گفت و گوی سایت ملی - مذهبی با پدر سیاوش حاتم

پدر دانشجوی دربند از بازداشت خود می‌گوید

در تداوم فشار بر خانواده های زندانیان سیاسی از سوی ماموران امنیتی و ایجاد رعب و وحشت، در اواخر شهریور ماه سال جاری در ساعت هفت صبح، ماموران امنیتی به منزل سیاوش حاتم دانشجوی دربند وارد می‌شوند و با برخورد نامناسب و تند شروع به تفتیش منزل کرده و پدر سیاوش را با خود می‌برند. پس از انتقال محمود حاتم به دادسرا، بدون هیچ توضیح و دلیلی او را در یک زیرزمین حبس کرده و پس از پنج ساعت آزادش می کنند. این در حالی است که سیاوش حاتم نزدیک به پنج ماه است که در بند 350 زندان اوین نگهداری می شود.

محمود حاتم، پدر سیاوش در این زمینه به سایت ملی‑مذهبی می گوید: “زندانی کردن او کافی نیست فشارها را هم بر روی ما افزایش داده اند. چند وقت پیش حدود هفت و هشت مامور یک دفعه ریختند منزل و برخورد خیلی تندی داشتند. یک حکمی در دست داشتند اما به ما نشان ندادند و هر چه سوال می کردیم می گفتند ساکت باشید… همسرم هم ترسیده بود و او را در یک گوشه اتاق گذاشته بودند و از ترسش نمی توانست حرف بزند. سوال می کردند که سیاوش کجاست؟ من هم به آنها گفتم سیاوش را که خودتان بازداشت کردید و او نزدیک چهار ماه در بند 350 است. مگر می شود اطلاع نداشته باشند که سیاوش کجاست؟! در صحبت‌هایی هم که می‌کردند می‌دانستند که او زندان است… بعد من را در یک ماشین انداختند و به دادسرا و دایره امنیت بردند و به مدت پنج ساعت در یک زیرزمین حبس کردند و بعد بدون هیچ بازجویی ساعت سه بعدازظهر آزادم کردند. از برخوردشان متوجه شدم که بخاطر مصاحبه هایی که کردم می خواهند ایجاد رعب و وحشت کنند. وقتی سیاوش هم از ماجرا باخبر شد خیلی ناراحت شد و گفت نامه شکایت بنویسیم که من گفتم نه، ما که کاری نکردیم این برخوردها را می‌کنند وای به حال اینکه نامه شکایت هم بنویسیم.”

سیاوش حاتم، دانشجو و دبیر سابق انجمن اسلامی دانشگاه بوعلی همدان بود که یکبار در تاریخ 25 خرداد ماه سال 88 بازداشت شد. وی پس از آن از دانشگاه بوعلی همدان به دانشگاه شهید بهشتی منتقل شد. اما مدتی پس از انتقال در آذر ماه 89 در جلسه امتحان در دانشگاه شهید بهشتی توسط ماموران وزارت اطلاعات قبل از شروع امتحان بار دیگر بازداشت شد.

او با اشاره به ناراحتی فرزندش می افزاید: “دوشنبه ملاقات کابینی با سیاوش داشتیم که از نظر روحی خوب نبود و لاغر شده بود. طبیعی هم است یک جوانی که دانشجو و دبیر انجمن اسلامی بود الان تنها به جرم اصلاح طلب و سبز بودن در گوشه زندان افتاده است. بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال 88 چهار بار او را دستگیر کردند و آخر هم حکم زندان به دست خودش دادند. به هر جا هم مراجعه می کنیم و نامه می نویسیم که سیاوش جرمی مرتکب نشده هیچ جوابی نمی دهند. از درس و زندگی اش افتاده، به خدا انصاف و عدالت نیست جوانی‌اش را بجای حضور در دانشگاه در پشت میله های زندان بگذراند. حتی برای آزادی مشروط هم نامه نوشتیم و توضیح دادیم که فوق لیسانسش را بخواند اما صراحتا گفتند که اصلا موافقت نمی کنند، حتی از تحصیل هم محروم شده است. یک جوان بیست و پنج ساله مثل شمع دارد آب می شود و تنها جرمش طرفداری از جنبش سبز بوده است. به هر جا هم که می رویم تا دردمان را بگوییم چنان برخورد بدی می کنند که آدم از خودش خجالت می کشد. چه بگویم؟”

پدر این عضو تحکیم وحدت در ادامه با بیان اینکه الان در وضعیتی قرار داریم که وکیل و موکل در کنار هم در زندان هستند، خاطرنشان می کند: “در طول پرونده قضایی سیاوش وکلای او را اصلا راه ندادند. وکلای سیاوش هم آقایان سلطانی و دادخواه بودند که هر دو اینها الان در زندان و در کنار سیاوش هستند. ببینید چه وضعیتی است که موکل و وکیل در یک اتاق با هم در زندان هستند! آقای دادخواه خیلی مهربان است و با سیاوش مثل یک پدر و پسر هستند و سیاوش تختش را به آقای دادخواه داده چون فضای زندان خیلی کوچک است و زندانیان زیاد…. ؛ چه روزهایی!”

