آیا قیام جدیدی علیه اسرائیل آغاز شده است که این بار توسط آمریکا جرقه زده شده است؟ این پرسشی است که شاید برخی آن را مطلوب بدانند، اما ربطی به واقعیت ندارد؛ زیرا دگرگونیها، هرچقدر هم بزرگ باشند، پیوندهای اتحاد استراتژیک واشنگتن و تلآویو را نمیشکنند. با این حال، قرائتها و نظرسنجیهای آمریکایی حاکی از تغییرات اساسی در نگاه به اسرائیل در هر دو حزب دموکرات و جمهوریخواه است، اگرچه پایهها و مرزهای این تغییر متفاوتاند. برجستهترین نتیجه آن است که تصویری که جامعه آمریکا از اسرائیل داشت، دیگر همان نیست، و نسل جدید آمریکا اکنون دیدگاهی منفی نسبت به رژیم صهیونیستی دارد و نسبت به عدالت حقوق فلسطینیان دلسوزتر شده است.
وقتی صحنه در پرتو واقعیات ساختارشکنی میشود، به نظر میرسد تصویر اسرائیل به عنوان یک دولت دموکراتیک در درون دیوارهای حزب دموکرات در حال فرسایش است. جالبتر اینکه راست پوپولیستی در ساختار حزب جمهوریخواه نیز دلایل اساسی برای مخالفت با اسرائیل دارد. هر دو گرایش در یک پرسش مهم توافق دارند: چرا ایالات متحده از طرف اسرائیل پول خرج میکند و در جنگهای نیابتی میجنگد، در حالی که آمریکاییها از مشکلات بهداشتی، آموزشی، مسکن و هزینههای زندگی رنج میبرند؟
زمانی که زهران ممدانی شهرداری نیویورک را به دست آورد، گفته میشد این یک رونق گذراست و نه نشانهای از دگرگونیهای سیاسی در حمایت از حقوق فلسطینیان و تجدیدنظر در حمایت کورکورانه از دولت اشغالگر. اما ظهور چپ دموکراتیک در نقاط مختلف ادامه یافت. نبرد سرنوشتساز پیروزی عبدالرحمن (عبدال) السید در میشیگان پس از شکست هیلی استیونز در انتخابات مقدماتی سنای دموکرات رخ داد، علیرغم حمایتی که از سوی نهادها و شخصیتهای طرفدار اسرائیل دریافت کرده بود.
۶۰درصد از مردم آمریکا، از همه اقشار و احزاب، دیدگاه منفی نسبت به اسرائیل دارند
شوکهای درون حزب دموکرات به پیروزی عبدال ختم نشد؛ بلکه سناریو تکرار شد و تأیید کرد که دیوارهای حزب ترک خوردهاند، عملیات ترمیم دیگر فایدهای ندارد و شواهد به روشنی نور خورشید است و با غربال پنهان نمیشود. در مینهسوتا، نقطه عطف زمانی بود که پگی فلانگان نامزد دموکرات سنا شد و بسیار جلوتر از رقیب طرفدار اسرائیل قرار گرفت، در حالی که مت لیتل، نامزد مترقی، کرسی مجلس نمایندگان را در همان رقابت به دست آورد. قوانین حاکم همچنان شکسته میشوند؛ زیرا انجی نیکسون، عضو جنبش سوسیالدموکرات، با کسب نامزدی حزب برای مجلس سنا به هزینه الکساندر ویندمن، علیرغم تفاوت فاحش بودجه، به شگفتی بزرگی دست یافت.
