایران حق داشتن انرِژی هسته ای را گرفته است و آنها دیگر نمی‌توانند این حق را از ایران بگیرند.

اسراییلی‌ها برای اینکه قدرت ایران در منطقه کم شود اصرار دارند ایران هیچ گونه حقی در رابطه با انرژی هسته‌ای نداشته باشد اما دولت اوباما آن را به رسمیت شناخته است. در ابتدا فرانسه و عربستان سعودی با اسرائیل همصدا بود. دولت کانادا هم کمی از اسراییل طرفداری می‌کند اما کشورهای 5+1 نمی‌توانند از تصمیم خود برگردند. اگر آنها می‌توانستند در همان ابتدای کار همه چیز را تعطیل می کردند.

بدین ترتیب مهم ترین و شاید تنها چیزی که امکان دارد در ایران اتفاق بیفتد کارشکنی در شفاف‌‌سازی دولت است. یعنی غربی ها بخواهند از یکی از سایت‌های ایران دیدن کنند و کسی برای آنها مشکل ایجاد کند. امیدوارم دولت روحانی کاملا واقف باشد که نباید چنین اتفاقی بیفتد. یعنی در طول شش ماه آنها بدون قید و شرط دسترسی به سایت های مختلف ایران که در آنها برنامه هسته ای دنبال می‌شود، داشته باشند. دولت روحانی نباید بگذارد در این رابطه سنگی جلوی پایش بگذارند.

به نظر می رسد چیزدیگری که در این رابطه در آینده مورد بحث قرار گیرد پروتکل الحاقی است که فکر نمی‌کنم مشکلی برای امضای آن نیزوجود داشته باشد. آن هم بسیاری از مشکلات ایران را حل خواهد کرد.

سقف کوشش های تخریبی در داخل بعد از توافق در چند روز اول صورت گرفت. روزنامه کیهان یا برخی اعضای مجلس نهایت کوشش برای کارشکنی در مقابل دولت را انجام دادند. اما الان آرام شده‌اند و بعد از این دیگر نمی توانند بیش از آنچه در روزهای اول کرده اند کار دیگری بکنند. اینک جو آرام تر از تنش های روزهای اولی است که این توافقنامه امضا شده بود.

کیهان تمام تلاش خود را به دنبال حرفهای رکیکی که چند روز قبل‌تر زده بود نشان داد و دیگر کاری نمی‌تواند بکند. تنها گروهی که هنوز جار و جنجال می‌کند حمید رسایی و جبهه پایداری است که در صحنه سیاست ایران وزنه‌ای نیستند. بخصوص بعد از گزارش صدروزه روحانی، همه واقف شدند که چقدر وضع مملکت خراب و به هم ریخته است و بیشتر با دولت همکاری خواهند شد. بنابر این اگر اتفاق استثنایی نیفتد اوضاع آرام‌تر شده و دولت موفق خواهد شد.

مطالب مرتبط

عبدالواحد كنعان: مترجم علی سرداری

با این حال، النّهوم با حملات شدید نهادهای مذهبی و سیاسی روبه‌رو شد؛ نهادهایی که اندیشه‌های او را تهدیدی برای قدرت و موجودیت خود می‌دیدند. او بارها با طرد اجتماعی و رسانه‌ای مواجه شد و نوشته‌هایش در محافل دانشگاهی و روزنامه‌نگاری وابسته به رژیم‌ها به حاشیه رانده شد. با وجود این، توانست نفوذ خود را از طریق انتشار مستقل و نوشته‌های انتقادی ماندگار حفظ کند.

منیر شفیق – اندیشمند و نویسنده سیاسی:مترجم علی سرداری

چندین سو تشدید شد: لزوم حل بحران تنگه هرمز، تشدید درگیری برای پایان دادن به محاصره بنادر ایران، کاهش محبوبیت داخلی، نزدیک شدن انتخابات میان‌دوره‌ای و تعمیق بحران اقتصادی در آمریکا و جهان.
علاوه بر این، ناامیدی تقریباً کامل از دستیابی به هدف اعلام‌شده جنگ ـ یعنی تغییر رژیم ـ نیز وجود داشت. این ناکامی نه تنها به دلیل مقاومت و انسجام رهبری ایران و وحدت مردم، بلکه به دلیل استقامت سیاسی و نظامی ایران در مدیریت جنگ و درگیری بود. همه این عوامل، رئیس‌جمهور آمریکا را وادار کرده است که یافتن نوعی توافق را بر بازگشت به جنگ ـ آن‌گونه که نتانیاهو می‌خواهد ـ ترجیح دهد؛ به‌ویژه پس از اصرار ترامپ مبنی بر اینکه هرگونه آتش‌بس یا توافق بعدی باید شامل لبنان و شاید غزه نیز باشد. این موضوع روابط میان ترامپ و نتانیاهو را تیره کرده است، چنان‌که در مکالمه تلفنی ماقبل آخر آنها آشکار شد.

جمال الطاهر محقق و متخصص رسانه‌ای تونسی در مونترال، کانادا:مترجم علی سرداری

در تاریخ تونس، یک پارادوکس دردناک تکرار می‌شود: بسیاری از چهره‌هایی که زندگی، اندیشه و مبارزه خود را وقف کشور کردند، در نهایت به انزوا، بدنامی، تبعید، زندان و گاهی حتی مرگ دچار شدند، پیش از آنکه بعدها به‌عنوان بخشی از وجدان ملی دوباره کشف شوند.