گزارش ملی - مذهبی در باره بستن شرق

رزمنده ای که تحت فشار زندگی به سرش شلیک میکند را دستاویز نکنید!

شش روز از توقیف روزنامه شرق، به دلیل انتشار یک کاریکاتور که صفی از افراد را در حال چشم بند زدن به یکدیگر نشان می داد، گذشت. مهدی رحمانیان مدیر مسئول آن هنوز در بازداشت است و هادی حیدری کاریکاتوریست باید طی سه روز آینده خود را به دادسرا معرفی کند.

این کاریکاتور که بدون شرح است با جنجال جمعی از نمایندگان مجلس و گروه های فشار در رسانه های ملی اینگونه تفسیر شد که منظور از چنین طرحی توهین به رزمندگان جنگ هشت ساله بوده است. این در حالی است که هادی حیدری طراح این کاریکاتور که پدرش از رزمندگان و جانبازان جنگ ایران و عراق است به خبرگزاری ایلنا گفته است: “منظور من از کشیدن این کاریکاتور به هیچ وجه پیامی نبوده که نمایندگان مجلس برداشت کرده‌اند. این افراد کسانی هستند که بدون انتشار تصویر، علیه آن فضاسازی می‌کنند و می‌خواهند احساسات مردم را نسبت به رزمندگانی که جایگاه شان بالای سر من است تحریک کنند و این کار جنبه غیر اخلاقی دارد.”

حسین زمان، یکی از رزمندگانی که با آغاز جنگ ایران و عراق درس خود در آمریکا را نیمه رها کرد و برای دفاع از خاک کشور راهی جبهه شده و سالها در سنگرهای جنگ به مبارزه با دشمن پرداخته است، با تاکید براینکه این کاریکاتور هیچ ارتباطی به مسئله جنگ و رزمندگان ندارد به سایت ملی مذهبی می گوید: “توقیف روزنامه هایی که درقبل توقیف شده اند و چه آخرین آنها که شرق است با یک هدف دنبال می شود و آن این است که از آگاه شدن مردم جلوگیری کند. والا لزومی ندارد روزنامه ای که اخبار را در این فضای شدید سانسور منتشر می کند بخاطر یک کاریکاتور بخاطر ذهنیت آقایان بسته شود. عواقب اقداماتی از این دست هم کاملا مشخص است. زمانی که آزادی را از مردم سلب می کنیم؛ قطعا به نفع کسانی که این آزادی ها را سلب می کنند نیست و مردم بالاخره به آزادی دست خواهند یافت.”

این رزمنده سابق می افزاید: “به نظر من مردم باید در هر لباسی که هستند از اهالی رسانه ها و اساتید دانشگاهها و دانشجویان گرفته تا تمامی آدم های فرهیخته در مقابل این ظلم اعتراض خود را نشان دهند. توقیف روزنامه شرق و بازداشت مدیر مسئول و احضار کاریکاتوریست آقای حیدری برخورد با کسانی است که می خواهند در عرصه تفکر و اندیشه گام بردارند. اگر قرار بر این است که دست و قلم اهالی اندیشه را بشکنند و کسی هم اعتراضی نکند، قطعا آینده ای خوب و روشنی نخواهیم داشت.”

روزنامه شرق که بعنوان یکی از حرفه ای ترین و پرفروش ترین روزنامه های ایران شناخته می شود از بدو تولد چهار بار توقیف شده است. اولین بار پیش از برگزاری انتخابات مجلس هفتم و بدلیل پوشش دادن خبر مربوط به نامه اعتراضی نمایندگان مجلس ششم به رهبری و پوشش دادن سخنان وکیل زهرا کاظمی در جریان دادگاه توقیف شد اما پس از مدتی انتشار آن از سر گرفته شد.

بار دیگر در شهریور ۱۳۸۵ بدلیل چاپ یک کاریکاتور که تصویری از یک خر در برابر یک اسب در صفحه شطرنج کشیده شده بود توقیف شد. پیش از توقیف دوم به شرق دستور داده شده بود که مدیر مسئول و سردبیر خود (محمد قوچانی) را تغییر دهد. پس از هشت ماه توقیف از سوی هیأت نظارت بر مطبوعات، انتشار مجدد خود را از اردیبهشت از سرگرفت و در دوره جدید انتشار روزنامه شرق، محمد قوچانی (سردبیر سابق) و محمد عطریانفر (رییس سابق شورای سیاست گذاری) از آن جدا شدند.

