رییس‌جمهور ملاحظات را رها کرده، شفاف‌سازی کند!

روزگاری تلخ بر مردم می گذرد، محنت آن سال‌های پر از محنت که عده‌ای نالایق یک شبه در صد ناز و نعمت شدند و مردمانی نان جو آغشته با خون هم نداشتند؛ رنج آن سال‌های به اصطلاح مهرورزانه نه به همین بود؛ آنها با نام عدالت آمدند و غارت کردند و هر چه بود ربودند و ای کاش می‌رفتند، ماندند و مدعی شدند. این رنجی فزونتر است.

پس از دولت‌های نهم و دهم و آن همه خسران که قلم‌ها هم دیگر خسته‌اند از یادآوری‌اش و همه می‌دانند چه بر سر این ملت رفت، اکنون دولتی دیگر است که داعیه اعتدال دارد و به امید می‌خواند. شکی نیست که این دولت در راهی گام بر می‌دارد تا از دردها بکاهد و نشان داده است که عزم آن دارد تا به نابسامانی‌ها پایان دهد و تا حدودی هم موفق عمل کرده اما غفلت‌های بزرگی داشته و وعده‌هایی بر زمین مانده دارد.

تحول خواهان و دلسوزان کشور خود را هزینه کردند تا از رنج مردمان بکاهند، از بسیاری خواسته‌های سیاسی و اجتماعی خود چشم‌پوشی نمودند تا آرامش و امنیت و امید پدید آید، هم در انتخابات ریاست جمهوری و هم در انتخابات مجلس اصلی‌ترین هدف را بر جلوگیری از ورود نااهلان افراطی قرار داده و سودای قدرت نداشتند و حاصل شد دکتر روحانی و مجلسی که شاید حاشیه کمتر دارد و این نتیجه‌ای مثبت است که از دروغ و ریا و پرخاشگری و خشونت فاصله گرفته شد و عقلانیت حاکم شد اما مشکلاتی وجود دارد و هر چند بسیار از آنها مربوط به سوء تدبیر و عدم مدیریت و حتی خیانت دولت‌های قبل است ولی این دولت هم تقصیر دارد و باید پذیرفت که در زمینه‌هایی نقصان و بی‌مبالاتی داشته است.

“شخصی خانه‌ای به کرایه گرفته بود، چوب‌های سقف آن بسیار صدا می‌کرد، صاحب خانه را خبر دادند تا مگر مرمتش کند، او پاسخ گفت: چوب‌های سقف ذکر خداوند می‌کنند! گفت: نیک است، اما می‌ترسم که این ذکر به سجود بینجامد.” عبید زاکانی

مسلم است که آقای روحانی تلاش فراوان دارد تا به مصائب مردم پایان داده و از مشکلات بکاهند و تا اینجای کار با همه فشارها و دشمنی‌های داخلی و خارجی کارنامه موفقی داشته‌اند اما اگر با این وضع کابینه و بعضی از این رجال بی‌حال و ناکارآمد ادامه دهند می‌ترسیم که “این ذکر به سجود انجامد!”

آقای روحانی باید بدانند امروز با زمان ریاست جمهوری آیت‌الله هاشمی کاملاً متفاوت است و نمی‌توان با آن شیوه امور را اداره کرد ضمن اینکه جناب آیت‌الله در آن دوران اشتباهات فاحشی داشتند و بواسطه قدرتی که در آن روزگار داشتند کمتر خود را به نصیحت دیگران محتاج می‌دیدند و گاه مخالفین را به قول خودشان ادب می‌کردند؛ اینکه شیوه اداره امور توسط آقای روحانی تا حدودی نزدیک به آن نوع مدیریت است الا ادب کردن مخالفین؛ اولین غفلت جناب روحانی است و خطای بزرگ آقای روحانی که مکرر منعکس شده است وزارت کشور غیر همسو با نظر رای‌دهندگان است که از همان ابتدا نا امیدی بوجود آورد و اگر تمهید اصلاح جویان و چشم‌پوشی از این خطا نبود شاید آقای روحانی در سامان دادن به برخی امور موفق نمی‌شدند. دود این غفلت و خطا اول به چشم خود آقای روحانی رفت و موانعی که همچنان بر سر راه دولت است را می‌بایست در استانداری‌ها و فرمانداری‌هایی جستجو کرد که وزارت کشور با انفعالی عجیب با مشورت راه‌یافتگان مجلس قبلی برگزیده بود و امروز در برخی از استان‌ها و شهرستان‌ها دولت امید و مردم امیدوار از آن متضرر شده‌اند.

