اکثریت مخالفان سیاسی ایرانی دردو دهه ۴۰ و ۵۰ و حتی برخی از رهبران آنها 20 و یا 25 ساله بوده و از ویژگیهای خاص این دوره سنی تأثیر پذیرفته بودند. همچنین نگاه ها دراین دوره بسیار بسته ودر دایره ای بسیار تنگ واحساسی و سرشار از نقل قولهای غلو آمیز همراه با خود سانسور ودیگرسانسوری بود.
دکتر پیمان فعالیت خود را دردهه۲۰ شمسی آغاز نموده و تاکنون ادامه داده است. این فعالیت از ویژگیهای خاصی برخوردار است، لازم است قبل از وارد شدن به اصل موضوع گذرا نگاهی به کنشگران سیاسی در دهه ۴۰ و ۵۰ شمسی داشته باشیم. چون این مرحله از تاریخ ما بسیار برجسته و حساس است. اگر این دوره را به خوبی بررسی نکنیم؛ متوجه نا کامی های بعد از انقلاب نخواهیم شد. پس کمی دراین دودهه توقف می کنیم و در ادامه وارد خود بحث می شویم:
اکثریت مخالفان سیاسی ایرانی دردو دهه ۴۰ و ۵۰ و حتی برخی از رهبران آنها 20 و یا 25 ساله بوده و از ویژگیهای خاص این دوره سنی تأثیر پذیرفته بودند. همچنین نگاه ها دراین دوره بسیار بسته ودر دایره ای بسیار تنگ واحساسی و سرشار از نقل قولهای غلو آمیز همراه با خود سانسور ودیگرسانسوری بود. درآن برهه زمانی هرکسی که می خواست درمیان مخالفان جایگاهی داشته باشد؛ لازم می دید با حد اکثر توان خود چپ زنی کند و فضا را منطبق بر واقعیت و براساس نظرات کار شناسانه ارزیابی نمیکردند. این ویژگی ازایران گرفته تا آسیا و خاورمیانه و آمریکای لاتین وآفریقا سیطره داشت. در این دو دهه به دمکراسی وآزادی و امکانات کشور و دست آوردهای گذشته آن یعنی انقلاب مشروطیت و سایر تغییر و تحولات بی توجهی شد. و افراد و گروههای سیاسی نخواستند و یا نتوانستند جمع بندی مناسبی از این تحولات داشته باشند. و امکانات و دستاوردهای پیشین و توانمندیهای دشمن مقابل نادیده گرفته شد.
همچنین در بیرون از مرزهای کشور؛ دشمنان ایران دوست، و دوستان آن دشمن به حساب می آمدند. به همین خاطر آنها در فضای کاذبی قرار داشتند که هنوز رد پای آن نگاه درمیان ما دیده می شود وهمچنان گرفتارآن هستیم. برای روشن شدن این موضوع می توان به افراد باز مانده از آن نسل رجوع نمود که بسیاری از آنها زنده هستند .
طرفداران جنبش مسلحانه، روشنفکران،روحانیان و فعالان سیاسی همگی تا حدی از این فضا تأثیر پذیرفتهاند. حتی در سینما، موسیقی، تئاتر و کتابهای داستانی نیز در چنین فضایی منتشر میشدند. در ادبیات کودکان نیز کتابهایی مانند ماهی سیای کوچولو مورد توجه بودند.
همه این موارد بر طبل خشونت و سر نگونی میکوبیدند و بسوی ناکجاآباد یا در پی سرآب گام بر می داشتند. و بدون چشم انداز روشنی نسبت به آینده خط خود را ادامه می دادند. آنها عدالت اجتماعی را مطرح میکردند اما هدفشان از طرح این موضوع نامشخص و غیر عملی بود. در مبارزه با امپریالیسم و براندازی رژیم سابق نیز به توازون قوا و امکانات موجود و تواناییهای کشور توجهی نداشتند، و ازخواسته های خودساخته و یا وارداتی پیروی می کردند. در تمامی این تحلیلها و فعالیتها نگاه کارشناسی و تحلیلی مبتنی بر واقعیتها وتواناییهای کشور غایب بود و هر پرسش و خواستهای به بعد ازسرنگونی رژیم موکول میشد .این نگاه حاکم بر این دو دهه سیطره خود را بر دهه ۶۰ نیزادامه داد.از جهت دیگر چون نظرات و شعارهای مطرح شده در قبل از انقلاب قابل تحقق نبوده و در عمل به بن بست رسیدند؛ صاحبان آن نظرات نیز پرونده آنها را بستند و هر یک به سمت وسوی دیگری روان شدند. در آن دوره نه شرایط ایران و نه تاریخ آن و نه آینده اش ازجانب مخالفان سیاسی مد نظر قرار نمی گیرد.
عملکرد دکتر پیمان نیز در آن دو دهه از این دایره خارج نیست. او در چنین فضایی به تکاپو پرداخت و آثار او نیز با این روند هم آهنگ وهم سو کرد. او در چنین موقعیتی فعالیت سیاسی خود را نخست با جاما آغاز می کند و بعد از مدتی جنبش مسلمانان مبارز را تشکیل میدهد.
دکتر پیمان بیشتر در حوزه نظری دیدگاههای خود را به طور فردی مطرح می کند و می توان عمده تکاپوی او را در این روند بر سه محور قرار داد:
یک- ازنگاه نظری موضوع عدالت طلبی سوسیالیستی را مورد کنکاش قرار می دهد و در این زمینه آثار قابل توجهی تألیف و منتشر میکند.
دو -از طرفی درجهت تحقق نظرات خود در جامعه، در پی نیرویی است که این نظریه را به قدرت برساند و آن را نیز حفاظت نماید به همین جهت قبل از انقلاب او نگاه مثبتی به مجاهدین خلق داشته و روی آنها حساب باز می کند.
این سمت گیری همواره در نظریات او موج می زند واز آن با عنوان گل سرخ را تیغ نگهبان است؛ یاد می کند. از طرفی او قبل از انقلاب اقدام به تاسیس جنبش مسلمانان می کند و در ادامه نشریهای را با نام امت منتشر می کند.انتخاب چنین تیتری گویای یک نگاه و دید سیاسی ویژه است. که این دوعنوان یعنی تیغ وامت نشان دهند نگرش دکتر پیمان نسبت به نحوه حکومت و روند آن را بیان می کند. از سوی دیگر وی با نامه ای که در دیدارش با آقای خمینی در پاریس به او می دهد؛ روی همین نظرات تاکید دارد. بعد از انقلاب نیز برای خط امام چهار چوبی تعیین می کند وآن را با همین نگاه مطرح می نماید که در روند همان نگاه قرار دارد.
سه – پیمان با تشکیل جلسات دینی وسیاسی دیدگاهای خویش را در آن نشستها مورد کنکاش قرار داده و می پروراند.
همچنین باید توجه کرد که موضوعاتی همچون آزادی، دمکراسی، حقوق بشر و توازن قوا در دو دهه ۴۰ و ۵۰ کمتر در آثار پیمان دیده میشوند.