امین بهار!

نامه بهاره هدایت به امین احمدیان را بخوانید. با نامه نسل گذشته مقایسه کنید. نامه بهاره پایداری سخت یک عروس جوان است که به ناچار و ناخواسته عروس زندان شده است. جمله(حالا سی وچند ساله شده‌ام) در نامه بهاره خطاب به امین رازهای فراوانی با خود دارد. بهاره علیه استبداد با همه فراز نشیب های آن پایداری می کند.

درد همان درد است. استبداد، استعداد ها را تلف، جان‌های عاشق را جدا، امید ها را پژمرده و دلها را خسته می سازد. اما در عین حال مقاومت در برابر خود را هم توجیه می کند. چرا که تا ظلم است مبارزه هم است. ولی اشکال مقاومت یکسان نیست. همانگونه که وجوه استبداد متفاوت است. نوع نگاه ما به استبداد نیزمتفاوت است. امروز این استبداد از منظر حق فردی مورد نقد قرار می گیرد. دختری جوان و عاشق به دلیل فعالیت مدنی – دانشجویی از همسر دور می شود در حالیکه باید دوران شیرین ماه عسل را بگذراند گرفتار زندان طولانی است. نامه بهاره هدایت به امین احمدیان را بخوانید. با نامه نسل گذشته مقایسه کنید. نامه بهاره پایداری سخت یک عروس جوان است که به ناچار و ناخواسته عروس زندان شده است. جمله (حالا سی وچند ساله شده ام) در نامه بهاره خطاب به امین رازهای فراوانی با خود دارد. بهاره علیه استبداد با همه فراز نشیب های آن پایداری می کند.
راز های گویای این نامه
اما مهم روایت خصوصی و شخصی و ابراز عشق و مقاومت در عین احساس تلخ جدایی از امین است. ابراز و بروز احساس علنی در این نامه آن را از نامه های نسل قبلی متفاوت می کند. او به دنبال قهرمان شدن نیست بلکه حقش را می خواهد.
اگر چه قهرمان هر نسل را خود آن نسل انتخاب می کند.اما با همه سختی‌ها بهاره مقاومت مدنی و زمینی می کند. هر لحظه چون بید بر سر ایمان خود می لزرد اما می ایستد. نسبی نگری او را به دامن سرگرانی نمی اندازد که در مواجه با دادستان بر خواسته خود مصر است. حتی اگر در الفاظ تند رفته است ابراز ندامت نمی کند.
این نامه یک مقاومت مستقیم و روایت زنده از یک مواجه است و همین آن را جذابتر می کند. یک وصیتنامه برای نسل آینده یا یک روایت گونه، همانند نوشته‌های نسل من نیست. هردو نسل، آزادی و کرامت انسان را می خواستند. اما هر کدام به فهم و سبک و نیاز خویش طلب می کنند.
برای نسل من که فاطمه امینی را می شناخت و حسن و محبوبه را الگو می دانست. آنان جان شیفته در راه خلق، با تمام ایثار و گذشت بودند. همه مهربانی در دست تا از خود بگذرند و پیشتاز خلق شوند. البته زمانی که دیگر خود آنها در این جهان نیستند تا بر گرده مردم سوار شوند. آن نسل حرمت خود دارد. اگرچه عده ای به نام آنان بد می کنند. اما باید از مخالفان پرسید که در طول تاریخ از نام و عنوان کدام الگوی خوب سوءاستفاده نشده‌است. این سوءاستفاده ها از رسم عاشقی خوبان و حرمتشان نزد حرمت شناسان هم نمی کاهد.
اما نسل بهاره قرار نیست که الگوهای نسل من و ما را بپذیرد. او به دنبال الگو خویش است. الگویی که با آن راحتر ارتباط برقرار می‌کند. هر نسلی الگوی خاص خود را دارد. نسل ما نیز با الگوی نسل قبل کنار نیامد.. این نامه بهاره به امین این راز گویا را برملا می کند. این نسل فردیت را حس می کند. اگر چه این فردیت را هنوز نهادینه نکرده است. خطر این فردیت منیت است. اما فردیت لازم است تا جمع هم معنی یابد. اما مینت می تواند فردیت و افراد را نابود کند و به استبداد جدیدی و منفرد و اتمیزه شده‌ای ختم شود که افت این دوران است. اما فردیتی که دیگری را هم صاحب حق بداند و به سوی جمع های فعال رود. بسیار مبارک است.
هر نسلی ممکن است به ابتذال کشیده شود. همان گونه که الگو های نسل ما هم به نام جمع، منیت خود را در پی منافع جمع و نمایندگی جمعی پنهان می کرد و به نام خلق، بر گرده خلق سوار می شد.
هر نسلی را راهی به سلامت و راهی به جهنم و عذاب است و در این در گاه باید مراقب بود که تلاش انسان برای آزادی نیز لوث نشود. چرا که منیت اتمیزه شده و جمع گرایی مستبد هر دو راه به ترکستان می برد. اما نسل ها بدون آرمان و هدف نیستند و برای خود سمبل و الگومی خواهند. پس الگو طلب می کنند. الگو هم در معرض تحریف قرار می گیرد. این دیالکتیک انسانی است که راه اعتلا و پستی را دارا است. همین ویژگی است که زندگی انسان ها و نسل ها را بدیع و منحصر به فرد و غیر قابل پیش بینی می سازد.
این نسل هم الگوی خود را در زمان می سازد و باید بسازد. این الگوها هم راه گشا و هم بن بست آفرین خواهند شد. یعنی مورد سوءاستفاده قرار خواهند گرفت. اما این مسئله از نیاز به الگو را در میان ما نمی کاهد. در نامه بهاره به امین این نیاز هویدا است. استقبال از این نامه در شبکه های اجتماعی پیام خود را دارد. ما می توانیم این نگاه را نقد کنیم اما نباید آن را نفی کنیم. می توان برای تفاهم نسلها در کنارتفاوتها کوشید. چراکه تلاش راه آزادی در تمنای دموکراسی خواسته همه ما بوده است.
اما در خاتمه از منظر خود به بهاره می گویم که ای بهار (امین بهاره را بهار صدا می کند) که با امین بودن را می خواهی. اگر در زندان نبودی و با امین می‌زیستی. این عشق اقیانوس‌وار را درک نمی کردید. هرچند که شاید این قضاوت را به حساب نوستالوژی‌ آرمان‌گرایانه نسل من بگذارید.

