خانواده هدی صابر: مقامات قضایی “باید” پاسخگو باشند

مرحوم صدر با وجود اینکه در بستر بیماری بودند خیلی از فاجعه هاله و اعتصاب هدی ناراحت و متاثر بودند. ما خیلی تلاش کردیم این نامه بدست هدی برسد اما متاسفانه این نامه بدست برادرم نرسید و بعد از فاجعه هدی وقتی آقای صدر را دیدم خیلی ناراحت و متاسف بودند. خاطرم هست ایشان خیلی بزرگوارانه در تلاش بودند بعد از فاجعه هاله اتفاق دیگری رخ ندهد، اما متاسفانه آن فاجعه تکرار شد. آقای صدر استاد اخلاق برای همه بودند و در این روزها جای این بزرگوار در میان ما خالیست.

در حالیکه نزدیک به دو سال از شهادت هدی صابر پژوهشگر و فعال ملی- مذهبی می گذرد، اما تاکنون پیگیری های خانواده و وکیل این زنده یاد مبنی بر رسیدگی به موارد اهمال و قصور و تعمد در رابطه با این حادثه به نتیجه ای نرسیده است.

فیروزه صابر با اشاره به مسکوت ماندن پرونده به سایت ملی‑مذهبی می گوید: “به وکیل گفته بودند که هیچکس در مرگ هدی صابر مقصر نیست، وکیل هم یک اعتراض بر روی پرونده گذاشتند اما از آن زمان هیچ پاسخی داده نشده است. در حقیقت پرونده از نظر آنها مختومه است ولی با توجه به اینکه وکیل اعتراض داده و ما خواهان برگزاری دادگاه و رسیدگی عادلانه به این فاجعه هستیم این پرونده باز است و باید پاسخگو باشند.”

هدی صابر در دوازده خرداد ماه سال 90 در حالی که در اوین زندانی بود در اعتراض به کشتن هاله سحابی در مراسم تشییع جنازه پدرش عزت‌الله سحابی دست به اعتصاب غذا زد و بر اثر سهل انگاری و بی توجهی مسئولان زندان به شهادت رسید.

اگرچه مسئولین حکومتی سعی کردند علت مرگ او را کاملا طبیعی ذکر کنند، اما شصت و چهار تن از زندانیان سیاسی با انتشار بیانیه ای با شهادت دادن بر آنچه در آخرین لحظات حضور صابر در بند بر وی گذشته، حاکمیت را مسئول مستقیم مرگ هدی صابر دانسته و نوشتند که ما شهادت می دهیم هدی صابر در هشتمین روز اعتصاب غذای خود دچار درد در ناحیه سینه و اختلال در سیستم گوارشی شد که در ساعت چهار بامداد جمعه بیست خردادماه برای نخستین بار به بهداری مستقر در زندان اوین جنب بند 350 منتقل شد اما دو ساعت بعد در حالی که از درد به خود می پیچید به بند بازگردانده شد و از صدای فریاد او هم اتاقی هایش بیدار شده و دور او حلقه زدند در این هنگام صابر گفت که “در بهداری نه تنها هیچ رسیدگی به وضعیتش نشده بلکه مورد ضرب و شتم و توهین قرار گرفته است و توسط مامورانی در لباس پرسنل بهداری از اتاق درمان بیرون انداخته شده است.” اینک که حکومت اعتراض به جنایتی را با جنایتی دیگر پاسخ گفت ما قاطعانه اعلام می داریم حاکمیت کنونی مسوول مستقیم مرگ شهید صابر است.

خواهر زنده یاد هدی صابر می افزاید: “در هر حال مسکوت ماندن پرونده به این شکل قابل قبول نیست. تمام شواهد و همچنین تاخیراتی که در ارجاع برادرم به بیمارستان و اتفاقاتی که آن شب در زندان رخ داده بود و زندانیان هم شهادت دادند، همه دال بر این است که مقامات قضایی “باید” پاسخگو باشند. از جهت پزشکی و با توجه به نظر پزشکان هم هنوز این سوال مطرح است که چرا زمانی که می شد به فاصله کمتر از دو ساعت جان برادرم را نجات دهند اما با تاخیر هفت و هشت ساعته او را به بیمارستان منتقل کردند!”

خانوادۀ مرحوم صابر در شکایت نامه ای خطاب به رئیس قوه قضائیه، به موارد غیرقانونی از جمله “ادامه بازداشت و نگهداری غیر قانونی و بدون حکم هدی”، “عدم تحویل نامۀ فعالان ملی – مذهبی به وی مبنی بر پایان دادن به اعتصاب غذا”، “ضرب و شتم در بهداری زندان”، اعزام دیرهنگام آن مرحوم به بیمارستانی بیرون از زندان که منجر به از دست رفتن زمان برای نجات وی گردید” و همچنین نکاتی دیگر چون “عدم اطلاع به خانواده” اشاره کردند. همچنین به پیوست این شکایت نامه، متن گزارش پزشک قانونی که صریحا به وجود کبودی و تورم و خون مردگی در سمت راست پیشانی هدی صابر (تایید ضرب و شتم هدی صابر در بهداری زندان) و نیز علامت خون مردگی (که این مورد را پزشکی قانونی احتمالا ناشی از عملیات احیاء دانسته بود) ، ارائه دادند.

