در حصر نکته ای نهفته است که راحتی و آسایش را از اقتدارگرایان گرفته و آنان را مدام در نگرانی و نا امنی و دغدغه گرفتار می کند، نمی توانند فرمان رفع حصر صادر کنند زیرا می دانند آنی را که در حصر کرده اند به هیچ روی اهل سازش و تسلیم نیست و پس از رفع حصر پیگیر مطالبات مردمی خواهد شد، اگر هم حصر را ادامه دهند به تدریج همه مردم به حقانیت محصورین پی خواهند برد و رفع حصر را چون یک مطالبه عمومی خواستار خواهند شد، چنانکه شده است و امروز پس از سالها و ماهها و در دو هزارمین روز حصر به وضوح شاهد هستیم که آنها از یاد نرفته اند و آنچه گفته اند و پیش بینی هایی که کرده بودند حق بوده و واقعیتی که جامعه با آن روبرو است خباثتها و غارتها و دروغها و دورویی هایی است که محصورین به جد تذکر داده و بر آن اصرار داشتند.
اینکه پاکان در حصر چه می گفتند و چرا در حصر شدند بی نیاز از تکرار است و همه مردم در هر شهر و دیار و از هر قشر و طبقه ای نیک می دانند اما آنچه که باید بیشتر بر روی آن تاکید داشت و هر روز بر آن اصرار ورزید و در هر فرصتی به یاد اقتدارگرایان انداخت همین مطالبه عمومی رفع حصر است که باید چون دو هزار روز گذشته خواستار آن بود تا خواب آشفتگان را آشفته تر کند و این ترس و دلهره که در درونشان خانه کرده است هر روز تازه شود.
هر چند بدترین و غیر انسانی ترین روش برخورد با مخالفین در حصر قرار دادن آنهاست، اما باید دانست که محصورین علیرغم کهولت و کبر سن و ابتلای به بیماریها خود هیچگاه خواهان رفع حصر نبوده اند و هر گاه توانسته اند پیامی به مردم رسانند با جدیت سخنان و نظرات خود را بازگو نموده و تاکید داشته اند که اگر به زعم قدرت طلبان بی منطق متهم هستند در دادگاه صالحه محاکمه شوند.
محصورین پاک در زمان مسئولیتشان از حمایتهای امام راحل و پاکان و مردم برخوردار بودند و با آنکه موقعیتهای ممتاز و بسیاری در انقلاب داشتند بر اساس ایمان و تقوای الهی و انقلابی گری خود فقط به مردم و مستضعفین فکر می کردند و برای خود نه اندوخته ای داشتند و نه چون نامردمان نامرد تازه به دوران رسیده ای که از بد حادثه چند صباحی به ناحق و بدون لیاقت و شایستگی بر خوان نعمت نشستند و چون بوی نفت بر مشامشان رسید عقل از سرشان رفت و به غارت و چپاول پرداختند و با تر دامنی مضحکه روزگار شدند.
آشنایان ره عشق در این بحر عمیق
غرقه گشتند و نگشتند به آب آلوده
این کوته آستینان غارتگر بر بیت المال درازدستی کردند و به ویرانی ملک و ملت و دین و مذهب پرداختند و چون خود را در امنیت یافتند زبان دارزی هم می کنند و نه تنها محصورین را به تهمت و افترا می بندند که هجمه بر امام و بیت امام هم آورده اند و آن پاکان در حصار با همه جفاها که در حقشان روا داشته اند اما همچنان بر راه امام و تکریم شهیدان و کاستن از مصائب مردم و تعظیم شعائر و ….. اصرار دارند و اندکی در اراده و عزم آنان خللی نخواهند یافت.
پری نهفته رخ و دیو در کرشمه حسن
بسوخت دیده ز حیرت که این چه بوالعجبیست
خدای بر جای حق نشسته و دادگری خواهد کرد.