دولت در سیاست خارجی  مطابق انتظار و خوب عمل کرد اما در داخل می‌توانست عملکرد بهتری داشته باشد و متاسفانه ظاهر امر نشان می‌دهد که تغییر مثبتی را شاهد نخواهیم بود. آقای روحانی باید در فرصت باقیمانده تا انتخابات ۹۶ که اندک زمانی است تغییرات اساسی در وزارت کشور انجام دهد و تیم اقتصادی خود را قوی‌تر از این نماید. مردان اقتصادی این دولت توانایی لازم را در بوجود آوردن آرامش اقتصادی و اتخاذ سیاست‌های درست و بهبود معیشت مردم ندارند.

امروز را اگر نیک بنگریم آنچه را دولتیان می‌گویند با آنچه در جامعه می‌گذرد توفیر بسیار دارد، تورم یک رقمی مورد ادعا در جامعه لمس نمی‌شود، درست که زمان لازم است تا برخی سیاست‌ها خود را نشان دهند اما نمی‌توان از مردم انتظار صبر ایوب داشت و مخالفین هم بیکار ننشسته‌اند. مخالفین نمی‌خواهند آقای روحانی تکرار شود و سابقه بی‌بند و باری و بداخلاقی سیاسی‌شان مشخص است و از هر تهمت و دروغی استفاده می‌برند تا دولت را ناتوان نشان دهند. ناگفته نماند هستند افرادی که خود را به این دولت و یا اصلاح‌طلبان وصل می‌کنند و از دشمنان هم بدتر عمل می‌کنند، فیش‌های حقوقی که می‌رود به چالشی بزرگ تبدیل شود را به هر طریقی که هست، مربوط به دولت‌های قبل باشد یا نباشد در این دولت سر بر آورده است و افرادی که در دایره اعتدال و اصلاح هستند مبالغ این فیش‌ها را دریافت کرده اند.

کمیسیون برنامه و بودجه مجلس قبلی خواب بود و یا خود را به خواب زده بود و تشکیلات عریض و طویل برنامه و بودجه دولت و وزارت اقتصادی هم در غفلت و یا ناشی و شاید هم بی‌خیال. شکی نیست که این اتفاق، مغرضانه و برای بدنام کردن دولت و پوششی بر اختلاس‌های کلان است ولی نباید از حقیقت گریخت و یا همه چیز را حواله داد به قبل از این دولت. آقای صفدر حسینی چه دردی از این ملت دوا کرده است و یا چه مشکلی از اصلاح‌طلبان حل نموده و یا چه نوع کارشناسی دارد که این همه به جیب می‌زند و آن کارمند محتاج عائله‌مند کم درآمد که دولت هنر کرده است و دوازده درصد به حقوقش افزوده! و آن کارگری که تا اعتراض می‌کند به ضرب شلاق تیمار می‌شود به چه اعتماد کند؟

علاوه بر اینها آقای روحانی در زمینه رفع حصر موفقیتی نداشته و مطمئناً یکی از دغدغه‌های ایشان آزادی محصورین است و گام‌هایی هم برداشته‌اند اما نتوانسته‌اند حاکمیت را قانع کنند و بهتر است تلاش‌های خود و نتیجه کار را به اطلاع ملت برسانند. رفع حصر می‌تواند موجب وفاق ملی شود و اعتماد عمومی را باعث گردد، مهندس موسوی را نمی‌توان به لحاظ سیاسی و حزبی در جبهه اصلاح‌طلبان و یا اردوگاه اصولگرایان تعریف کرد. آقای موسوی فراتر از هر دو جریان قرار دارد و منافع ملی ایجاب می‌کند این حصر هر چه سریعتر شکسته شود و خیال سیاسیون و دانشجویان و مردم آسوده و زمینه برای ایجاد آرامش سیاسی فراهم گردد. برخی از مشکلات در رابطه با خارج و نیز رفع تنگناهای سیاسی و امنیتی به رفع حصر گره خورده است. آقای روحانی ملاحظات را رها کرده و از اقدامات خود در رابطه با حصر با مردم سخن بگوید.

از مجلس فعلی انتظار شاقی نمی‌توان داشت، این مجلس توانایی ورود به مسائل سیاسی بزرگ را ندارد و فراکسیون‌های مجلس منفعل و ناکارآمد و برخی از این راه‌یافتگان باری به هر جهت و اهل زد و بند و لابی گری‌اند و بعضی رفتار سیاسی و حزبی معقولی ندارند ولی دولت می‌تواند در امور اقتصادی از این مجلس کمک بگیرد و البته با هشیاری.

