تغییر در مناسبات مادی تولید، مالکیت و توزیع قدرت طبقاتی.

تغییر در مدیریت سیاسی و آرایش نخبگان حاکم؛

دولت آمریکا، به‌عنوان یکی از مهم‌ترین دولت‌های سرمایه‌داری معاصر، درون شبکه‌ای از مناسبات مالکیت، انباشت، قدرت مالی، صنایع نظامی، انحصارات اقتصادی و تعهدات ژئوپلیتیک فعالیت می‌کند. این ساختار با جابه‌جایی احزاب از میان نمی‌رود.
به همین دلیل، باید میان دو نوع تغییر تمایز قائل شد:
اولی می‌تواند از طریق انتخابات اتفاق بیفتد؛ اما دومی مستلزم دگرگونی در ساختارهای اقتصادی و اجتماعی است و نمی‌توان آن را صرفاً از صندوق‌های رأی انتظار داشت.
در واقع، آنچه در انتخابات آمریکا اتفاق می‌افتد، جابه‌جایی نیروهای سیاسی درون یک میدان نهادی است که حدود و محدودیت‌های آن را مناسبات تاریخی سرمایه‌داری تعیین کرده‌اند.
این همان نقطه‌ای است که تحلیل مارکس از دولت مدرن همچنان اهمیت نظری خود را حفظ می‌کند.
اگر بخواهیم با ادبیات ماتریالیسم تاریخی سخن بگوییم، صورت سیاسی قدرت را نمی‌توان از بنیان مادی آن جدا کرد. تغییر در روبنای سیاسی، مادامی که به دگرگونی در مناسبات بنیادین تولید و مالکیت منتهی نشود، الزاماً به معنای تغییر در شالوده اجتماعی قدرت نیست.
بنابراین، مسئله اصلی در انتخابات آمریکا این نیست که جمهوری‌خواهان پیروز شوند یا دموکرات‌ها؛ مسئله این است که در پس این گردش انتخاباتی، چه مناسباتی همچنان بازتولید می‌شوند، چه نیروهایی از تداوم آن‌ها منتفع می‌شوند و چه طبقات اجتماعی همچنان از قدرت مؤثر در تعیین سرنوشت اقتصادی و سیاسی خود محروم می‌مانند.
دموکراسی بورژوایی می‌تواند نخبگان را جابه‌جا کند، دولت‌ها را تغییر دهد، سیاست‌های اقتصادی را تعدیل کند و حتی به عقب‌نشینی‌های واقعی در برابر مطالبات اجتماعی تن دهد؛ اما تا زمانی که مناسبات تولید سرمایه‌دارانه و سلطه اقتصادی سرمایه بر حیات اجتماعی پابرجاست، تغییر مدیران سیاسی را نمی‌توان با دگرگونی بنیادین نظم اجتماعی یکسان گرفت.
و شاید بتوان تمام این بحث را در یک گزاره فلسفی ـ سیاسی خلاصه کرد:
در نظام سرمایه‌داری، انتخابات می‌تواند صاحبان کرسی‌های قدرت را تغییر دهد، اما تغییر صاحبان قدرت سیاسی، لزوماً به معنای تغییر صاحبان قدرت مادی نیست.
این همان تفاوت میان گردش نخبگان در دموکراسی بورژوایی و دگرگونی تاریخی مناسبات طبقاتی است.
اما به هر سوی، به نظرم ستون فقرات نظری این نوشته را باید در یک تمایز حفظ کرد: تفاوت میان دولت به‌مثابه صورت سیاسی حکمرانی و دولت به‌مثابه سازوکار بازتولید مناسبات مادی قدرت. این تمایز اجازه می‌دهد هم تفاوت واقعی سیاست‌های جمهوری‌خواهان و دموکرات‌ها را ببینیم و هم از اشتباه گرفتن گردش انتخاباتی با تحول تاریخی و طبقاتی جامعه پرهیز کنیم.

منابع نظری و مستند برای مطالعه بیشتر در پست بعدی.

#چشم‌انداز

مطالب مرتبط

🔹اوباما در پستی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «مردم آمریکا امشب پیامی روشن فرستادند. آن‌ها خواهان سیاستی هستند که به‌جای ایجاد تفرقه، مردم را به یکدیگر نزدیک کند.»

رئیس‌ جمهور پیشین آمریکا همچنین از نامزدهای موفق دموکرات در سراسر کشور، به ویژه در ایالاتی که پیش‌تر شانس پیروزی در آن‌ها چندان محتمل به نظر نمی‌رسید، قدردانی کرد. او در ادامه از مسئولان برگزاری انتخابات و داوطلبان هر دو حزب هم برای کمک به برگزاری منظم و بدون مشکل انتخابات تشکر کرد.

فرید مرجائی در گفت‌وگو با ایرنا مطرح کرد:

بله، باراک اوباما به میشیگان رفت و در جریان کارزار انتخاباتی، با تسلطی که بر فن سخنوری دارد، انتقادهای متعددی را علیه ترامپ مطرح کرد. این انتقادها بازتاب گسترده‌ای در شبکه‌های خبری داشت. یکی از محورهای مهم سخنان او، هزینه‌های زندگی، از جمله قیمت گازوئیل و بنزین بود. اوباما این موضوع را به جنگ ترامپ علیه ایران مرتبط کرد و از تجاوز نظامی آمریکا به ایران انتقاد کرد.

چشم انداز

در برابر هر دستگاه عظیم تبلیغاتی آسیب‌پذیرتر خواهد شد. راه مقابله با اظظظظظمپریالیسم رسانه‌ای آمریکا و صهیونیسم، نه در انکار واقعیت‌های داخلی و نه در انحصار روایت، بلکه در ساختن جامعه‌ای آگاه، برخوردار از قدرت تشخیص طبقاتی و تاریخی، و مجهز به رسانه‌هایی حرفه‌ای، متکثر و پاسخگوست. استقلال ملی بدون آگاهی عمومی و آگاهی عمومی بدون آزادی نقد، بنیانی استوار نخواهد داشت.

مطالب پربازدید

مقاله