چرا حنای “تحریم” دیگر رنگی ندارد؟

سومین علت هم وعده های “نسیه ” یا به عبارتی وعده های “سرخرمنی” تحریمی ها بوده است. وعده هایی انتزاعی که در بستری از واقعیت جایی ندارند. به لطف پیشرفت جامعه مدنی مسائل جرئی تر، مطالبات عینی تر و خواسته ها مصداقی تر شده است. نشان دادن یک فضای مه آلود و نامشخص از سوی تحریمی ها این جامعه مدنی سختگیر  را راضی نمی کند. 

فضای انتخابات به دلیل عملکرد شورای نگهبان مه آلود است. هنوز نمی توان دورنمایش را درست تشخیص داد هر چند که به نظر می رسد با وجود رد صلاحیت های فراوان حنای تحریم رنگی ندارد. شاید تجربه هشت ساله احمدی نژاد و تاثیر فضای انتخاباتی 88 و پیروزی حسن روحانی در سال 92 ضربات جدی بر گفتمان تحریم وارد کرده است در غیر این صورت باید با توجه به شدت رد صلاحیت ها، صدای تحریمی ها بلند تر می شد اما اینگونه نیست چرا که هنوز بسیاری امیدوار به تایید صلاحیت کاندیداهایشان هستند و از طرفی عده ای به دنبال رویکردی سلبی تر هم هستند: یعنی ممانعت از ورود کاندیداهای تندرویی که به خصوص در سال های گذشته هم لفظ فتنه را ابزار حذف رقبا کردند و هم علیه برجام و رفع تحریم ها موضع گرفتند.

در تلگرام که امروز یه یکی از محل های تولید شایعه نیز تبدیل شده خبر  تایید صلاحیت هزار کاندیدای مجلس منتشر شده بود. خبری که  هنوز تایید نشده و برخی آن را در حد فضاسازی های رسانه ای دانسته اند. در انتخابات خبرگان نیز رد صلاحیت حسن خمینی اگر چه غیر منتظره نبود اما سروصدای فراوان داشت. طبیعی است او نوه آیت الله خمینی است و انتظار می رود در تهران آرای میلیونی کسب کند و در تحولات آینده خبرگان به ویژه در محور انتخاب رهبری آینده یا جانشینش تاثیرگذار خواهد بود. شورای نگهبان با رد صلاحیت هایش شش استان را غیر رقابتی کرد و نه عضو خبرگان به راحتی می توانند به این مجلس راه یابند. در برخی از استان ها مانند خوزستان و آذربایجان شرقی، تعداد کاندیداها تنها یک نفر بیشتر از تعداد سهمیه هاست. هم در مجلس  هم در خبرگان، انتظار تجدید نظر در صلاحیت کاندیداها هست اما کمتر می توان به تجدیدنظر اساسی در صلاحیت کاندیداها دل بست. با وجود این محدودیت ها چرا گفتمان تحریم صدایی ندارد؟

یک علتش می تواند همانطور که در بالا گفته شد تجربه های انتخابات های موفق و ناموفق در سال های اخیر  بوده است. انتخابات 84 تلنگری به فعالان سیاسی و مدنی و نخبگان و رهبران  بود که میوه “ناکارآمدی” می تواند محافظه کاران تندرو را بر مسند قدرت بنشاند تا هم سیاست داخلی را بیشتر ببندند و هم سیاست خارجی  را غیر عقلایی و هم فرهنگ را منجمد و بسته و هم اقتصاد را هیئتی و بی ضابطه اداره کنند. انتخبات 88 هم نشان داد چگونه حضور فعال در صندوق های رای می تواند بستر ساز ظهور یک جنبش سیاسی و اجتماعی باشد حتی اگر آن جنبش به همه اهدافش هم نرسد. انتخابات 92 هم ثابت کرد صندوق رای حتی در ناامیدانه ترین لحظات می تواند امیدآفرین باشد. پس طبیعی است صندوق رایی  با این همه تاثیرگذاری نمی تواند دیگر از دایره انتخاب های مردم حذف شود. در نتیجه امروز بسیاری تحریم را ناکارآمد و بدون نتیجه می دانند.

علت دوم هم می تواند به تغییر یک نگاه مرتبط باشد. نگاهی که سیاست را عرصه ممکنات می داند بر نگاهی که سیاست را صرفا در چارچوب ارزش های ایدئولوژیکش می بیند تغلب یافته است. برای همین است که شاید دیگر مجبور شدن بین انتخاب “بد و بدتر” نیز کارآییش را از دست می دهد و  به انتخاب بین “ممکن و ناممکن” می رسد. نگاه اول  شرایط را می سنجد و با توجه به شرایط به انتخاب گزینه “ممکن” مبادرت می روزد که در جهت تحقق خواسته هایش کارآمدی بیشتری داشته باشد اما نگاه دوم انتخابات را برای حفظ پرستیژ و ابزار افزایش اعتبارش می خواهد. به همان میزان که نگاه نخست عملگرایانه است، نگاه دوم رمانتیک و در برخی موارد خودخواهانه و جناحی است. نگاه نخست برای جامعه مدنی ایران است که از هر فرصتی می خواهد  استفاده کند تا مطالباتش را برآورده کند اما نگاه دوم از آن اپوزیسیوین کلاسیکی است که برنامه ای ندارد و تنها مجبور است بر طبل ” نفی ” بکوبد و پس از سال ها هنوز هم گمان می کند انتخابات ابزار مشروعیت زدایی از جمهوری اسلامی است. در حالی که تاریخ انتخابات ها در ایران نشان می دهد در بدترین شرایط و با وجود گسترده ترین مخالفتها طیف نسبتا وسیعی نزدیک به 50 درصد از مردم ایران در انتخابات حضور می یابند و این نمونه آماری در جهان عرف است و ابزاری برای مشروعیت زدایی از یک نظام سیاسی محسوب نمی شود.

