#احمد_زیدآبادی

! اگر طالقانی هابز را می‌خواند!

زنده‌یاد سید محمود طالقانی در هفت ماه زندگیِ خود پس از انقلاب ۵۷ محبوبیتی ورای تصور داشت.عموم مردم از کلام او، دردمندی و صداقت و خلوصی را حس می‌کردند که هیچ انگیزهٔ خودخواهانهٔ شخصی یا صنفی یا عقیدتی در آن راه نداشت.
حتی آن دسته از مردمِ دلخور از انقلاب و وفادار به نظام شاهنشاهی نیز صمیمانه دوستش می‌داشتند و او را از جنس دیگری می‌دانستند.
به واقع نیز مرحوم طالقانی از جنس دیگری بود. طنین صدای رسایش در محیط دانشگاه تهران، همچون وزیدن نسیم مطبوع و ملایمی بر دل‌های بیمناک و نگران از آتش منازعات قدرت‌طلبانهٔ روزگار اثر می‌کرد.
صدایش سرشار از طراوتی روحانی اما همراه با اندوه و هشدار و دل‌نگرانی بسیار از آینده بود.
انگار می‌دانست چه در پیش است. بسیاری از هم‌صنفان و تشکیلات سیاسی متنوع آن روز را خوب می‌شناخت و به درستی می‌دانست که هر کدام پشت شعارهای پرطمطراق و پوشالی چه هدفی را دنبال می‌کنند.
در بازی هیچکدام از آنها وارد نشد و به حذف و طرد هیچکدام نیز رضایت نداد. تلاش کرد تا قاعده‌ای برای هم‌زیستی همهٔ آنان در چارچوبی کثرت‌گرا ارائه کند، اما انگار می‌دانست که داستان از چه قرار است!
رنج و اندوه و ناراحتی و نارضایتی و استیصالش را نهان می‌داشت، اما پنداری شرنگ زهرآلود خودخوری و خودداری، تن نحیف و بیمارش را فرسود و جانش را گرفت.
انگار با نومیدی از نامداران، امید را در تودهٔ مردم می‌جست. خوش‌بینی و حس خوشایندی نسبت به مردم عامی و بی‌نام و نشان داشت. آنان را موجوداتی فطری می‌دانست و فطرت آدمیزاد هم از نظرش از خیر و نیکی سرشته بود.
شاید به همین جهت، تفویض نظام تصمیم‌گیری به تودهٔ مردم در قالب انواع شوراها را تنها راه رستگاری سیاسی می‌دانست.
از نگاه او شور و مشورت و شورا شالودهٔ سیاست پیامبرانه بود. به همین دلیل، بر ایجاد شوراها در همهٔ سطوح زندگی سیاسی و اجتماعی سخت پای می‌فشرد.
در فطری قلمداد کردن توده‌های مردم شاید پای علایقش هم در میان بوده باشد. شاید هم در تعریف فطرت آدمیزاد، یک سویه از سرشت نوع انسان را بیش از اندازه بر سویهٔ دیگرش غالب کرده بود.
هر چه بود برای جامعهٔ ایرانی بیش از حد آرمانگرایانه به نظر می‌رسید.
شاید لازم بود آقای طالقانی افلاطون را از نگاه اشتراوس و یا لویاتان هابز را بخواند.در هر صورت او، انسانی با شرح‌صدر بی‌نظیر و از هر جهت منزه و پاک و بزرگ بود، از آنها که در عالم انسانی باید بیشتر باشد ولی نیست.
روح بلند و دردکشیده‌اش در جوار لطف و رحمت خداوند در عالی‌ترین درجهٔ وجود باد.
#احمد_زیدآبادی
@ahmadzeidabad

مطالب مرتبط

مونا شکری نویسنده اردنی:مترجم علی سرداری

از این منظر، الزغول اعتراض اعراب به پروژه ایران را توضیح می‌دهد؛ اعتراضی که به گفته او، ناشی از هژمونی همکاری‌محور نیست، بلکه مبتنی بر اعمال نفوذی یکجانبه در خدمت منافع ایران است.
میراث امپراتوری و رویای توسعه

ابوطالب آدینه‌وند

در همین زمینه، تلاش طالقانی برای تبدیل شورا از یک اصل کلی به نهادی اجتماعی و سیاسی اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند. تمهید و تدوین طرح‌های مربوط به شوراهای محلی زیر نظر و به پیشنهاد او و تأکیدهای مکرر او بر گسترش شوراها نشان می‌دهد در آخرین خطبه‌های طالقانی نیز شورا جایگاهی محوری داشت. او شورا را از اساسی‌ترین مسائل اسلامی می‌دانست و بر ضرورت شخصیت‌بخشیدن به مردم و مسئولیت‌پذیری آنان تأکید می‌کرد. همچنین هشدار می‌داد که مسئولان نباید جامعه را به اتکای دائمی به یک شخص عادت دهند. در اینجا مسئله شورا با استقلال جامعه و نفی وابستگی سیاسی به شخص محوری پیوند می‌خورد. این نگرانی طالقانی ناشی از مشاهده ی خیزِ روحانیت برای تصرف قدرت بود و از آنجا که رهبریِ انقلاب در یدِ یک‌مرجع تقلید بود برآن بودند که آن را به یک سازوکار اطاعت و تبعیت سیاسی تبدیل کنند.