در ادامه مقاله خود در هفته گذشته: « ظهور مترقیان جدول را بر روی سیستم آمریکایی می چرخاند» – من تعجب می کنم که پیروزی عبدالرحمن السید و نامزدهای جنبش مترقی-سوسیالیستی او چگونه تأثیر خواهد گذاشت، آنها نامزدهای رقیب تشکیلات حزب دموکرات مانند هیلی استیونز را در میشیگان شکست دادند و فلانگان علیرغم مخالفت با لابی اسرائیل و جنگ ها و سیاست اسرائیل، نامزدی حزب دموکرات را برای سناتور از مینه سوتا به دست آورد، و شکست آن از رقیب مورد حمایت لابی آمریکایی-اسرائیلی. برای پیوستن به عبدالرحمن السید، با تقویت جایگاه و وزن ترقیخواهان؟! پیش از این پیروزی تاریخی زهران ممدانی به عنوان شهردار نیویورک – و افزایش تعداد نامزدهای مترقی و سوسیال دموکرات در انتخابات مقدماتی و افزایش تعداد آنها به دلیل پذیرش پیشنهاد آنها برای دست زدن به مطالبات مردمی و مبارزه با پول سیاسی و لابی ها.
این روند توسط چهره های کهنه کار و با نفوذی مانند سناتور برنی سندرز و نمایندگان مترقی: الکساندرا کورتز، رشیده طلیب، ایلهان عمر و رو خانا تقویت می شود. علاوه بر پیروزی نامزدهای سوسیالیست در چندین ایالت در انتخابات مقدماتی حزب دموکرات در نیویورک، کلرادو، مینه سوتا و دیگران. به خصوص در ایالت های نوسانی (Michigan و Minnesota) زیرا حزب دموکرات اکثریت اندکی را از حزب جمهوری خواه ربود. بدین ترتیب اختیارات، دستور کار و تخلفات ترامپ محدود شده و سلطه او بر نظام سیاسی آمریکا شکسته می شود.
سوال این است » آیا دکترین ترقی خواهان و سوسیالیست ها با پیشبرد رویکردهای جدید و متفاوت و برخورد منطقی و واقع بینانه، با محدود کردن بی پروایی ترامپ، موفق به تشکیل ائتلافی موثر و افزایش تعداد قانونگذاران آمریکایی در مجلس نمایندگان و سنا خواهد شد؟ و با توسل به قانون اساسی و اختیارات کنگره برای اعلام جنگ؟ و با جلوگیری از جنگ ها بدون مجوز و تایید کنگره؟! که آخرین آن تزلزل و شکست جنگ علیه ایران در رسیدن به اهدافش است و حتی شروع به تهدید امنیت آمریکا و امنیت و ثبات متحدان کرده است.
این روند با ظهور یک گفتمان انتقادی و جسورانه در درون حزب، تشکیلات سیاسی و مردمی آمریکا که سیاست های اسرائیل در ارتکاب جنایات جنگی و جنگ های راست افراطی صهیونیستی را رد و مخالف است، تقویت می شود. او از شرکت و تامین مالی جنگ هایی که ایالات متحده در آن شرکت داشت خودداری کرد. انتقاد از اسرائیل، نتانیاهو و شورش علیه لابی پرنفوذ آمریکایی-اسرائیلی به پدیده ای چشمگیر در نظام سیاسی آمریکا تبدیل شده است.
پیشبرد اصول دکترین ترقی خواهان و سوسیالیست ها از طریق محدود کردن جنگ ها و تعیین شرایط روشن برای حمایت نظامی و مالی از متحدان، به ویژه اسرائیل، تغییر مهمی را تشکیل می دهد. و همچنین اجرای قانون «Lehi با ممنوعیت عرضه معاملات تسلیحاتی به کشورهایی که از سلاح های آمریکایی برای کشتن غیرنظامیان و مردم بی گناه استفاده می کنند – همانطور که اسرائیل در غزه و لبنان و تجاوزات مداوم خود به حاکمیت کشورهای عربی انجام می دهد. آنچه ممنوعیت تامین تسلیحات تهاجمی و دفاعی اسرائیل را توجیه می کند. همانطور که عبدالرحمن آقای فلانگان می خواهد. آنچه رژیم آمریکا را با چالش مواجه خواهد کرد. او همچنین حاضر نشد به جنگ های تحریک شده و در خدمت دستور کار راست اسرائیل به رهبری نتانیاهو و دولت افراطی او کشیده شود. تمایز بین امتناع از حمایت از نتانیاهو و برنامه افراطی او و تعهد به حمایت از اسرائیل، تا درخواست تحریم وزرای افراطی و رهبران شهرک نشینانی که فلسطینی ها را در کرانه باختری تحت پوشش دولت به وحشت می اندازند و به آنها حمله می کنند، تمام راه تحریم کالاهای تولیدی و محصولات کشاورزی در شهرکسازیهای غیرقانونی.
