آیتالله منتظری انسان ویژهای بود، نشانهِ خدا بودن نه از عبا هست و نه از عمامه و طبقه و «آیتالله» و «ثقهاسلام» خطاب شدن، بلكه هر فردی با هر جنسیت و هر سطح از دانشی، اگر بر اساس فطرتش عمل کند، میتواند یکی از نشانههای «او» و آیهای از آیاتِ هستی باشد.
ویژگی ایشان هم این بود که با دو نظام درافتاد. ایشان در دهه های چهل و پنجاه همهِ بضاعت و سرمایهاش را در طَبَق گذاشت؛ طبق هم، طَبَق سرخی بود. امّا درافتادن پس از انقلاب، شرایط خیلی ویژهای داشت، به خصوص سه روز ویژهِ شهریور و مهر ٦٧ که تنها یک صدا و یک پرچم علیه شکنجه، علیه اعدام و علیه اعدام زن حامله بلند شد.
آیتالله منتظری پایمردی عقیدتی داشت و بر اساس فطرتش عمل کرد. تمام امکاناتش را از دست داد. در دوران بیامکانی باز هم مواضع تاریخی و ثبت شدنی گرفت و الان هم که از عرصه خارج شده، خلاء یک عنصر لجستیک، کاملا حس میشود.
بعضی از انسانها هستند که خودشان مقدِم [اقدامکننده] هستند. بعضی، هم مقدِمند و هم پشتیبان حرکتها هستند. ایشان دو وجهی بود؛ جاهایی خودش مقدم بود و جاهایی هم پشتیبان بود. این پشتیبانی از دهههای چهل و پنجاه بود ـ از جنبش مسلحانه و نیروهای مبارز ـ تا بعد از انقلاب ـ از نیروهای تکافتاده و دورافتاده.
بخشی از سخنرانی هدى صابر، ”بازخوانی قیام عاشورا با نیمنگاهی به تحولات جاری“ دانشگاه تهران،29 آذر ١٣٨٨