خبرگان رهبری؛ چرا نامزدی حسن خمینی مهم است؟

پس از چند ماه تعلیق و ابهام، سرانجام سیدحسن خمینی، نوه ۴۳ ساله رهبر انقلاب اسلامی برای انتخابات مجلس خبرگان اعلام نامزدی کرد. چرا نامزدی حسن خمینی دارای اهمیت است؟

به نظر می‌رسد مبتنی بر چهار نکته زیر، ورود نوه آیت‌الله خمینی به رقابت انتخابات خبرگان معنادار و مهم است.

 

۱. ‘پرچمداری’ خاندان خمینی

آنچه که در گام نخست، سیدحسن را برای ناظر بیرونی واجد جذابیت می‌کند، انتساب او به رهبر انقلابی است که نقشی ویژه در تغییر نظام سیاسی ایران در سال ۱۳۵۷ داشت.

کاریزما و محبوبیت گسترده آیت‌الله روح‌الله خمینی و جایگاه خاص و منحصر به‌فرد او در انقلاب و تکوین نظام جمهوری اسلامی، هنوز (افزون بر ربع قرن پس از درگذشت بنیان‌گذار نظام مبتنی بر ولایت فقیه) برای بخش مهمی از جامعه ـ به‌ویژه حامیان حکومت و دلبستگان به نظام ـ واجد جذابیت و اهمیت است.

خاندان خمینی متکی بر این وضع، و حسن خمینی که می‌توان او را پرچمدار اصلی خانواده دانست، جایگاه ویژه‌ای دارد.

حسن خمینی دارای بضاعت‌های فقاهتی و دانش حوزوی قابل اعتنا است (او از چند سال پیش به تدریس خارج اصول مشغول است که نشانه‌ اجتهاد محسوب می‌شود و کلاس‌های پررونقی دارد)؛ اما آنچه او را از دیگر نامزدها متمایز می‌کند در گام نخست، همین انتساب او به نخستین رهبر جمهوری اسلامی است.

نامزدی نوه آیت‌الله خمینی برای مجلس خبرگان رهبری هرچند به معنای تلاش او برای تداوم رژیمی است که پدربزرگ بانی آن بود، اما هم‌زمان می‌تواند اقدامی معنادار برای اصلاح روندهای مسلط در جمهوری اسلامی ارزیابی شود.

 

۲. بازیگری در میدان سیاست

افزون بر ۲۶ سال از درگذشت آیت‌الله خمینی، و بیش از ۲۰ سال از فوت احمد خمینی می‌گذرد. هرچند حسن خمینی پس از پدرش، مسئول “موسسه تنظیم و نشر آثار” آیت‌الله خمینی شد، و در اغلب عرصه‌های سیاسی ـ به‌ویژه در یک دهه اخیر ـ حضور داشته، اما کمتر در قامت یک بازیگر سیاسی ایفای نقش کرده یا مورد توجه ناظران بوده است.

نامزدی حسن خمینی برای انتخابات مجلس خبرگان اما اعلام ورود یک بازیگر سیاسی جدید و موثر به میدان سیاست و رقابت‌های پرچالش آن در ایران است.

او در صورت تایید صلاحیت و ورود به مجلس خبرگان رهبری ـ که هر دو با توجه به موقعیت شخصی و خانوادگی وی کاملا محتمل به نظر می‌رسند ـ بر کرسی‌ای تکیه می‌زند که معنای آن، نظارت بر کار رهبر جمهوری اسلامی، ایفای نقش مستقیم در انتخاب جانشین برای رهبر کنونی پس از فقدانش، و نیز مهم‌تر از اینها، مطرح‌شدن در متن قدرت و مناسبات نهاد مهمی است که او را به‌مثابه‌ یکی از گزینه‌های محتمل برای رهبری آتی در نظام مبتنی بر ولایت فقیه مورد توجه قرار خواهد داد.

از امروز نام حسن خمینی می‌تواند به‌عنوان گزینه‌ای مهم برای نشستن در جایگاه نفر نخست نظام پس از فقدان رهبر کنونی، مطرح شود و مورد ارزیابی و تحلیل ناظران قرار بگیرد.