مهمترین تحول از کالیفرنیا رخ داد؛ زمانی که عایشه وهاب، صدای دموکراتی که به شدت از اسرائیل انتقاد میکند، علیرغم صرف میلیونها دلار از سوی گروههای آیپک برای حمایت از رقیبش، کرسی مجلس نمایندگان را به دست آورد. وهاب ۵۳.۱ درصد آرا را در برابر ۴۶.۹ درصد رقیب کسب کرد و نخستین افغان-آمریکایی شد که وارد کنگره میشود. بنابراین تصویری که از میشیگان آغاز شد، پیش روی ما تکرار میشود: نامزدهای مترقی، علیرغم تفاوت فاحش هزینهها، پیروز میشوند و انتقاد از نفوذ سیاسی لابی طرفدار اسرائیل را از بار انتخاباتی به عنصر بسیج در بخشهای رو به رشد پایگاه دموکرات تبدیل میکنند.
تأثیر این تغییر فراتر از حزب دموکرات است. در میشیگان، مایک راجرز، نامزد جمهوریخواه سنا، از آیپک خواست از حضور علنی در حمایت از او خودداری کند، از ترس اینکه ارتباط با این سازمان به بار انتخاباتی تبدیل شود. اگر این روند درست باشد، دیگر پرسش فقط این نیست که آیا نفوذ سیاسی لابی طرفدار اسرائیل در حزب دموکرات کاهش خواهد یافت؛ بلکه این است که آیا ارتباط عمومی با آن بهتدریج به یک خطر انتخاباتی تبدیل شده است.
بازگشت به عبدال، پدیده؛ او مواضع خود را از ابتدا پنهان نمیکرد. او خواستار پایان دادن به حمایت بیقید و شرط از اسرائیل و اولویت دادن به مراقبتهای بهداشتی و عدالت اجتماعی بود. حقیقت این است که آنچه عبدال میبیند، بهوضوح در نظرسنجیها منعکس شده است: ۵۸ درصد دموکراتها میگویند آمریکا بیش از حد از اسرائیل حمایت میکند و ۶۲ درصد معتقدند آمریکا از فلسطینیها حمایت کافی نمیکند. از همه واضحتر اینکه نیمی از اعضای حزب دموکرات به صراحت تأکید میکنند اسرائیل در غزه نسلکشی کرده است. در مجموع، ۶۰ درصد از عموم مردم آمریکا از گرایشها و احزاب مختلف نگاه منفی به اسرائیل دارند و در میان نسل جوان، ۵۸ درصد نگاه مثبت به فلسطینیها دارند، در حالی که نگاه مثبت به اسرائیل کاهش یافته و از ۳۲ درصد فراتر نمیرود.
درگیری در حزب دموکرات عمیقتر شده است. موضوع غزه و موضع در قبال اسرائیل به بخش اساسی مبارزه بر سر هویت حزب دموکرات تبدیل شده است.
سونامی تغییر در ایالات متحده، پایههای جناح راست در حزب دموکرات را متزلزل نکرد، بلکه فراتر رفت و پرسشهای مهمی را در قلب ساختار حزب جمهوریخواه، بهویژه میان حامیان دونالد ترامپ، منفجر کرد. در اینجا، نبردهای ترامپ و تاکر کارلسون شاخصی است که میتوان بر اساس آن سنجید؛ و کلمه کلیدی این نبرد «اول آمریکا» است. معنای آن چیست و برای هر تیم چه مفهومی دارد؟
پرسش مشکلآفرینی که میان رهبران حزب جمهوریخواه مطرح است: آیا «اول آمریکا» به معنای حمایت از اسرائیل و حفاظت از منافع آن است یا به معنای عدم ورود به جنگهای خارجی مگر در صورت وجود منافع مستقیم آمریکا؟ این بحث پس از جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران شعلهورتر شد و این باور شکل گرفت که بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، ترامپ را در این جنگ دخیل کرده و همچنین در جنگ غزه او را به موقعیتهای شرمآور کشانده است. تاکر کارلسون تنها صدای جنبش راست پوپولیستی نیست؛ چهرههای شناختهشده دیگری نیز با ترامپ مخالفت میکنند و جنبش MAGA تقسیم شده است و حتی یک نفر هم یکپارچه پشت رئیسجمهور ایستاده نیست.
