محمد سهیمی

بیست و پنج سال پس از حمله تروریستی ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، خاورمیانه هنوز هزینه جنگ‌های بی‌ پایان آمریکا را میدهد

mدوستان سلام: امروز، جمعه ۱۱ سپتامبر ۲۰۲۶، بیست و پنجمین سالروز حمله تروریستی القأعده به آمریکا است که در آن نزدیک به ۳،۰۰۰ نفر از مردم عادی آمریکا جان باختند. ریشه این واقعه چه بود؟
بعد از کودتای ۱۷ جولای ۱۹۷۳ در افغانستان که حکومت محمد ظاهر شاه را سرنگون کرد، و جای خودرا به یک جمهوری چپگرا داد، محمد رضا شاه با هنری کیسینجر، وزیر خارجه وقت آمریکا، ملاقات کرد و به او پیشنهاد کرد که آمریکا و ایران مشترکا “مجاهدین” افغان را آموزش نظامی داده، مسلح کرده، و به داخل افغانستان بفرستند تا با دولت مرکزی بجنگند.
آمریکا قبول کرد؛ دولت شاه با همکاری سازمان سیا آن آموزش هارا آغاز کرد، و بودجه آنرا عربستان میداد. وقتی‌ انقلاب حکومت شاه را سرنگون کرد، جای ایران را پاکستان گرفت.
با هجوم شوروی به افغانستان در دسامبر ۱۹۷۹، مسلح کردن به اصطلاح مجاهدین بالا گرفت. زبیگنیو برززینسکی، مشاور امنیت ملی‌ جیمی کارتر، افغانستان را “ویتنام شوروی” اعلام کرد.
شوروی در سال ۱۹۸۹ نیروهای خودرا بیرون کشید. “مجاهدین” به دو گروه تقسیم شدند: طالبان، و القأعده.
طالبان با کمک ارتش پاکستان قدرت در کابل را در ۱۹۹۶ در دست گرفت. آمریکا بسیار مایل بود که با طالبان روابط سیاسی برقرار کند، و حتی سخنگوی وزارت خارجه آمریکا در آن زمان درباره پیروزی طالبان گفت، “ما این تحول را مثبت و به سود مردم افغانستان ارزیابی می‌کنیم.” ولی رفتار بد طالبان دولت کلینتون، که وزیر خارجه آن مدلین البرایت بود را از برقراری روابط سیاسی منصرف کرد، اگرچه لابیگری‌های حامد کرزای و برادر او برای شرکت‌های نفتی‌ که مایل بودند خط لوله گاز از آسیای مرکزی و از طریق افغانستان به اقیانوس هند بسازند ادامه یافت.
در همان سال ۱۹۹۶ سند Clean Break توسط نئوکان‌های امریکایی برای بنیامین نتانیاهو نوشته شد که بر طبق آن قرار بود حکومت صدام حسین در عراق سرنگون شود؛ نظام پادشاهی به آن کشور بازگردد، و اردن تبدیل به کشور مردم فلسطین شود تا فشار بر ایران افزایش یابد.
در سال ۱۹۹۸ کنگره آمریکا قطعنامه‌ای را تصویب کرد که بر طبق آن سرنگونی حکومت صدام حسین به سیاست رسمی‌ آمریکا تبدیل شد.
القأعده به آمریکا حمله کرد. طالبان به آمریکا پیشنهاد دادند که بن لادن را دستگیر و در افغانستان محاکمه کنند، ولی دولت جرج بوش پسر و دیک چینی‌ قبول نکردند.
طالبان با ایران بسیار دشمن بودند، و در سال ۱۹۹۸، پس از قتل ۸ روزنامه نگار و دیپلمات ایران در مزار شریف توسط طالبان، جنگ بین دو کشور نزدیک به آغاز بود که با تدبیر دولت آقای سید محمد خاتمی لغو شد.
در عوض وقتی‌ آمریکا در پاییز ۲۰۰۱ به افغانستان حمله کرد، جمهوری اسلامی به آمریکا کمک‌های زیادی کرد، و در حقیقت نیروهای “اتحاد شمال” که مورد حمایت کامل ایران بود و رهبر آن، احمد شاه مسعود فقط چند روز قبل از حمله ۱۱ سپتامبر ترور شده بود، قبل از نیروهای آمریکا وارد کابل شدند، و طالبان را سرنگون کردند.
آمریکا برای ۲۰ سال افغانستان را اشغال کرد که در طول آن دستکم ۷۵،۰۰۰ نفر از مردم افغانستان جان باختند. آمریکا در افغانستان یک تریلیون دلار هزینه کرد، ولی‌ شکست خورد.
فقط چند روز بعد از حمله ۱۱ سپتامبر، ژنرل وسلی کلارک، فرمانده سابق پیمان ناتو، به پنتاگون رفته بود. به او گفته شد که آمریکا قصد حمله به هفت کشور اسلامی دارد که عبارت بودند از ایران، عراق، سوریه، لبنان، لیبی‌، سومالی، و سودان. به همه اینها حمله شد، که آخرین آن ایران بود.
با اشغال عراق توسط آمریکا، گروه “القأعده در عراق” تشکیل شد که با نیروهای آمریکا ۲ سال جنگید، و ظاهراً شکست خورد. ولی وقتی‌ تظاهرات در لیبی‌ در سال ۲۰۱۱ آغاز شد، “القأعده در عراق” نیروهای خودرا به آنجا منتقل کرد و در جنگ با دولت مرکزی با حمایت غرب شرکت کرد. به اصطلاح “مداخله بشر دوستانه” در لیبی‌، آن کشور را عملا تجزیه کرد، و . ۱۵ سال بعد از آن جنایت هنوز بازار برده فروشی در لیبی‌ هست
در همان سال ۲۰۱۱ جنگ در سوریه آغاز شد که ۱۲ سال قبل درباره آن مقاله‌ای مفصل منتشر کردم. بعد از مدتی‌ “القأعده در عراق” نیروهای خودرا به سوریه منتقل کرد، و خودرا دأعش نامید، که با حمایت قطر، عربستان، امارات، اردن، ترکیه، اسرائیل، آمریکا، فرانسه، و بریتانیا با دولت بشار اسد و حامیان آن، روسیه و ایران، میجنگید.
دأعش به عراق در سال ۲۰۱۴ هجوم برد، و در میانه ماه ژوئن ۲۰۱۴ تا ۲۵ کیلومتری بغداد رسید که با تدبیر سرلشگر شهید ما [خداوند روح ایشان را رحمت کنند] و تشکیل گروه‌های مسلح شیعه و همکاری نیروهای کرد جلوی دأعش گرفته شد، وگرنه دأعش دستکم غرب ایران را به آتش و خون می‌کشید.
عربستان و امارات، با کمک پاکستان، از سال ۲۰۱۵ بمباران وحشیانه و جنایتکارانه یمن را آغاز کردند، که برای ۸ سال ادامه داشت، و در طول آن دستکم ۴۰۰،۰۰۰ نفر از مردم یمن جان باختند. ولی عربستان و امارات در آن جنگ شکست سختی خوردند.
احمد الشرع، تروریستی که هم در عراق و هم در سوریه جنگیده بود، و وزارت خارجه آمریکا برای سر او جایزه ۱۰ میلیون دلاری تعین کرده بود، با حمایت ترکیه و آمریکا حکومت سوریه را در دست گرفت. بخشی از دأعش نیز به شرق افغانستان نزدیک مرز چین رفتند، و حال خودرا گروه “خراسان” مینامند که قصد ایجاد آشوب در کشور‌های آسیای مرکزی، و مناطق مسلمان نشین غرب چین را دارند.
بر طبق گزارش پروژه “هزینه جنگ” Cost of War در دانشگاه ییل آمریکا، در طول ۲۵ سال گذشته،
دستکم ۹۴۰،۰۰۰ نفر بطور مستقیم در این جنگ‌ها کشته شده ا‌ند، و تا حدود ۳،۸۰۰،۰۰۰ نفر بطور غیر مستقیم [کمبود دارو، بیماری‌های ناشی‌ از جنگ؛ آبهای آلوده، نبود بیمارستان…] به دلیل این جنگ‌ها جان باخته ا‌ند.
نزدیک به ۴۰،۰۰۰،۰۰۰ نفر آواره شده ا‌ند، و
میزان خسارت اقتصادی ده‌ها تریلیون‌ها دلار میباشد. خود آمریکا هم دستکم ۷ تریلیون دلار هزینه این جنگ‌ها کرده است.
این آمار شامل تجاوز اسرائیل و آمریکا به ایران، نسل کشی در غزه، هجوم به لبنان، و اشغال بخشی از سوریه توسط اسرائیل نمیشود. فقط در غزه دستکم ۲۲۵،۰۰۰ نفر کشته شده ا‌ند.
سه نقل قول در باره این جنگ‌ها مهم هستند:
اول، در سال ۲۰۰۹، هیلری کلینتون در سنای آمریکا گفت [قریب به مضمون]، “بیاییم این حقیقت را قبول کنیم که ما با گروه‌هایی‌ میجنگیم که خودمان بوجود آورده بودیم.”
دوم، محمد بن سلمان در مصاحبه‌ای در چند سال پیش [فکر می‌کنم ۲۰۱۹ بود] گفت، “بعد از انقلاب ایران، آمریکا از ما خواست که از گروه‌های بنیاد گرای اسلامی که دست به تروریسم زده بودند، حمایت کنیم، که کردیم.
سوم، استیون کینزر، روزنامه نگار و نویسنده نامدار امریکایی نیز گفت، “واقعه ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ نتیجه مستقیم کودتای آمریکا در ایران در سال ۱۹۵۳ میباشد.
تو خود حدیث مفصل خوان از این مجمل.

