یکشنبه 31st ژانویه 2016 , ساعت: 12:01کد مطلب : 90810 نسخه قابل چاپ

چرا حنای “تحریم” دیگر رنگی ندارد؟

سومین علت هم وعده های “نسیه ” یا به عبارتی وعده های “سرخرمنی” تحریمی ها بوده است. وعده هایی انتزاعی که در بستری از واقعیت جایی ندارند. به لطف پیشرفت جامعه مدنی مسائل جرئی تر، مطالبات عینی تر و خواسته ها مصداقی تر شده است. نشان دادن یک فضای مه آلود و نامشخص از سوی تحریمی ها این جامعه مدنی سختگیر  را راضی نمی کند. 

فضای انتخابات به دلیل عملکرد شورای نگهبان مه آلود است. هنوز نمی توان دورنمایش را درست تشخیص داد هر چند که به نظر می رسد با وجود رد صلاحیت های فراوان حنای تحریم رنگی ندارد. شاید تجربه هشت ساله احمدی نژاد و تاثیر فضای انتخاباتی ۸۸ و پیروزی حسن روحانی در سال ۹۲ ضربات جدی بر گفتمان تحریم وارد کرده است در غیر این صورت باید با توجه به شدت رد صلاحیت ها، صدای تحریمی ها بلند تر می شد اما اینگونه نیست چرا که هنوز بسیاری امیدوار به تایید صلاحیت کاندیداهایشان هستند و از طرفی عده ای به دنبال رویکردی سلبی تر هم هستند: یعنی ممانعت از ورود کاندیداهای تندرویی که به خصوص در سال های گذشته هم لفظ فتنه را ابزار حذف رقبا کردند و هم علیه برجام و رفع تحریم ها موضع گرفتند.

در تلگرام که امروز یه یکی از محل های تولید شایعه نیز تبدیل شده خبر  تایید صلاحیت هزار کاندیدای مجلس منتشر شده بود. خبری که  هنوز تایید نشده و برخی آن را در حد فضاسازی های رسانه ای دانسته اند. در انتخابات خبرگان نیز رد صلاحیت حسن خمینی اگر چه غیر منتظره نبود اما سروصدای فراوان داشت. طبیعی است او نوه آیت الله خمینی است و انتظار می رود در تهران آرای میلیونی کسب کند و در تحولات آینده خبرگان به ویژه در محور انتخاب رهبری آینده یا جانشینش تاثیرگذار خواهد بود. شورای نگهبان با رد صلاحیت هایش شش استان را غیر رقابتی کرد و نه عضو خبرگان به راحتی می توانند به این مجلس راه یابند. در برخی از استان ها مانند خوزستان و آذربایجان شرقی، تعداد کاندیداها تنها یک نفر بیشتر از تعداد سهمیه هاست. هم در مجلس  هم در خبرگان، انتظار تجدید نظر در صلاحیت کاندیداها هست اما کمتر می توان به تجدیدنظر اساسی در صلاحیت کاندیداها دل بست. با وجود این محدودیت ها چرا گفتمان تحریم صدایی ندارد؟

یک علتش می تواند همانطور که در بالا گفته شد تجربه های انتخابات های موفق و ناموفق در سال های اخیر  بوده است. انتخابات ۸۴ تلنگری به فعالان سیاسی و مدنی و نخبگان و رهبران  بود که میوه “ناکارآمدی” می تواند محافظه کاران تندرو را بر مسند قدرت بنشاند تا هم سیاست داخلی را بیشتر ببندند و هم سیاست خارجی  را غیر عقلایی و هم فرهنگ را منجمد و بسته و هم اقتصاد را هیئتی و بی ضابطه اداره کنند. انتخبات ۸۸ هم نشان داد چگونه حضور فعال در صندوق های رای می تواند بستر ساز ظهور یک جنبش سیاسی و اجتماعی باشد حتی اگر آن جنبش به همه اهدافش هم نرسد. انتخابات ۹۲ هم ثابت کرد صندوق رای حتی در ناامیدانه ترین لحظات می تواند امیدآفرین باشد. پس طبیعی است صندوق رایی  با این همه تاثیرگذاری نمی تواند دیگر از دایره انتخاب های مردم حذف شود. در نتیجه امروز بسیاری تحریم را ناکارآمد و بدون نتیجه می دانند.