خانم صابر خاطرنشان می کند: “این انتظار زیادی از دستگاه قضاییه نیست که به این شکایات رسیدگی عادلانه کند. متاسفانه بعد از فاجعه هدی صابر،  فاجعه های دیگری هم از جمله کشته شدن ستار بهشتی رخ داده است. در هر حال دستگاهی که مسئول و متولی موضوع قضا است، باید در کشور نسبت به اینگونه فجایع پاسخگو باشد. این انتظار و خواسته از سوی خانواده کماکان وجود دارد. در کنار شرایط دشواری که اعضای خانواده دارند، مسئله حق شهروندی است که از خانواده ضایع شده است و این بسیار ناراحت کننده است.”

به گفته فریده جمشیدی همسر هدی صابر، صابر یکی از نخبه های ایران بود. اگر به این سادگی نخبه کشی شود که واقعا باید تاسف خورد. همه دیدگاه های صابر که سیاسی نبود او نظرات ارزنده ای در حوزه های اقتصادی و دینی و ورزشی هم داشت که اگر به آن گوش می کردند کلی باعث پیشرفت کشور می شد.

فیروزه صابر در پایان با یاد از تلاش مرحوم احمد صدر حاج‌سیدجوادی برای جلوگیری از چنین فجایعی بیان می کند: ” زمانی که هدی در اعتصاب بود مرحوم صدر سید جوادی و آقایان دکتر پیمان و شاه حسینی نامه ای برای شکستن اعتصاب غذای هدی امضاء کردند. مرحوم صدر با وجود اینکه در بستر بیماری بودند خیلی از فاجعه هاله و اعتصاب هدی ناراحت و متاثر بودند. ما خیلی تلاش کردیم این نامه بدست هدی برسد اما متاسفانه این نامه بدست برادرم نرسید و بعد از فاجعه هدی وقتی آقای صدر را دیدم خیلی ناراحت و متاسف بودند. خاطرم هست ایشان خیلی بزرگوارانه در تلاش بودند بعد از فاجعه هاله اتفاق دیگری رخ ندهد، اما متاسفانه آن فاجعه تکرار شد. آقای صدر استاد اخلاق برای همه بودند و در این روزها جای این بزرگوار در میان ما خالیست.

مطالب مرتبط

النصره – «رأی الیوم» – نوشته ظهیر آندروس:مترجم علی سرداری

النصره – «رأی الیوم» – نوشته ظهیر آندروس:النصره – «منابع رسمی آمریکایی در آن زمان گزارش دادند که اسرائیل پیش از آغاز جنگ با ایران، با اطلاع ایالات متحده از این تأسیسات استفاده می‌کرده و آنها را برای پناه دادن به نیروهای ویژه و به‌عنوان مرکز لجستیکی نیروی هوایی اسرائیل به کار می‌گرفته است. به گفته همین منابع، در آغاز جنگ، حملات هوایی اسرائیل علیه نیروهای عراقی تقریباً یکی از این تأسیسات را آشکار کرده بود. منبعی در منطقه شرقی اظهار داشت که قرار بود این سایت‌ها موقت باشند، اما اهمیت استراتژیک آنها غیرقابل انکار است.

نگاه القدس العربی :مترجم علی سرداری

برای رهبران یهودی و صهیونیست آمریکا نیز دیگر تازگی ندارد که به وخامت، فرسایش و انحطاط تصویر دولت اشغالگر اذعان کنند؛ تصویری که زمانی با تاریخ طولانی و غنی همدردی و همبستگی با یهودیان گره خورده بود. این تصویر اکنون در تضاد کامل با مجموعه‌ای از تصاویر فجیع جنایات جنگی است که بدون هیچ بازدارندگی اخلاقی ــ که انتظار می‌رود فرزندان قربانیان هولوکاست داشته باشند ــ ثبت می‌شود؛ کسانی که امروز در فلسطین، لبنان، سوریه و هر جای دیگر، خود به جلادانی بدل شده‌اند که مست از قدرت‌اند.

احسان_شریعتی در گفتگو با NHK ژاپن (ادامه- پایان)

چه در کشورهای جنگ افروز و چه در کشورهای قربانی جنگ. تهاجم و ادامه ی نابخردانه ی جنگ اخیر (بی دلیل یا با اهداف مبهم) از سوی اسرائیل نتانیاهو و امریکای ترامپ (یعنی برغم ادعای تحقق اهداف اعلام شده ی قبلی مانند نابودی توان هسته ای، امکان تعرض نظامی، و تضعیف نیروهای همسو در منطقه، در حمله ی پیش و نیز این بار در حمله ی روز نخست)، در مجموع برخلاف ادعا به نفع نظام در ایران بوده، زیرا نه تنها موجب ریزش و فروپاشی نشده، که مقاومت پیش بینی ناپذیرش در جنگ نابرابر جاری، و این به رغم حذف رهبری و بسیاری از مسئولان سیاسی و نظامی، باعث افزایش اعتبار وی گردیده است. اما به هر حال، مسئله ی حیاتی اکنون چگونگی پایان جنگ و تضمین شروط عادلانه ی آتش بس و صلح پایدار است.