آنچه مهم است حل و فصل مشکلات اقتصادی جامعه و کم کردن از بار مشکلات معیشتی مردم است و برای این کار همه باید تلاش کنند از اصلاح‌طلب و اصولگرا و آقای روحانی می‌تواند با حمایت مجددی که از ایشان می‌شود برنامه‌ها و هدف‌گذاری‌های خود را با انتخاب درست مدیران و مشورت با احزاب و جریان‌های سیاسی و اساتید و کارشناسان پیش برده و از آلام مردم بکاهد.

پس بکوشیم تا رنج‌ها کم کنیم

دل غمگنان شاد و خرم کنیم

که گیتی نماند و نماند به کس

بی‌آزاری و داد جوئیم و بس

 

مطالب مرتبط

عمر العمر:مترجم علی سرداری

برای سد کردن مسیر رفسنجانی، احمدی‌نژاد را وارد صحنه کردند؛ او فرزند سپاه پاسداران بود و در آن آموزش دیده و جنگیده بود. سپس در مدیریت و برنامه‌ریزی رشد کرد و به حلقهٔ نزدیک قدرت راه یافت. او واکنشی به مسیر اصلاح‌طلبانهٔ رفسنجانی و دیپلماسی نرم خاتمی بود. احمدی‌نژاد در خارج نیز به‌ویژه در موضوع هسته‌ای تنش را تشدید کرد و از سرگیری غنی‌سازی را اعلام نمود؛ اقدامی که برای اروپا و آمریکا شوکه‌کننده بود. او با تقویت افراط‌گرایی، حسن روحانی میانه‌رو را جایگزین علی لاریجانیِ تندرو در تیم مذاکره‌کننده کرد. از اینجا اثر انگشت خامنه‌ای بر همهٔ سیاست‌ها آشکار شد. بنابراین، یکی از محاسبات اشتباه ترامپ، تصور او دربارهٔ بازگرداندن احمدی‌نژاد به‌عنوان رئیس‌جمهور موقت بود؛ زیرا گمان می‌کرد او ذهن مناسبی برای اجرای دیدگاه‌های سخت‌گیرانهٔ ترامپ و نتانیاهو دارد.

عبدالواحد كنعان: مترجم علی سرداری

با این حال، النّهوم با حملات شدید نهادهای مذهبی و سیاسی روبه‌رو شد؛ نهادهایی که اندیشه‌های او را تهدیدی برای قدرت و موجودیت خود می‌دیدند. او بارها با طرد اجتماعی و رسانه‌ای مواجه شد و نوشته‌هایش در محافل دانشگاهی و روزنامه‌نگاری وابسته به رژیم‌ها به حاشیه رانده شد. با وجود این، توانست نفوذ خود را از طریق انتشار مستقل و نوشته‌های انتقادی ماندگار حفظ کند.

منیر شفیق – اندیشمند و نویسنده سیاسی:مترجم علی سرداری

چندین سو تشدید شد: لزوم حل بحران تنگه هرمز، تشدید درگیری برای پایان دادن به محاصره بنادر ایران، کاهش محبوبیت داخلی، نزدیک شدن انتخابات میان‌دوره‌ای و تعمیق بحران اقتصادی در آمریکا و جهان.
علاوه بر این، ناامیدی تقریباً کامل از دستیابی به هدف اعلام‌شده جنگ ـ یعنی تغییر رژیم ـ نیز وجود داشت. این ناکامی نه تنها به دلیل مقاومت و انسجام رهبری ایران و وحدت مردم، بلکه به دلیل استقامت سیاسی و نظامی ایران در مدیریت جنگ و درگیری بود. همه این عوامل، رئیس‌جمهور آمریکا را وادار کرده است که یافتن نوعی توافق را بر بازگشت به جنگ ـ آن‌گونه که نتانیاهو می‌خواهد ـ ترجیح دهد؛ به‌ویژه پس از اصرار ترامپ مبنی بر اینکه هرگونه آتش‌بس یا توافق بعدی باید شامل لبنان و شاید غزه نیز باشد. این موضوع روابط میان ترامپ و نتانیاهو را تیره کرده است، چنان‌که در مکالمه تلفنی ماقبل آخر آنها آشکار شد.