مطالب مرتبط

نویسنده: احمد الدباوی مترجم علی سرداری

همان‌گونه که مودودی مطرح کرد، برای سید قطب نیز حاکمیت نظامی الهی است که زندگی مردم را بدون دخالت انسان اداره می‌کند و هدف آن حکومت بر اساس قانون خدا و رد هر قانون دیگر است. قطب با ابداع اصطلاحات «جاهلیت» و «حاکمیت» در پی توجیه پروژهٔ اسلام سیاسی اخوان‌المسلمین بود.

مصطفی_ملکیان

شاهنامه در کنار حیاتِ ادبی زنده و زایندهٔ خود و تأثیرِ بی‌مانندی که بر شاعران و سخنوران پس از خود داشته، تأثیری که موجب قوام افزون‌تر زبان فارسی شده، همواره به مثابه یک کلان‌متنِ فرهنگی، محل توجه و مایهٔ الهامِ اهل هنر در زمینه‌های گوناگون هنرهای غیرکلامی و تصویری، از نگارگری و نقاشی و مینیاتور گرفته، تا فرشبافی و معماری و هنرهای تزئینی بوده است. گیرم که بسیاری از این هنرمندان، چه بانام و چه بی‌نام و بی‌نشان، سراسر شاهنامه و یا حتی یک صفحهٔ آن را نخوانده باشند. تأثیر شاهنامه بر هنرهای مدرن و معاصری چون نمایش‌نامه‌‌نویسی نیز در آثار کسانی چون بهرام بیضایی، بر دوستداران ادب و فرهنگ و هنر پوشیده نیست.