هبة‌الله بدر:مترجم علی سرداری

از مادرید تا غزه… وقتی تاریخ موقعیت‌های کنونی را ایجاد می‌کند

در حالی که اکثر کشورهای اروپایی تمایل به اتخاذ مواضع حامی اسرائیل داشتند، اسپانیا با مواضع خود در حمایت از آرمان فلسطین، یک استثنا در صحنه اروپا به نظر می‌رسید. این امر جدیدی نبود؛ اسپانیا در طول تاریخ طولانی خود توانسته بود کلیشه نگرش اروپا نسبت به فلسطین را ـ که در سیاست‌های عمومی آن و ارزش‌های مرتبط با عدالت و همبستگی منعکس می‌شد ـ بشکند.
با این حال، سال‌های اخیر که مصادف با جنگ اسرائیل علیه نوار غزه بود، شاهد تغییر محسوسی در این مواضع بوده است؛ تغییری که شکل عمومی‌تری به خود گرفته و در سیاست‌ها و مواضع خارجی مقامات ارشد اسپانیا تجسم یافته است. این تحول پرسشی فراتر از جنگ را مطرح می‌کند: آیا موضع اسپانیا پاسخی موقعیتی به رویدادهاست یا گسترش یک مسیر تاریخی، سیاسی و فرهنگی عمیق؟
برای درک ماهیت موضع اسپانیا، نگاه به تحولات جنگ اخیر در نوار غزه کافی نیست؛ بلکه باید به مجموعه‌ای از عوامل ژئوپلیتیکی، تاریخی و فرهنگی بازگشت که به‌گونه‌ای در شکل‌گیری این موضع نقش داشته‌اند.
موقعیت جغرافیایی اسپانیا به تقویت روابط میان آن و جهان عرب کمک کرده و بستری سیاسی فراهم آورده که پذیراترِ آرمان فلسطین بوده است. میراث اندلس نیز به‌عنوان عنصری فرهنگی که بر گشودگی و ارتباطات می‌افزاید، حضور داشته است؛ هرچند به‌تنهایی نمی‌تواند ویژگی موقعیت اسپانیا را توضیح دهد.
این وضعیت را نمی‌توان جدا از بافت تاریخی آن فهم کرد. در دوران حکومت ژنرال فرانسیسکو فرانکو (۱۹۳۹–۱۹۷۵)، با وجود انزوای بین‌المللی و محرومیت اسپانیا از جامعه جهانی، مادرید از به‌رسمیت‌شناختن اسرائیل خودداری کرد؛ در زمانی که قدرت‌های بزرگ شرق و غرب به‌سرعت آن را به رسمیت شناخته و واقعیت جدید را پذیرفته بودند.
اسرائیل در بخش بزرگی از گفتمان رسانه‌ای و سیاسی، روایتی مبتنی بر این ادعا ایجاد کرده است که یک کشور دموکراتیک در میان محیطی خصمانه است و اقداماتش چیزی جز جنگ دفاعی برای محافظت از خود نیست تا دستاوردهای مشروع و بین‌المللی کسب کند. با این حال، این روایت نتوانست موضع اسپانیا را حتی پس از به‌رسمیت‌شناختن اسرائیل در سال ۱۹۸۶ تغییر دهد.
مادرید موضع قاطع خود مبنی بر رد اشغال و حمایت از فلسطین را کنار نگذاشت و در تلاش برای ایفای نقش فعال، میزبان کنفرانس صلح مادرید در سال ۱۹۹۱ شد؛ کنفرانسی که راه را برای توافق اسلو هموار کرد.
این میراث تاریخی طولانی به‌تنهایی برای توضیح موضع اسپانیا کافی نیست، زیرا تحولات سیاسی داخلی نیز در تغییر شکل سیاست خارجی اسپانیا در قبال فلسطین نقش داشته‌اند. از زمان به قدرت رسیدن حزب کارگران سوسیالیست به رهبری پدرو سانچز و تقویت حضور آن در کنار نیروهای چپ، به‌ویژه اتحاد سومار، گفتمانی سیاسی پدید آمده که بر ضرورت پایبندی به حقوق بین‌الملل و حقوق بشر تأکید دارد و مسئله فلسطین را بخشی از این تعهد می‌داند.
این گفتمان و دگرگونی‌ها به گام‌های عملی تبدیل شد؛ برجسته‌ترین آنها تصویب به‌رسمیت‌شناختن رسمی کشور فلسطین توسط دولت اسپانیا به رهبری پدرو سانچز در ۲۸ مه ۲۰۲۴، همراه با کشورهایی مانند ایرلند و نروژ.
در حالی که کشورهای اروپایی سیاست‌هایی اتخاذ می‌کنند که در حوزه‌های مختلف از اسرائیل حمایت می‌کند، این اقدام اسپانیا ـ در کنار مواضع دیگر کشورها ـ می‌تواند صدایی متفاوت در داخل اتحادیه اروپا باشد؛ به‌ویژه با توجه به بیانیه‌های نمایندگان اسپانیا در پارلمان اروپا. نماینده لورا بالارین از استانداردهای دوگانه اروپا در قبال غزه انتقاد کرد و خواستار تعلیق توافقنامه ارتباط اتحادیه اروپا و اسرائیل شد. همچنین دادگاه ملی اسپانیا از آغاز تحقیقات علیه مقامات نظامی اسرائیل در پس‌زمینه رهگیری «ناوگان مقاومت جهانی» در آب‌های بین‌المللی در اکتبر ۲۰۲۵ ـ در جریان مأموریت بشردوستانه برای رساندن کمک به نوار غزه ـ خبر داد.
این موضع‌گیری‌ها تنها به سطح خارجی محدود نماند، بلکه از طریق تظاهرات و اعتراضات در چندین شهر، از مادرید تا بارسلونا، به داخل اسپانیا نیز کشیده شد و خواستار آتش‌بس شد. نظرسنجی‌ها در خیابان‌های اسپانیا نیز نشان‌دهنده همدردی گسترده با آرمان فلسطین است؛ امری که به دولت کمک کرده تا حاشیه سیاسی لازم برای اتخاذ مواضع جسورانه در اتحادیه اروپا را داشته باشد.
موضع اسپانیا به حوزه ورزش نیز کشیده شد؛ به‌طوری‌که باچی لوپز، سخنگوی بلوک سوسیالیست در پارلمان، احتمال عدم حضور اسپانیا در جام جهانی ۲۰۲۶ را در صورت راهیابی تیم ملی اسرائیل تأیید کرد. سانچز نیز پیش‌تر خواستار منع اسرائیل از حضور در مسابقات ورزشی بین‌المللی شده بود.
بنابراین، خواندن موضع اسپانیا مستلزم توجه به ریشه‌های تاریخی، سیاسی و فرهنگی ترکیبی است؛ زیرا این موضع در نتیجه یک رویداد واحد شکل نگرفته، بلکه حاصل انباشت‌هایی است که طی چندین دهه گسترش یافته و با دگرگونی‌های داخلی عمیق‌تر شده است؛ همزمان با ظهور نیروهای سیاسی پایبند به گفتمانی که بیشتر با حقوق بین‌الملل و حقوق بشر پیوند دارد.
با توجه به تداوم تفرقه اروپا بر سر مسئله فلسطین، امروز اسپانیا الگویی متفاوت به نظر می‌رسد که توانسته حضور خود را تثبیت کند؛ زیرا بار دیگر پرسشی را مطرح کرده که اروپا همواره از آن گریخته است: تا چه حد می‌توان منافع سیاسی را با تعهد به اصول مطرح‌شده در سخنرانی‌های خارجی سازگار کرد؟
منبع العربی الجدید