سومین علت هم وعده های “نسیه ” یا به عبارتی وعده های “سرخرمنی” تحریمی ها بوده است. وعده هایی انتزاعی که در بستری از واقعیت جایی ندارند. به لطف پیشرفت جامعه مدنی مسائل جرئی تر، مطالبات عینی تر و خواسته ها مصداقی تر شده است. نشان دادن یک فضای مه آلود و نامشخص از سوی تحریمی ها این جامعه مدنی سختگیر  را راضی نمی کند. به خصوص وقتی که به دلایلی از نقش آفرینی در میدان بازی هم محروم باشی. انتخابات برای جامعه مدنی ایران مثل یک قرارداد اجتماعی است. هر گروهی یا هر شخصیتی که تن به مطالباتش بدهد می تواند این قرارداد را امضا کند. مدت زمان و  اجرا و تعهد  طرفین هم مشخص است. طبیعی است وقتی زمینه برای امضای چینین قراردادی باشد شعارهای انتزاعی و وعده های نسیه مورد توجه قرار نمی گیرند.

اینکه امروز بسیاری متفق القول بر سر ممانعت از ورود تندروها به مجلسین هستند به این دلیل است که آنها علیه مطالباتشان عمل می کنند. در نتیجه انتخابات برای افراد و گروه های عضو جامعه مدنی بهترین فرصت برای مقابله با مخالفانشان هست. پس می توان گفت حنای تحریم رنگی ندارد زیرا تجربه های تلخ وشیرین انتخابات های ریاست جمهوری  سه دوره گذشته اهمیت صندوق رای را به عنوان یک امکان، بیشتر از پیش آشکار کرده است. دوم اینکه نگاه ایدئولوژیک که انتخابات را ابزار مشروعیت بخشی به خود و یا مشروعیت زدایی از رقیبش می داند تضعیف شده و نگاه انتخابات به عنوان عرصه انتخاب “ممکن ها ” تغلب یافته است. سوم اینکه انتخابات در نظر جامعه مدنی به عنوان بستر ساز یک قرارداد اجتماعی معرفی شده و در نتیجه جامعه مدنی ایران تن به وعده های نسیه نمی دهد و به راحتی از حق انتخابش نمی گذرد.

در این مورد بیشتر بخوانید:

 انتخابات مجلس ۹۴ علیه خشکسالی!

 

 

 

مطالب مرتبط

النصره – «رأی الیوم» – نوشته ظهیر آندروس:مترجم علی سرداری

النصره – «رأی الیوم» – نوشته ظهیر آندروس:النصره – «منابع رسمی آمریکایی در آن زمان گزارش دادند که اسرائیل پیش از آغاز جنگ با ایران، با اطلاع ایالات متحده از این تأسیسات استفاده می‌کرده و آنها را برای پناه دادن به نیروهای ویژه و به‌عنوان مرکز لجستیکی نیروی هوایی اسرائیل به کار می‌گرفته است. به گفته همین منابع، در آغاز جنگ، حملات هوایی اسرائیل علیه نیروهای عراقی تقریباً یکی از این تأسیسات را آشکار کرده بود. منبعی در منطقه شرقی اظهار داشت که قرار بود این سایت‌ها موقت باشند، اما اهمیت استراتژیک آنها غیرقابل انکار است.

نگاه القدس العربی :مترجم علی سرداری

برای رهبران یهودی و صهیونیست آمریکا نیز دیگر تازگی ندارد که به وخامت، فرسایش و انحطاط تصویر دولت اشغالگر اذعان کنند؛ تصویری که زمانی با تاریخ طولانی و غنی همدردی و همبستگی با یهودیان گره خورده بود. این تصویر اکنون در تضاد کامل با مجموعه‌ای از تصاویر فجیع جنایات جنگی است که بدون هیچ بازدارندگی اخلاقی ــ که انتظار می‌رود فرزندان قربانیان هولوکاست داشته باشند ــ ثبت می‌شود؛ کسانی که امروز در فلسطین، لبنان، سوریه و هر جای دیگر، خود به جلادانی بدل شده‌اند که مست از قدرت‌اند.

احسان_شریعتی در گفتگو با NHK ژاپن (ادامه- پایان)

چه در کشورهای جنگ افروز و چه در کشورهای قربانی جنگ. تهاجم و ادامه ی نابخردانه ی جنگ اخیر (بی دلیل یا با اهداف مبهم) از سوی اسرائیل نتانیاهو و امریکای ترامپ (یعنی برغم ادعای تحقق اهداف اعلام شده ی قبلی مانند نابودی توان هسته ای، امکان تعرض نظامی، و تضعیف نیروهای همسو در منطقه، در حمله ی پیش و نیز این بار در حمله ی روز نخست)، در مجموع برخلاف ادعا به نفع نظام در ایران بوده، زیرا نه تنها موجب ریزش و فروپاشی نشده، که مقاومت پیش بینی ناپذیرش در جنگ نابرابر جاری، و این به رغم حذف رهبری و بسیاری از مسئولان سیاسی و نظامی، باعث افزایش اعتبار وی گردیده است. اما به هر حال، مسئله ی حیاتی اکنون چگونگی پایان جنگ و تضمین شروط عادلانه ی آتش بس و صلح پایدار است.