@iranfardamag
🔸چشم انداز آینده را میتوان درترکیبی از «جامعه جنبشی»، «بحران ساختاری» و «جنگ» (محدود یا نامحدود) ترسیم کرد. این سه عامل در کنار هم بر یکدیگر تأثیر همافزا دارند و همدیگر را تشدید میکنند. برای ساده سازی وضعیت و تبیین سناریوهای پیش رو اگر پیش فرض خود را ثابت فرض کردن دو روند بحران ساختاری و جامعه جنبشی یا ادامه وضعیت موجود ساختارج.ا و نارضایتی و اعتراض در جامعه ایران به عنوان متغیرهای تابع از جنگ به عنوان متغیر تعیین کننده و اثر گذار قرار دهیم در این صورت سه سناریو بر مبنای سه حالت جنگی محتمل است:
سناریو اول- ادامه وضع موجود جنگی(نه جنگ نه صلح، هم جنگ هم صلح): ادامه این وضعیت به تشدید تدریجی بحران ساختاری و اعتراضات و جنبش های اجتماعی منجر خواهد شد.
سناریو دوم- تشدید جنگ و گسترش دامنه آن تا ورود نیروی پیاده در برخی مناطق کشور: در چنین وضعیتی اگرچه بحران ساختاری تشدید میشود اما به تخفیف اعتراضات و جنبش های اجتماعی و کاهش مشروعیت مبارزه در افکار عمومی منجر میشود. این آثار تا تغییر وضعیت جنگی به یکی از دو سناریو اول یا سوم تغییر چندانی نخواهد کرد.
سناریو سوم- توافق موقت محدود و ناپایدار با امریکا(شرایط پیش از جنگ): در این شرایط بحران ساختاری و اعتراضات و جنبش های اجتماعی به تدریج تشدید میشود.
با در نظر گرفتن جمیع شرایط بالا در هر حال احتمال تشدید بحران ساختاری و ناتوانی نظام در حل بحران های تو در توی سیاسی، اقتصادی، اجتماعی بسیار بیشتر از تعدیل یا کاهش بحران ها است. از سوی دیگر به نظر میرسد احتمال افزایش نارضایتی و تشدید اعتراضات عمومی نیز بیش از کاهش یا تخفیف اعتراضات است(جامعه جنبشی). در این صورت گزینه های تغییر اعم از انقلاب، گذار یا رفرم بیش از گزینه های کنترل وضعیت در قالب سرکوب ، کودتا یا ادامه وضع موجود(پس از کشتار دی ماه) محتمل تر است. به نظر میرسد سوگیری جامعه به سوی هر یک از گزینه های تغییر(انقلاب، گذار و رفرم) تا حد زیادی از یک سو موکول است به چگونگی صورت بندی نیروهای سیاسی که بتوانند نقش مرجع را در جامعه ایران کسب کنند و از سوی دیگر موکول است به سیاست های نظام حکمرانی در قبال نیروهای سیاسی کنونی در جامعه ایران و همچنین اعتراضات و جنبش های اجتماعی و به طور کلی جامعه مدنی ایران.
#ایران_فردا
#سعید_مدنی
#جامعه_جنبشی_و_جنگ