روحانی و ضرورت تداوم ارتباط مردمی

آقای روحانی هرگز نمی‌بایست تسلیم فشار گروه‌های انحصار گرا گردیده و اجازه دهد که نتیجه این انتخابات که امیدها برای سازندگی سیاسی و اقتصادی ایران بوجود آورده است مورد تجاوز قرار گیرد.

در این روزها بحث‌های فراوانی‌ بر سر کابینه آقای روحانی عرضه شده است. محافظه کاران تندرو و آنها یی که انتخابات را یک شکست برای هویت و گفتمان سیاسی خود تلقی‌ نموده‌ اند، نه تنها حاضر نشده اند که نجیبانه و صادقانه این شکست را بپذیرند، بلکه کوشش می‌نمایند تا با اعمال فشار بر روی آقای روحانی به او اجازه ندهند که مدیران او بطور آزاد و فراجناحی انتخاب گردند.

کابینه فراجناحی، آن چیزی که آقای روحانی قول آن را داده است، بهترین راهبرد سیاسی در شرایط فعلی می‌باشد. این انتخابات، محصول رای و حمایت طرفداران اصلاحات و محافظه کاران معتدل می‌باشد. ائتلاف دو رویکرد سیاسی در حمایت از یک کاندید مشترک شاید اولین باریست که در تاریخ بعد از انقلاب صورت می‌گیرد. این پدیده را باید به فال نیک‌ گرفت و کوشش نمود که بیشترین بهره را از این تحول سیاسی بدست آورد. کوشش آقای روحانی در این راستا بدون شک به ایجاد یک خط میانه و اعتدال گرا در سیاست ایران خواهد انجامید.

اما در عین حال که می‌بایست به این ارزش تازه تولید شده در سیاست ایران اندیشید و شاید بالید، نباید اجازه داد که نیروهای سوخته سیاسی تحت فشار نیروهای محافظه کار رادیکال بر این پروسه تحمیل گردند. آقای جلیلی اگرچه بیش از سه‌ ملیون رای در این انتخابات به خود اختصاص داد، اما طرفداران او بیشتر و شاید همگی‌ از همین گروه، محافظه کاران تندرو بوده و می باشند. این نوع گرایش سیاسی در صحنه سیاست ایران کاملا مشروعیت خود را از دست داده است. بکار گیری این گروه در صحنه سیاست ایران نه تنها مشکلی از کشور را حل نخواهد نمود، که طرفداران اصلاح و حمایت از آقای روحانی را مایوس خواهد کرد.

حمایت مردمی بدون شک برای دولت آقای روحانی حیاتی است. به میزان حمایت مردمی، دولت می تواند در برنامه‌های خود توفیق حاصل نماید. کشور، پس از هشت سال مدیریت مخرب و ناکارآمد، نمی‌تواند در فرصتی کم بر تمام مشکلات خود فائق آید. دولتی که بتواند رابطه صادقانه و تنگاتنگ با مردم خود برقرار نماید، با تکیه بر صبر، حوصله‌، همکاری و حمایت آنها بدون شک می تواند برای بازسازی کشور اقدام نماید. محافظه کاران تندرو و رهبری با اعمال سیاست‌های غلط و انحصار گرایانه، علاوه بر از دست دادن حمایت مردمی از دولت، شکاف عظیمی‌ نیز بین دولت و ملت ایجاد کرده اند. آقای روحانی برای توفیق دولت خود می‌بایست با این پدیده برخورد صادقانه و مؤثر داشته باشد.

مشکل دومی را که حمایت مردمی می تواند برای دولت آقای روحانی حل نماید، ایجاد یک میانگیر و سپر بین دولت خود و محافظه کاران تندرو و نیروهای امنیتی است. به میزان بالارفتن حمایت مردمی، محافظه کاران تندرو فشار خودرا بر روی دولت او کاهش میدهند. بهترین نمونه در چندین ماه گذشته آقای هاشمی‌ رفسنجانی‌ می‌باشد. محافظه کاران تندرو با مشاهده قدرت و پشتوانه مردمی او در این انتخابات، نه تنها فشار را بر روی او کاهش نداده اند، بلکه با او برخورد دیگری پس از انتخاب روحانی می‌نمایند. آقای رفسنجانی‌ بدون شک یکی‌ دیگر از برندگان این انتخابات می‌باشد. تنها با حمایت مردمی می‌توان به اقتصادی ورشکسته سر و سامان داد، در مقابل سیاستی انحصار گرایانه ایستاد و به مردان مستبد صحنه سیاست ایران پاسخی مؤثر داد.