علت دوم هم می تواند به تغییر یک نگاه مرتبط باشد. نگاهی که سیاست را عرصه ممکنات می داند بر نگاهی که سیاست را صرفا در چارچوب ارزش های ایدئولوژیکش می بیند تغلب یافته است. برای همین است که شاید دیگر مجبور شدن بین انتخاب “بد و بدتر” نیز کارآییش را از دست می دهد و  به انتخاب بین “ممکن و ناممکن” می رسد. نگاه اول  شرایط را می سنجد و با توجه به شرایط به انتخاب گزینه “ممکن” مبادرت می روزد که در جهت تحقق خواسته هایش کارآمدی بیشتری داشته باشد اما نگاه دوم انتخابات را برای حفظ پرستیژ و ابزار افزایش اعتبارش می خواهد. به همان میزان که نگاه نخست عملگرایانه است، نگاه دوم رمانتیک و در برخی موارد خودخواهانه و جناحی است. نگاه نخست برای جامعه مدنی ایران است که از هر فرصتی می خواهد  استفاده کند تا مطالباتش را برآورده کند اما نگاه دوم از آن اپوزیسیوین کلاسیکی است که برنامه ای ندارد و تنها مجبور است بر طبل ” نفی ” بکوبد و پس از سال ها هنوز هم گمان می کند انتخابات ابزار مشروعیت زدایی از جمهوری اسلامی است. در حالی که تاریخ انتخابات ها در ایران نشان می دهد در بدترین شرایط و با وجود گسترده ترین مخالفتها طیف نسبتا وسیعی نزدیک به ۵۰ درصد از مردم ایران در انتخابات حضور می یابند و این نمونه آماری در جهان عرف است و ابزاری برای مشروعیت زدایی از یک نظام سیاسی محسوب نمی شود.

سومین علت هم وعده های “نسیه ” یا به عبارتی وعده های “سرخرمنی” تحریمی ها بوده است. وعده هایی انتزاعی که در بستری از واقعیت جایی ندارند. به لطف پیشرفت جامعه مدنی مسائل جرئی تر، مطالبات عینی تر و خواسته ها مصداقی تر شده است. نشان دادن یک فضای مه آلود و نامشخص از سوی تحریمی ها این جامعه مدنی سختگیر  را راضی نمی کند. به خصوص وقتی که به دلایلی از نقش آفرینی در میدان بازی هم محروم باشی. انتخابات برای جامعه مدنی ایران مثل یک قرارداد اجتماعی است. هر گروهی یا هر شخصیتی که تن به مطالباتش بدهد می تواند این قرارداد را امضا کند. مدت زمان و  اجرا و تعهد  طرفین هم مشخص است. طبیعی است وقتی زمینه برای امضای چینین قراردادی باشد شعارهای انتزاعی و وعده های نسیه مورد توجه قرار نمی گیرند.

اینکه امروز بسیاری متفق القول بر سر ممانعت از ورود تندروها به مجلسین هستند به این دلیل است که آنها علیه مطالباتشان عمل می کنند. در نتیجه انتخابات برای افراد و گروه های عضو جامعه مدنی بهترین فرصت برای مقابله با مخالفانشان هست. پس می توان گفت حنای تحریم رنگی ندارد زیرا تجربه های تلخ وشیرین انتخابات های ریاست جمهوری  سه دوره گذشته اهمیت صندوق رای را به عنوان یک امکان، بیشتر از پیش آشکار کرده است. دوم اینکه نگاه ایدئولوژیک که انتخابات را ابزار مشروعیت بخشی به خود و یا مشروعیت زدایی از رقیبش می داند تضعیف شده و نگاه انتخابات به عنوان عرصه انتخاب “ممکن ها ” تغلب یافته است. سوم اینکه انتخابات در نظر جامعه مدنی به عنوان بستر ساز یک قرارداد اجتماعی معرفی شده و در نتیجه جامعه مدنی ایران تن به وعده های نسیه نمی دهد و به راحتی از حق انتخابش نمی گذرد.

در این مورد بیشتر بخوانید:

 انتخابات مجلس ۹۴ علیه خشکسالی!

 

 

 

0

مخاطبان محترم، سایت ملی-مذهبی از دریافت نظرات سازنده شما برای بهبود کیفیت مطالب استقبال می کند. انتقادهای شما و راهکارهایتان می تواند تحریریه سایت را در افزایش کیفیت مطالب کمک کند.

مطالب مرتبط

پربازدیدترین مطالب

این سایت از نظر هویتی ملی-مذهبی ، اما از نظر حقوقی مستقل است.