مطالب مرتبط

ابراهیم غرایبه، نویسنده اردنی مترجم: علی سرداری

دین یکی از مهم‌ترین منابع توجه و نگرانی در تفکر و برنامه‌ریزی در حوزه عمومی و گفتمان عمومی است. در طول تاریخ و در همه مناطق جغرافیایی و در میان همه ادیان، توجه طبقات اجتماعی، مجامع عمومی، متفکران، روشنفکران و حتی افراد با آگاهی فرهنگی محدود را به خود جلب کرده است. این موضوع با توسعه سریع رسانه‌ها و فناوری‌های ارتباطی اهمیت بیشتری یافته است. بحث پیرامون دین در حوزه عمومی، سیاست، نهادها، نظم اجتماعی و اخلاقی، علوم طبیعی و محض و رابطه دین و سیاست را در بر می‌گیرد. اینها بحث‌هایی دیرینه‌اند که پایه‌های آنها در دوران مدرن با انقلاب انگلیس در قرن هفدهم گذاشته شد.

الحسین الدومی :مترجم علی سرداری

علاوه بر این، می‌توان از تجربه صدر اسلام به عنوان الگویی تاریخی بهره گرفت که حضور زنان در زندگی عمومی را در ابعاد علمی، اجتماعی و اقتصادی نشان می‌دهد. زنان در انتقال دانش، فعالیت اقتصادی و حمایت از زندگی اجتماعی در چارچوب نظام ارزشی سازگار با زمینه تاریخی و فرهنگی آن دوران مشارکت داشتند، بدون آنکه این مشارکت به معنای جدایی آنها از ساختارهای خانوادگی یا اجتماعی باشد.

د. عبد الله خليفة الشايجي:مترجم علی سرداری

بی‌تردید این تحولات و پدیده‌ها یک قیام بزرگ را شکل می‌دهند که به زلزله‌ای سیاسی در ساختار آینده حزب دموکرات نزدیک می‌شود و نسلی جدید، مستقل‌تر و آگاه‌تر را پدید می‌آورد؛ نسلی که تأکید می‌کند «آمریکا باید حرف اول را بزند، نه هیچ کشور دیگری ـ از جمله اسرائیل».

مطالب پربازدید

مقاله