آقای روحانی هرگز نمی‌بایست تسلیم فشار گروه‌های انحصار گرا گردیده و اجازه دهد که نتیجه این انتخابات که امیدها برای سازندگی سیاسی و اقتصادی ایران بوجود آورده است مورد تجاوز قرار گیرد. مردمی که در این انتخابات شرکت نموده‌ و از آقای روحانی حمایت نمودند، با رای خود به گزینه اصلاح در سیاست ایران رای داده اند. این انتخابات و فرصت ایجاد شده را می‌بایست غنیمت شمرد و صحنه سیاست ایران را با حمایت از آزادی زندانیان سیاسی، ایجاد احزاب و حمایت از نهاد‌های مدنی، آزادی بیان و عقیده و مبارزه با انحصار گری و اقتدار گرایی غیر قانونی‌ پاکسازی نمود.

دولت آینده هرگز نمیتواند به افرادی که سیاست و اقتصاد کشور را به اضمحلال کشیده اند اجازه دهد که در دولت آینده سهیم باشند. این نه‌ بنفع دولت آقای روحانی و نه‌ به نفع و صلاح ایران می باشد.

سایت ملی – مذهبی محلی برای بیان دیدگاه های گوناگون است.

مطالب مرتبط

عمر العمر:مترجم علی سرداری

برای سد کردن مسیر رفسنجانی، احمدی‌نژاد را وارد صحنه کردند؛ او فرزند سپاه پاسداران بود و در آن آموزش دیده و جنگیده بود. سپس در مدیریت و برنامه‌ریزی رشد کرد و به حلقهٔ نزدیک قدرت راه یافت. او واکنشی به مسیر اصلاح‌طلبانهٔ رفسنجانی و دیپلماسی نرم خاتمی بود. احمدی‌نژاد در خارج نیز به‌ویژه در موضوع هسته‌ای تنش را تشدید کرد و از سرگیری غنی‌سازی را اعلام نمود؛ اقدامی که برای اروپا و آمریکا شوکه‌کننده بود. او با تقویت افراط‌گرایی، حسن روحانی میانه‌رو را جایگزین علی لاریجانیِ تندرو در تیم مذاکره‌کننده کرد. از اینجا اثر انگشت خامنه‌ای بر همهٔ سیاست‌ها آشکار شد. بنابراین، یکی از محاسبات اشتباه ترامپ، تصور او دربارهٔ بازگرداندن احمدی‌نژاد به‌عنوان رئیس‌جمهور موقت بود؛ زیرا گمان می‌کرد او ذهن مناسبی برای اجرای دیدگاه‌های سخت‌گیرانهٔ ترامپ و نتانیاهو دارد.

عبدالواحد كنعان: مترجم علی سرداری

با این حال، النّهوم با حملات شدید نهادهای مذهبی و سیاسی روبه‌رو شد؛ نهادهایی که اندیشه‌های او را تهدیدی برای قدرت و موجودیت خود می‌دیدند. او بارها با طرد اجتماعی و رسانه‌ای مواجه شد و نوشته‌هایش در محافل دانشگاهی و روزنامه‌نگاری وابسته به رژیم‌ها به حاشیه رانده شد. با وجود این، توانست نفوذ خود را از طریق انتشار مستقل و نوشته‌های انتقادی ماندگار حفظ کند.

منیر شفیق – اندیشمند و نویسنده سیاسی:مترجم علی سرداری

چندین سو تشدید شد: لزوم حل بحران تنگه هرمز، تشدید درگیری برای پایان دادن به محاصره بنادر ایران، کاهش محبوبیت داخلی، نزدیک شدن انتخابات میان‌دوره‌ای و تعمیق بحران اقتصادی در آمریکا و جهان.
علاوه بر این، ناامیدی تقریباً کامل از دستیابی به هدف اعلام‌شده جنگ ـ یعنی تغییر رژیم ـ نیز وجود داشت. این ناکامی نه تنها به دلیل مقاومت و انسجام رهبری ایران و وحدت مردم، بلکه به دلیل استقامت سیاسی و نظامی ایران در مدیریت جنگ و درگیری بود. همه این عوامل، رئیس‌جمهور آمریکا را وادار کرده است که یافتن نوعی توافق را بر بازگشت به جنگ ـ آن‌گونه که نتانیاهو می‌خواهد ـ ترجیح دهد؛ به‌ویژه پس از اصرار ترامپ مبنی بر اینکه هرگونه آتش‌بس یا توافق بعدی باید شامل لبنان و شاید غزه نیز باشد. این موضوع روابط میان ترامپ و نتانیاهو را تیره کرده است، چنان‌که در مکالمه تلفنی ماقبل آخر آنها آشکار شد.