این روند توسط شخصیتهای برجسته و مترقی مانند زهران ممدانی تشویق میشود که علناً نتانیاهو را یک جنایتکار »war» توصیف میکند – و جرأت میکند او را در صورت شرکت در نشست مجمع عمومی سازمان ملل در سپتامبر آینده تهدید به دستگیری کند – قبل از اینکه تصمیم خود را پس بگیرد زیرا
آیا دکترین ترقیخواهان و سوسیالیستها با پیش بردن رویکردهای جدید، موفق به تشکیل ائتلافی مؤثر و افزایش تعداد قانونگذاران آمریکایی در مجلس نمایندگان و سنا خواهد شد؟
اختیارات او برای دستگیری نتانیاهو محدود است. اما بدون ترس از پیگرد قانونی به اتهام »anti-Semitism» و خصومت با اسرائیل.
این امر نتانیاهو و دولت او را تحت فشار قرار میدهد. از دست دادن او و ائتلافش می تواند به انتخابات کنست در اکتبر آینده منجر شود. پایان سیاسی نتانیاهو و خروج او از صحنه سیاسی برای همیشه – و شاید حتی محاکمه و زندانی شدنش.
قانونگذاران مترقی و سوسیالیست نیز ممکن است با امتناع از ادامه جنگ بدون افقی که منافع آمریکا را تامین نکند – با رکود، بستن تنگه هرمز، بالا بردن قیمت نفت و سوخت و در نتیجه هزینه زندگی برای مردم عادی آمریکا – برای پایان دادن به جنگ علیه ایران تلاش کنند در خدمت منافع و امنیت آمریکا است. بنابراین، جناح مترقی-سوسیالیست با حمایت نمایندگان سنتی دموکرات، به دنبال تحت فشار قرار دادن ترامپ و دولت او برای گرفتن مأموریت از کنگره و ارائه توجیهات قانع کننده برای پایان دادن به جنگ و عدم راه اندازی جنگ قبل از اتمام فرصت های دیپلماتیک خواهد بود. با محدود کردن بودجه دفاعی و در اولویت قرار دادن آمریکا و منافعش. نه اول اسرائیل یا هر کس دیگه!!
تلاقی دستور کار و دکترین مترقی-سوسیالیستی با اصول جنبش محافظه کار «MAGA» پایگاه مردمی جناح راست ترامپ ( را تقویت می کند که نقش مهمی در اصرار ترامپ بر انتخابات ریاست جمهوری دو بار) داشت، با رد جنگ های خارجی و تسلیم شدن به لابی اسرائیل – موفقیت در اجرای دستور کار مشترک آنها. و موفقیت آنها در اجتناب از تشدید با پیامدهای محاسبه نشده – مانند جنگ غزه و ایران. بدین ترتیب، رفع تهدید ایران برای امنیت خلیج با تلافی با هدف قرار دادن تاسیسات نفت و گاز، نیروگاه ها، آب شیرین کن ها و فرودگاه های خلیج. بنابراین، سیاست ها و مواضع سوسیالیست های مترقی منجر به آرامش و تأثیر مثبت بر امنیت خلیج فارس خواهد شد.
به ویژه با اتخاذ اصول و ایده های ترقی خواهان در مخالفت با جنگ های آشکاری که اسرائیل و دولت ترامپ علیه ایران به راه انداخته اند – و ترجیح دیپلماسی. این امر نقش میانجیها را به رهبری قطر، عمان و عربستان سعودی با حمایت خلیج فارس تقویت میکند، زیرا آنها به عقلانیت و واقعگرایی نزدیکتر هستند. این کار با فشار برای حل مسئله فلسطین و رد کنترل لابی اسرائیل بر سیاست های ایالات متحده در خاورمیانه انجام می شود. و مخالفت با جنگ غزه و ایران.
آیا این امر به عقلانی شدن و منطقی شدن سیاست خارجی و امنیتی آمریکا منجر خواهد شد؟ بنابراین، به پایان دادن و باز کردن کمیتههای تحقیقاتی برای پایان دادن به جنگها علیه ایران، غزه و لبنان و تقویت امنیت منطقهای و خلیج فارس کمک خواهد کرد – بهویژه با خروج نتانیاهو و گروه افراطیاش پس از شکست در انتخابات کنست. در خاتمه، ما با مرحلهای از سیاستها و رویکردهای منطقیتر و معتدلتر روبرو هستیم که از تشدید تنش و جنگها دور میشویم تا در خدمت برنامهای غیرواقعی باشیم.
بنابراین، من به تصمیم گیرندگان در کشورهای خلیج ما توصیه می کنم که کانال های ارتباطی را با رهبران جنبش مترقی-سوسیالیستی باز کنند، تاکید بر اهمیت حمایت آمریکا از امنیت خلیج و متحدان خلیج فارس و پیوند دادن این حمایت به اهمیت امنیت ناوبری در خلیج عربی، دریای سرخ، تنگه هرمز و باب المندب. تاکید بر منافع مشترک با حفظ قیمت نفت در حد متوسط و در نتیجه قیمت سوخت و هزینه زندگی.
همچنین باید بر مهار اسرائیل، آرامش و فشار برای جلوگیری از تشدید تنش ایران با حرکت تسلیحات و نیروهای نیابتی خود در یمن و عراق، با حمله به کشورهای حاشیه خلیج فارس و تهدید امنیت ما تاکید کرد. این امر امنیت خلیج فارس و منافع مشترک با ایالات متحده را افزایش می دهد.
٭ استاد گروه علوم سیاسی – دانشگاه کویت
منبع القدس العربی