 محمدعلی دادخواه، وکیل برجسته دادگستری که در تیر ماه سال 90 از سوی شعبه‌ 15 دادگاه انقلاب به 9 سال زندان و ده سال ممنوعیت از وکالت در دادگستری و همچنین به شلاق و چند فقره جزای نقدی محکوم شده‌ بود، روز هشتم مهر ماه به بند 350 زندان اوین منتقل شد.

از مهم‌ترین پرونده‌های محمدعلی دادخواه می‌توان ‌به پرونده فعالان ملی – مذهبی‌، پرونده عبدالفتاح سلطانی، پرونده دراویش گنابادی، پرونده سه تن از دانشجویان دانشگاه امیرکبیر، پرونده سورنا هاشمی و علیرضا فیروزی در واقعه تحصن دانشجویی دانشگاه زنجان، پرونده کشیش محکوم به اعدام یوسف ندرخانی و وکالت مردم در پرونده‌های ملی مانند آب گیری سد سیوند و برج جهان نمای اصفهان اشاره کرد.

در حال حاضر محمد سیف زاده، عبدالفتاح سلطانی، نسرین ستوده از وکلای سرشناس ایران در زندان بسر می برند.

محمود حاتم تصریح می کند: “سیاوش یکی از اعضای خوب و اخلاق گرای تحکیم وحدت بود و دانشجوی نخبه و درسرخوان، اگر آزادش کنند و در دانشگاه درسش را ادامه دهد، آینده ساز کشور و خدمتگزار مردم خواهد بود.”

سایت ملی – مذهبی محلی برای بیان دیدگاه‌های گوناگون است.

مطالب مرتبط

Mammad Sahimie

درباره این موضوع و مسائل مربوطه با دکتر پیمان عارف بحث خوبی‌ در برنامه ایشان داشتم که در زیر میتوانید تماشا و گوش کنید. مانند همیشه از پیشنهادات و انتقادات سازنده شما بهره خواهم برد.

درباره عدالت اجتماعی با زبان سوسیالیسم سخن بگوید.

به نظرم شکست مهم روشنفکری دینی ما از دهه هشتاد به بعد هم همین‌جا رخ داد. مسئله‌ای که می‌توانست یک پروژه بزرگ فکری باشد، به تدریج در سیاست روز حل شد. بحث «دین و مدرنیته» کم‌کم جای خود را به بحث‌های جناحی داد؛ مسئله الهیات، اخلاق و انسان‌شناسی سیاسی زیر سایه اصلاح‌طلبی قرار گرفت؛ و روشنفکر دینی در مواردی به جای اینکه مستقل از قدرت، حتی قدرتی که دوستش دارد، بایستد، به ذخیره نظری یک جریان سیاسی بدل شد. این معامله دیر یا زود هزینه دارد. سیاستمدار از روشنفکر زبان می‌گیرد، اعتبار می‌گیرد، مفاهیم می‌گیرد و بعد که شرایط عوض شد، همان روشنفکر را کنار می‌گذارد. عجیب نیست که بخشی از همان کسانی که زمانی از روشنفکران دینی بهره می‌بردند، امروز آنان را آماج طعن قرار می‌دهند. باری، خطای اصلی آن نسل همین بود که گمان کرد مسئله دین با پیروزی یک جناح سیاسی حل می‌شود. حال آنکه سیاست می‌رود و پرسش الهیاتی باقی می‌ماند.

توده‌ها با دفاع از ساختارهای حاکمیت طبقاتی مخدوش نمی‌شود؟

۱. در ایتدا با مفهوم امنیت آغاز می‌کنیم و در ادامه به این‌موضوع‌ ورود می‌کنیم؛ زمانی که برای تبیین مفهوم «امنیت ملی» به نظریه‌پردازان کلاسیک بورژوازی و تئوریسین‌های حفظ وضع موجود (مانند مورگنتا و مرشایمر) پناه می‌بریم، آیا مرزهای میان دفاع از جان و زیستِ توده‌ها با دفاع از ساختارهای حاکمیت طبقاتی مخدوش نمی‌شود؟