اعدام شیخ باقر نمر، همراه46 نفر دیگر در کشور عربستان که با شمشیر و گلوله انجام گرفت محکوم است، دادگاه های سیاسی درکشور های منطقه عادلانه نیست و از طرفی حکم اعدام هم به راحتی نمی توان برای جرائم حتی در صورت اثبات صادر کرد چرا که خون انسان حرمت دارد.
با این وصف به گفته عفو بین المالل این احکام سیاسی است، یعنی مقاصد سیاسی پشت اجرای این اعدام ها نهفته است.
عربستان انبار سلاح اما زخم خورده است، در یمن و سوریه احساس می کند که منطقه نفوذ خود را باید در با ایران همانند لبنان شریک شود.اگر چه منطق نفوذ داشتن کشورها امری درست نیست و با نظریه دولت-ملت مدرن نمی خواند اما متاسفانه در جهان امروز مقبول افتاده است .
در عین حال عربستان از رابطه عادی با غرب به وسیله دولت ایران خشنود نیست و این رابطه را به ضرر خود می داند. در این راه ترکیه را هم همراه خود دارد. ترکیه از تنش ایران با غرب سود فراوان اقتصادی برده و دارای اهمیت سیاسی بیشتری شده است.عربستان نقشه راهی که بتواند رابطه ایران با غرب را تخریب کند ندارد اما بازیگری که می کند بر اساس تنش در منطقه است تا غرب را به صف بندی به نفع خود بکشاند. در غرب هم این اجماع تحلیلی وجود دارد که عربستان در ایجاد تنش با ایران پیشروست اما باید دید که منافع و لابی های عربستان می گذارند تحلیل مزبور به عمل در آید تا تنش منطقه ای کاهش یابد.
ترکیه که با حکومت فعلی سودای احیای عثمانی گری در سردارد، این روند خطرناک است حتی باعث شده در داخل کشور هم با کرد ها به کشمکش برسد. حکومت فعلی ترکیه راه عوض کرده است، درنتیجه وضع منطقه بحرانی تر می شود. با کمک عربستان به یاری غرب و هم حتی با گوشه چشم نشان دادن به اسرائیل تلاش می کند تا جای پای محکمی در منطقه به دست آورد و عثمانی گری را زنده کند.
دلایل سیاسی و هم منافع اقتصادی ترکیه را در کنار عربستان قرار داده است، به شکلی که گرایش این حکومت به اخوان المسلمین را هم تحت تاثیر قرار داده است.
در چنین شرایطی اعدام شیخ نمر را باید یک عمل سیاسی در نظر گرفت که در راستای استمرار تنش صورت گرفته است، اقدامی که جواب هم داده است با آتش زدن سفارت عربستان در تهران که با مخالفت دولت و سکوت رهبری نظام مواجه شده به تنش افزوده شده است.
شیعیان در عربستان با توجه به اقلیت بودن تحت فشار هستند. در منطقه شرقی این کشور این اقلیت در عمل سهمی در قدرت و ثروت و هم منزلت در جامعه ندارد. سطح اعتراضات هم مردمی و هم گاه رادیکال شیعه در شرق عربستان بارز است. برخی از معترضان دست به سلاح برده اند اما بیشتر این معترضان با کاربرد سلاح مخالف هستند و اصلاح را می خواهند اما عربستان سعودی روند اصلاحی در مورد شیعیان در پیش نگرفته است بر خشونت افزوده است و مبارزات مردم شیعه را هم به سمت خشونت سوق داده است.
این تنش به نفع شیعه و سنی نیست، چرا که در آتشی که در می گیرد اقلیت های شیعه و سنی در کشور های مسلمان تحت فشار بیشتری قرار می گیرند و این فشار برای شیعه بیشتر از اهل سنت است. البته در ایران وضع می تواند فرق کند. با این وصف نکته محوری در این بحث این است که ایران به اعدام شیخ نمر اعتراض کرده است و این عمل را در مسیر فشار بر شیعیان می داند.
این تنش برای حکومت های مستقر در منطقه در نهایت مناسب نیست اگر چه در حال حاضر در مسیر بلند پروازی سیاسی خود از آن سود می جویند. چرا که در تند باد افراط گرایی این حکومت ها هم باید میدان را به تندرو های دیگری بدهند. در عربستان، بدیل این حکومت گرایشی داعشی خواهد بود، در ترکیه هم مسلمانان افراطی میدان دار می شوند و در ایران تندروها به وسیله سپاه همه قدرت را در حکومت تصاحب می کنند. حتی بسیاری در حکومت باید از صحنه کنار بروند و این شامل بخش سنتی روحانیت هم خواهد شد.
باید دید که تحلیل های واقع گرایانه می تواند به رفتلرهای واقع بینانه منجر شود، کاری آسان نیست اما غیرممکن هم نیست.
با این وصف اعتراض به اعدام شیخ نمر، حکومت ایران را به چالشی جدی در مورد رعایت حقوق بشر می کشاند که می تواند مورد توجه فعالان مدنی ایران قرار گیرد.
در عین حال اشغال سفارت عربستان هم می تواند دست دولت روحانی را برای برخورد با گروه های فشار بازتر کند که رفتاری نادرست انجام داده اند، می تواند حامیان آنان را اندکی به عقب براند. روحانی در صحنه بین المللی تلاش کرده که اشغال سفارت را ترمیم کند، در مذاکرات پشت پرده هم به این عمل اعتراض کرده اما باید در عمل تضمینی بگیرد که گروه های فشار را کنترل کند. این همه به همت و تلاش نیروی های دست اندر کار بستگی دارد چرا که هر تهدیدی را می توان فرصت ساخت اگر توانایی عملی باشد.