این نوشته سرمقاله رای الیوم است که چرخشهای دولت سودان را به نقد می کشد که توسط آقای علی سرداری ترجمه شده است:
دولت سودان در جهت عادی سازی رابطه بااسرائیل گام بر می دارد، این اتفاق پس از اعزام نیرو برای جنگ در یمن وقطع رابطه با ایران صورت گرفت چرا این”کودتا”در سیاست سودان دراین هنگام رخ داد ؟ آیا بشیر رئیس جمهوراز تجربه رئیس جمهورالنمیری وشکست فاجعه آمیز او درس نگرفته است؟
ار طرف دولت سودان در این زمان اظهارات عجیب و غریبی مطرح می گردید، بیشتراین سخنان در جهت عادی سازی با دولت اشغال گراسرائیلی رابطه دیپلماتیک با دولت اشغالگر مد نظر بشیراست، به بهانه این که همه کشورهای عربی در جهت عادی سازی با آن دولت هستند، پس چرا سودان باید یک استثنا باشد؟
ابراهیم غندوز وزیر امور خارجه سودان با صراحت و به وضوح در این زمینه ابراز نظر کرد به گونه ای که این حرفها همه را ازجمله سودانیها ، اعراب و مسلمانان را شگفت زده کرد. او گفت: “سودان می تواند موضوع عادی سازی رابطه با اسرائیل را مد نظرقرار دهد،” این اظهارات پس از آن صورت گرفت که کمیته روابط خارجی سودان کنفرانس و گفتگوی ملی را روز دوشنبه با موضوع رابطه با تل آویو برگزار کرد، در آن کنفرانس”اکثریت اعضای کمیته از برقراری رابطه مشروط با دولت عبری پشتیبانی کردند”
خبرگزاری رسمی سودانی (سونا) ازآقای ابراهیم سلیمان عضو کمیته 41 نفره نقل قول کرد اکثریت اعضا از این دیدگاه حمایت می کنند و بر این باورند که نیاز به ایجاد رابطه عادی سازی “مشروط ” با دولت عبری هستند به این عنوان که اتحادیه کشورهای عربی از این روند حمایت می کنند و در این جهت قراردارند.
هنگامی که خبرگزاری رسمی سودانی (سونا) این کلمات را بیان می کند به این معنی است که دولت سودان دراین مرحله پذیرفته است ” که گام به گام بطورطبیعی ،و بتدریج دارد زمینه را آماده می کند”، در چنین وضعیتی نباید این موضوع را از نظر دور داشت که وزیر سودانی به زودی از تل آویو بازدید کند و یا بر عکس وزیراسرائیلی از خارطوم دیدارکند و یا هر دو وزیر در یک زمان از دو کشوردیدار کنند.
این تحرک دیپلماتیک سودان در چارچوب،تغییرات وچرخش اساسی درموضع این دولت و رئیس جمهور سودان عمر البشیر است که به طور ویژه،برجسته ترین آن روابط حسنه باعربستان سعودی و کشورهای خلیج فارس و پیوستن به ائتلاف عربی به رهبری سعودی ، و ارسال حدود 1،000 سرباز برای جنگ در یمن ، و به علاوه قطع روابط به طور کامل با ایران و همبستگی با عربستان در اعتراض در حمله به سفارت عربستان در تهران صورت گرفت.
سودان،از سال 1989 هنگام ورود”جبهه نجات اسلامی” به قدرت، روابط بسیار نزدیکی با ایران و حزب الله داشت و میزبان جنبشهای مقاومت فلسطین در کشورش،از جمله با “حماس” و “جهاد اسلامی” بود و دسترسی آسان به سلاح های ایرانی را برای ارسال به نوار غزه ا ز طریق بنادر خود مهیا کرد، سودانیها از این تصمیم شرافت مندانه ملی بسیاررنج بردند و در سال 1998 به همین خاطر درآن کشورکارخانه داروسازی ، درخارطوم با موشک های کروز هدف بمباران آمریکا قرارگرفت به همین دلیل آن دولت را متهم به حمایت ومیزبانی”القاعده”رئیس آن کرده بود ند .
مردم خوب و میهن دوست سودان از حامیان کلیدی مواضع سیاسی و اخلاقی ارزش های دینی اسلام هستند واصول عدالت و در ضمن حقوق بشر با آنها عجین شده است و قطعا با تصمیم به این کودتا ضربه ای کاری به جنبش سودان وارد شد که این حرکت رابطه با اسرائیل را مهیا وآماده کرد.
دولت سودان اکنون در حال گفت و گوی پنهان و آشکار با دولت آمریکا برای از سرگیری روابطش هست و برای رفع تحریم های ایالات متحده که برسودان تحمیل شده است تلاش می کند. به نظر می رسد که ” آمریکاعادی سازی روابط دیپلماتیک خود با سودان را مشروط به برقراری رابطه با اسرائیل کرده است” .
ما هرگز این موضوع را انکار نمی کنیم که سودان از نظر اقتصادی در یک وضعیت سراشیبی قرار گرفته ، این اتفاق بعد از آن رخ داد که سودان جنوبی از آن جدا گردید، البته سودان درتاریخ این کشورنفتی نبود ه است، بلکه کشور کشاورزی است و با از دست دادن “حلقه چاه نفت” سودان جنوبی به بحران ورود کرد بحرانی که به سیاست های کوته بینانه حاکم، وتداوم فساد در این کشوربازمی گردد. پس از آن که “دولت نجات”به جدایی سودان، زیر فشارایالات متحده تن داد به امید پایان دادن به همه مشکلات سیاسی و اقتصادی در کشور بود درصورتی که دل بستن به وعده های ایالات متحده آمریکا در این حوزه به مانند دلبستن به” صلیب ” است.
ما امیدواریم که توسط “دولت نجات” دوباره باز این فریب را نخوریم و برای دومین بارازطرف ایالات متحده نیزگزیده نشویم، چه بسا ممکن است برای حیات مان کشنده باشد ،چون سمی که در آن نهاده شده بسیار قوی ا ست .
جعفرنمیری رئیس جمهورسابق سودان در پایان حکومتش و در اواخر دهه هفتاد به دامان اسرائیل افتاد با این نگاه که او فکر می کرد می تواند بحران شدید اقتصادی سودان را با اجازه دادن به “هجرت یهودیان فالاشا” برای رفتن به اسرائیل حل کند،این کوچ عملی گردید ولی بحران اقتصادی در آن کشور حل نشد و حکومت رئيس جمهوری نمیری با کودتا به رهبری ژنرال دستبند ” طلا ” به پایان رسید.پس آیاتاریخ سودان تکرارمیگردد؟