۳. نزدیکی به اصلاح‌طلبان

اگرچه خاندان خمینی و شخص حسن خمینی کوشیده‌اند از دخالت جهت‌دار در منازعه‌ جریان‌های اصلی سیاسی در نظام، پرهیز کنند، اما نزدیکی آنان به اصلاح‌طلبان و به‌خصوص همدلی حسن خمینی با آنان، به‌دشواری قابل انکار است. بخشی از این همسویی، به رابطه خوب خاندان خمینی با محمد خاتمی (چهره نخست اصلاحات در ایران) مربوط است.

حسن خمینی در این افزون بر شش سال سپری شده از انتخابات پرمسئله و ابهام ۱۳۸۸، پروایی از نشست و برخاست با خاتمی نداشته و بروز نداده است. این، به‌ویژه با توجه به حساسیت نهادهای امنیتی ـ قضایی همسو با کانون مرکزی قدرت در ایران بر شخص محمد خاتمی، قابل تأمل است. حساسیتی که تا سقف اعلام ممنوعیت درج اخبار و تصاویر محمد خاتمی در مطبوعات ایران، پیش رفته است.

عدم‌حضور نوه مشهور آیت‌الله خمینی در مراسم تنفیذ و تحلیف محمود احمدی‌نژاد در دور دوم ریاست جمهوری‌اش، لغو مراسم شب احیای سنتی در آرامگاه بنیان‌گذار جمهوری اسلامی پس از جلوگیری نهادهای امنیتی از سخنرانی خاتمی، و ممانعت لباس شخصی‌ها و گروه‌های فشار از سخنرانی وی در خرداد ۸۹ و در مراسم سالگرد درگذشت آیت‌الله خمینی، یا در اردیبهشت ۱۳۹۳ در بروجرد، تنها معدودی از شواهد مهم هستند که موقعیت سیاسی او را شفاف می‌کنند.

افزون بر اینها، نمی‌توان به رابطه نزدیک خاندان خمینی و شخص حسن خمینی با اکبر هاشمی رفسنجانی، بی‌اعتنا بود. تجلیل چند ماه پیش رییس مجمع تشخیص مصلحت از نوه آیت‌الله خمینی، و “علامه”خواندن وی، نمایشگر وجهی از مناسبات این دو بود. توصیفی که با واکنش خشم‌آلود و نارضایتی رسانه‌های منتقد و مخالف آقای هاشمی رفسنجانی همراه شد.

بر این همه باید حمایت حسن خمینی از حسن روحانی را در انتخابات ۱۳۹۲ افزود؛ رویدادی که بیش از پیش موقعیت و رویکرد نوه بنیان‌گذار جمهوری اسلامی را در میدان رقابت‌های سیاست روشن کرد.

 ۴. نزدیکی به روحانیان سنتی و نواندیش

نگاهی گذرا به مراجع و روحانیان ارشدی که حسن خمینی در دوره‌های مختلف تحصیلی در دروس آنان حضور داشته، روشنگر نسبت او با طیف‌های گوناگون مستقر در حوزه‌های علمیه است.

مراجع تقلید و فقهای مشهور و “آیت‌الله”هایی چون: وحید خراسانی، شبیری زنجانی، محقق داماد، فاضل لنکرانی، جوادی آملی، استادی، موسوی بجنوردی، موسوی اردبیلی، صانعی و مومن در این فهرست معنادار جا دارند.

این روحانیان شامل مراجع و مجتهدانی هستند که یا به فاصله‌گیری از همکاری با نهاد سیاست مشهورند، و یا آنکه به داشتن برداشت‌های نو یا همدل با دانش نوین بشری و اتخاذ رویکردهای مداراجویانه‌ و اصلاح‌طلبانه در حوزه سیاست معروفند.

مستقل از نسبت فامیلی و نزدیکی حسن خمینی با آیت‌الله موسوی بجنوردی؛ او با آیت‌الله محقق داماد، استاد دانشگاه و دانش‌آموخته دکترای حقوق از بلژیک، بیش از دیگر مدرسان، محشور بوده است. رابطه‌ای که در دیدگاه‌های حسن خمینی بی‌تأثیر نبوده است.

این مناسبات حسن خمینی را به جهت فقهی و حوزوی در اردوگاهی قرار داده که با طیف فقهای سیاسی و همسو با هسته اصلی قدرت در جمهوری اسلامی (آیت‌الله‌هایی چون نوری همدانی، مکارم شیرازی، مصباح یزدی، محمد یزدی و جنتی) فاصله دارد.