روزنامه شرق در مرداد ۱۳۸۶ بار دیگر به دستور هیأت نظارت بر مطبوعات توقیف شد. رحمانیان در آن زمان گفته بود :”…هیچ انگیزه‌ای برای باز شدن دوباره شرق نداریم. مگر چند بار برای یک کار فرهنگی می‌توان سرمایه‌گذاری و هزینه کرد؟”

در شهریور سال ۱۳۸۸، طی حکمی روزنامه شرق رفع توقیف و مدیر مسئول آن به پرداخت یک میلیارد ریال جزای نقدی محکوم شد. روزنامه شرق در فروردین ۱۳۸۹ انتشار گسترده را با مدیر مسئولی محمد رحمانیان و سردبیری احمد غلامی آغاز کرد اما بار دیگر به بهانه ای دیگر توقیف شد.

پیش از این، محمد حسینی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران، به خبرگزاری فارس گفته بود که با مقامات قضایی برای توقیف روزنامه شرق مذاکره کرده و باید تکلیفش یکسره شود.

همزمان با هجوم گسترده و هماهنگ شده نمایندگان و گروه های فشار به این روزنامه اصلاح طلب، جمعی از خانواده های شهدا و رزمندگان هشت سال دفاع مقدس در نامه ای خطاب به هادی حیدری کاریکاتوریست روزنامه شرق تاکید کرده اند که ما جمعی از اعضای خانواده های شهدا و رزمندگان ۸ سال جنگ تحمیلی با شناختی که از شما و خانواده دیندار، اهل ادب و بصیرت و ایثارگرتان داریم، بر صداقت مقصود شما از این طرح صحه گذاشته و از همگان تقاضا داریم تا به دور از غرض ورزی ها، نگاهی دوباره به این طرح بیندازند. امیدواریم که همگی رهروان واقعی آرمان های امام راحل و شهدا باشیم.

اکرمی، رزمنده جانباز نیز با ابراز تاسف از سوء استفاده از نام رزمندگان و شهدا عنوان می کند: “برداشت من از این طرح اصلا آن چه تبلیغ می کنند نیست. این هم تازگی ندارد که به نام جانبازان و رزمندگان منافع خود را دنبال می کنند، وگرنه آقایان اگر خیلی تعصب ما را داشتند وضعیت ما الان اینطور نبود. حتی وقتی اختلاف بین خودشان هم هست ما می شویم گوشت قربانی… اما یکی نیست که سری به زندگی ما بزند و ببیند چگونه زندگی می کنیم. برای دفاع از خاک کشور رفتیم جبهه و برای آن آرمان هایی که داشتیم اسلحه بدست گرفتیم و جنگیدیم. بعد از پایان جنگ هم نه ادعایی داشتیم و نه درخواستی. اما از همان موقع بسیاری از این آقایانی که حتی یک روز در سنگر نبودند با استفاده از نام رزمندگان و شهدا به بالا بالاها رسیدند حالا هم همین آقایان که انتشار یک نشریه منتقد را به صلاح منافع سیاسی خود نمی بینند باز سنگ رزمندگان را به سینه می زنند.”

وی خاطرنشان می کند: “اگر یک روزنامه اخبار زندگی و مشکلات ما را منتشر کند اول آن روزنامه را می بندند بعد هم به سراغ ما می آیند و به جرم تبلیغ علیه نظام می برند آنجا که عرب نی انداخت… بدترین وضعیت را هم جانبازان شیمیایی دارند و بدتر از خود آنها خانواده های شان در سختی و رنج هستند.