مطالب مرتبط

جادالله الجباعي نویسنده سوری :مترجم علی سرداری

واسازی رابطه بین دین و سیاست، اصل اساسی استدلال‌های عادل ضاهر در مورد اسلام سیاسی است که در چندین کتاب او در این زمینه ارائه شده است. او در کتاب خود با عنوان «اولویت عقل»، از این رویکرد به عنوان سکوی پرشی برای رد تعدادی از استدلال‌های اسلام سیاسی که دیدگاه مشترک مراجع فکری و معنوی آن را تشکیل می‌دهند، علیرغم تنوع جریان‌ها و سازمان‌های مختلف آن، استفاده می‌کند. از جمله مهمترین استدلال‌هایی که او به آنها می‌پردازد عبارتند از: «تقدم وحی بر عقل»، «ناتوانی انسان در مدیریت امور دنیوی خود بدون هدایت الهی» و «محدودیت اجتهاد (استدلال مستقل) در حوزه عمومی به موضوعاتی که به صراحت در متون دینی به آنها پرداخته نشده است». او سپس به مبهم‌ترین مسئله در اندیشه اسلام‌گرایان می‌پردازد: «مسئله دموکراسی» و سرنوشت آن در دولتی که مرجعیت دینی را منبع نهایی قدرت و قانونگذاری خود قرار می‌دهد.

مصطفی یوسف، پژوهشگر اقتصاد سیاسی و مدیر مرکز بین‌المللی مطالعات توسعه:مترجم علی سرداری.

این گروه از طریق نفوذ مالی خود می‌تواند بر روند نقدینگی جهانی، هزینه‌های استقراض و جریان سرمایه تأثیر بگذارد. یک تصمیم هماهنگ برای افزایش نرخ بهره دیگر یک موضوع صرفاً داخلی در واشنگتن، فرانکفورت یا لندن نیست؛ بلکه به سرعت به یک زلزله مالی در آفریقا، آسیا و آمریکای لاتین تبدیل می‌شود.

دکتر بسام روبین:مترجم علی سرداری

پایان دادن به جنگ و ایجاد شرایط برای توافقات سیاسی عادلانه، به امنیت و ثبات کل منطقه خدمت می‌کند و مردم آن را از ویرانی و رنج بیشتر نجات می‌دهد. امید است که این مرحله، گامی مقدماتی برای ایجاد نظامی جامع‌تر و هماهنگ‌تر مبتنی بر گفتگو، احترام به حاکمیت کشورها و اولویت دادن به منافع مشترک بر منافع متضاد باشد.

مطالب پربازدید

مقاله

♦️شصت وششمین سالروز تولید سعید مدنی در شرایطی برگزار شد که تاکنون ۹ سال از زندگانی این فعال سیاسی ملی و مذهبی در پشت میله های زندان سپری شده است.