با وجود اهمیت این دگرگونیها در خیابان آمریکا و تأثیرات درازمدت آنها، این به معنای گسست از تلآویو یا کودتا علیه آن نیست؛ بلکه به معنای حرکتی تدریجی و فزاینده برای بازتعریف رابطه آمریکا و اسرائیل است: از کجا باید آغاز کرد و به کجا باید رسید؟ شاید نگاهی عادلانهتر به مسئله فلسطین و لیبرالتر از کنترل آیپک و نفوذ اسرائیل در دولت آمریکا و کاخ سفید.
درگیری در حزب دموکرات ممکن است عمیقتر شده باشد. موضوع غزه و موضع در قبال اسرائیل به بخش اساسی مبارزه بر سر هویت حزب دموکرات تبدیل شده است. به همین دلیل، ممدانی و حامیانش تلاش میکنند با حمایت از نامزدهای مترقی در همه نبردهای انتخاباتی، فرش خود را گسترش دهند و نفوذشان را تقویت کنند؛ و این ممکن است نبردی مقدماتی برای موضعگیری در رقابتهای آینده ریاستجمهوری باشد.
جوانان آمریکایی کلیشه غالب را شکستهاند و درک بیشتری از آرمان فلسطین پیدا کردهاند و حمایت بیشتری از آن نشان میدهند.
انتخابات میاندورهای آتی تعادل مهمی برای آنچه در آینده رخ خواهد داد است. نظرسنجی رویترز–ایپسوس نشان میدهد دموکراتها با ۴۲ درصد در برابر ۳۷ درصد جمهوریخواهان جلوتر هستند و مستقلها با ۱۲ امتیاز به دموکراتها متمایلاند. محتملترین سناریو برای ناظران این است که دموکراتها کنترل مجلس نمایندگان را دوباره به دست بگیرند؛ شاید نتوانند سنا را تصاحب کنند، اما حرکت رئیسجمهور ترامپ را محدود و مهار خواهند کرد.
آنچه اکنون در آمریکا رخ میدهد، پیامدهای منفی برای اسرائیل دارد و سناریوهای آینده میگویند حمایت از اسرائیل مشروط به معیارهای سیاسی و حقوق بشری خواهد شد و کمک به اسرائیل به موضوعی انتخاباتی تبدیل میشود، نه صرفاً بخشی از سیاست خارجی. شکاف نسلی در حال عمیقتر شدن است؛ زیرا جوانان کلیشه غالب را شکستهاند و درک بیشتری از آرمان فلسطین پیدا کردهاند و حمایت بیشتری از آن نشان میدهند.
در نهایت، دوران اجماع حزبی بر سر اسرائیل به پایان رسیده است و انتقاد از اسرائیل دیگر نه خط قرمز است، نه «تابو» غیرقابل دسترس، و نه محدود به چپ و ترقیخواهان در واشنگتن؛ بلکه به پدیدهای عمومی تبدیل شده است. آمریکاییها از چپ تا راست خواهان جدایی میان منافع آمریکا و اسرائیل هستند. خوشبینترینها نسبت به آینده میپرسند: بیست سال دیگر، وقتی جوانانی که با فلسطین همدردی و حمایت میکنند به قدرت برسند و زمام امور را در کاخ سفید، مجلس نمایندگان و سنا در دست گیرند، چه رخ خواهد داد؟
منبع العربی الجدید
عمرو حمزهوی:مترجم علی سرداری
طنز ماجرا اینجاست که این تحول در زمانی رخ میدهد که اسرائیل بیش از هر زمان دیگری به آمریکا نیاز دارد. هرچه جنگها گسترش یابند، رویاروییهای منطقهای عمیقتر شوند و افق سیاسی مناقشه فلسطین و اسرائیل تیرهتر شود، نیاز اسرائیل به حمایت آمریکا بیشتر میشود. اما با افزایش فاصله میان سیاستهای اسرائیل و آنچه بخشهای روبهرشد آمریکاییها با منافع و ارزشهای ایالات متحده سازگار میبینند، حفظ این حمایت دشوارتر میشود.
- 1405/06/10