یادم هست یکسال از پایان جنگ می گذشت یکی از همسنگر هایم که موجی شده بود وضع خیلی بدی داشت خودم با پای معلولم به هر کجایی بگویید رفتم تا کاری برای او بکنند و هزینه زندگی اش را تامین کنند اما هیچکس نبود که بدادش برسد تا اینکه یکروز صدای داد و بیداد زنش را شنیدم وقتی از خانه بیرون آمدم دیدم که حالش بد شده وسط کوچه شان به سر خودش شلیک کرد…این قدر از این مظلومیت ها و دردها دارم برایتان بگویم.

چند وقت پیش هم مراسمی برای بزرگ داشت یکی از شهدا برگزار کرده بودند. اول ناراحت شدم که با توجه به آشنایی نزدیک با خانواده شهید دعوت نشده ام. بعد از چند هفته که پسر همسنگر شهیدم را دیدم گفت که اصلا خود آنها هم دعوت نشده بودند!

حالا طومار جمع می کنند که توهین به رزمندگان شده! بیایید زندگی و مشکلات ما را از نزدیک ببینید تا شاید درک کنید برای درآوردن یک لقمه چقدر تحقیر می شویم و توهین واقعی از سوی چه کسانی به ما می شود.

سالها از این دفتر به آن دفتر، از این مسئول به آن مسئول مراجعه کردم که تنها جانبازی ام را ثابت کنم بعد هم پشیمان شدم از آن همه دوندگی؛ زیرا قبل و بعدش هیچ تغییری در زندگی ام داده نشد. البته ما هم مثل بقیه مردم هستیم و خوشحالیم که الان در این بیداد گرانی و تورم در کنار مردم هستیم. حالا هم که بوی جنگ می آید آقایان بجای اینکه به فکر تدبیر باشند فکر انتخابات و کی از قدرت بیشتر سهم ببرد هستند!”

مطالب مرتبط

Mammad Sahimie

درباره این موضوع و مسائل مربوطه با دکتر پیمان عارف بحث خوبی‌ در برنامه ایشان داشتم که در زیر میتوانید تماشا و گوش کنید. مانند همیشه از پیشنهادات و انتقادات سازنده شما بهره خواهم برد.

درباره عدالت اجتماعی با زبان سوسیالیسم سخن بگوید.

به نظرم شکست مهم روشنفکری دینی ما از دهه هشتاد به بعد هم همین‌جا رخ داد. مسئله‌ای که می‌توانست یک پروژه بزرگ فکری باشد، به تدریج در سیاست روز حل شد. بحث «دین و مدرنیته» کم‌کم جای خود را به بحث‌های جناحی داد؛ مسئله الهیات، اخلاق و انسان‌شناسی سیاسی زیر سایه اصلاح‌طلبی قرار گرفت؛ و روشنفکر دینی در مواردی به جای اینکه مستقل از قدرت، حتی قدرتی که دوستش دارد، بایستد، به ذخیره نظری یک جریان سیاسی بدل شد. این معامله دیر یا زود هزینه دارد. سیاستمدار از روشنفکر زبان می‌گیرد، اعتبار می‌گیرد، مفاهیم می‌گیرد و بعد که شرایط عوض شد، همان روشنفکر را کنار می‌گذارد. عجیب نیست که بخشی از همان کسانی که زمانی از روشنفکران دینی بهره می‌بردند، امروز آنان را آماج طعن قرار می‌دهند. باری، خطای اصلی آن نسل همین بود که گمان کرد مسئله دین با پیروزی یک جناح سیاسی حل می‌شود. حال آنکه سیاست می‌رود و پرسش الهیاتی باقی می‌ماند.

توده‌ها با دفاع از ساختارهای حاکمیت طبقاتی مخدوش نمی‌شود؟

۱. در ایتدا با مفهوم امنیت آغاز می‌کنیم و در ادامه به این‌موضوع‌ ورود می‌کنیم؛ زمانی که برای تبیین مفهوم «امنیت ملی» به نظریه‌پردازان کلاسیک بورژوازی و تئوریسین‌های حفظ وضع موجود (مانند مورگنتا و مرشایمر) پناه می‌بریم، آیا مرزهای میان دفاع از جان و زیستِ توده‌ها با دفاع از ساختارهای حاکمیت طبقاتی مخدوش نمی‌شود؟