از این زاویه، به همان میزان که نامزدی حسن خمینی برای انتخابات مجلس خبرگان مورد اقبال طیفی از حوزه قرار خواهد گرفت، موجب خشم و نارضایتی طیفی دیگر واقع خواهد شد. با این تفاوت که به نظر می‌رسد طیف نخست، از مقبولیت و محبوبیت بیشتری هم در حوزه و هم در جامعه (به‌ویژه نزد اصلاح‌طلبان) برخوردار باشد، در حالی که طیف دوم، اقلیتی است که با تکیه بر برخی نهادهای قدرت، از تریبون‌های بیشتری ابراز وجود، و در حوزه و جامعه، اعمال قدرت می‌کند.

چهار نکته‌ یادشده، از شواهد و دلایل اصلی اهمیت نامزدی سیدحسن خمینی برای نشستن بر صندلی مجلس خبرگان رهبری هستند.

سکوت نسبی رسانه‌های وابسته به تندروها و اصول‌گرایان در قبال خبر نامزدی حسن خمینی، یا ابراز نارضایتی‌های آشکار و پنهان آنان از این رویداد نیز به‌قدر لازم معنادار و ـ از وجه سلبی ـ خود نشانه‌ای دیگر از اهمیت این رخداد سیاسی است.

منبع: بی بی سی

مطالب مرتبط

دکتر مولای احمد صابر نویسنده مراکشی:مترجم علی سرداری

این روند ایدئولوژیک، به تحریف «نمادهای فرهنگی» ملی و به حاشیه‌راندن پوشش‌های سنتی متناسب با محیط‌های گوناگون ـ مانند پوشش‌های روستایی و واحه‌ای ـ انجامیده و آنها را قربانی یک «لباس استاندارد» فراملی کرده است که در خدمت هویت سازمانی قرار دارد. بدین ترتیب، حیا از یک «فضیلت درونی» و بخشی از آداب اجتماعی، به «ابزار طرد» سیاسی تبدیل شده و نماد را از زیبایی و خودانگیختگی‌اش تهی کرده است. رهایی روسری از این قید ایدئولوژیک و بازگرداندن آن به فضای فرهنگی و زیبایی‌شناختی‌اش، نقطه آغاز بهبود جامعه و بازگشت به وضعیت طبیعی آن است؛ وضعیتی که در آن دین رابطه‌ای والا میان فرد و خداست و حیا و عفت واقعی در هماهنگی با رودخانه‌ها و نور خورشید معنا می‌یابد، نه در چارچوب «وسواس بصری» ایدئولوژی‌ای که خودانگیختگی اجتماعی را به نبردهای سیاسی بر سر یک تکه پارچه تقلیل داده و وسعت دین را به نفع تنگنای فضاهای محصور مصادره کرده است.

احراز هویت «ملیت»

«احراز هویت ملیت» (با الهام از معنی این واژه که باز‌تعریف و تایید مجدد هویت یک فرد است) در ایران امروز جز با تشخص یافتن دوباره مردم - با همه تکثر و گونه‌گونی موجود- در عرصه عمومی ممکن نیست.تلاش‌های نظری عزت سحابی برخلاف تئوری‌های قدرت‌محور و ضدتکثر ستیز «ایرانشهری» جواد طباطبایی و ناسیونالیسم شیعی- ایرانی جمهوری اسلامی، می‌تواند نکته اتکایی برای شروع یک حرکت ملی نظری- عملی در میان نخبگان سیاسی و فرهنگی و بخش‌های خواهان اصلاح در حاکمیت باشد.اگر گفته شده است «قانون برای مردم است و نه مردم برای قانون» به الهام از آن تاکید باید کرد که «آرمانها برای مردم است و نه مردم برای آرمانها»- حتی اگر شعارها رَدای «تقدس ملت » بر تن کند.

توأم الشواورة:مترجم علی سرداری

در همین زمینه، ترامپ هفته گذشته در جلسه کابینه گفت: «ما پولی را که آنها ادعا می‌کنند مال خودشان است، کنترل می‌کنیم. ما کنترل آن پول را حفظ خواهیم کرد. و وقتی آنها درست رفتار کنند، وقتی کار درست را انجام دهند، به آنها اجازه می‌دهیم پولشان را داشته باشند. اما در حال حاضر، ما این کار را نخواهیم کرد.»