🖊محمدلطیف عباس‌پناه؛ پژوهشگر

درآمدی بر خوانش هرمنوتیکی «کویریات» دکتر علی شریعتی

(تأملی در زبان اشاره، شخصیت‌های نمادین و امکان بازخوانی متون کویری)
به کانال چشم‌انداز ایران بپیوندید
✅«کویریات» را نمی‌توان همچون یک زندگینامه یا مجموعه‌ای از یادداشت‌های پراکنده خواند. شریعتی خود بارها نشان داده است که زبان «اشاره» را بر زبان «تصریح» ترجیح می‌دهد. او در بسیاری از آثارش، به‌ویژه در «گفتگوهای تنهایی» و «هبوط در کویر»، روایت را به‌گونه‌ای سامان می‌دهد که شخصیت‌ها، مکان‌ها و حتی زمان‌ها از معنای ظاهری خود فراتر می‌روند
✅از همین‌رو، بسیاری از دشواری‌های فهم «کویریات» شاید نه از پیچیدگی اندیشه شریعتی، بلکه از نوع خواندن ما ناشی شده باشد. اگر متن را صرفاً گزارشی از وقایع زندگی نویسنده بدانیم، ناگزیر با ابهام‌های فراوانی روبه‌رو خواهیم شد؛ اما اگر آن را متنی نمادین و هرمنوتیکی بدانیم، بسیاری از این ابهام‌ها به‌تدریج معنای تازه‌ای پیدا می‌کنند.
✅در پژوهشی که نگارنده طی سالیان گذشته دنبال کرده است، این فرض مطرح شده که برخی شخصیت‌های «کویریات»، افزون بر جنبه تاریخی احتمالی خود، نقش‌هایی نمادین نیز دارند و در شبکه‌ای از ارجاعات درونی متن معنا می‌یابند. این فرضیه تنها بر شباهت‌های ظاهری استوار نیست، بلکه بر تکرار الگوها، واژگان کلیدی، ساختار روایت و ارتباط میان بخش‌های مختلف مجموعه آثار مبتنی است.
✅بر اساس این شیوه خوانش، مفاهیمی چون «خویشاوند»، «سولانژ»، «فرزند سبا» «آشنایی»، «اشاره»، «پیرایه»، «غرق شدن»، «رود»، «دریا»، «بازگشت»، «ولایت جان» «عصر یک چهارشنبه» و ده‌ها اصطلاح دیگر، تنها تعبیرهای شاعرانه نیستند، بلکه عناصر یک دستگاه معنایی به‌هم‌پیوسته‌اند که بدون مطالعه مجموع آثار، فهم کامل آن‌ها ممکن نیست.
✅البته این نوع خوانش، به معنای نادیده گرفتن تاریخ یا زندگی شخصی شریعتی نیست؛ بلکه تلاشی است برای نشان دادن اینکه نویسنده چگونه تجربه‌های زیسته خود را به زبان نماد و تمثیل تبدیل کرده است. در اینجا به شرح و تفسیر یک نمونه از مفاهیم و اصطلاحات قراردادی از نوع مشابهات میان شاندل و مخاطبش رزاس پرداخته شده است:
✅یکی از معماهایی که سال‌ها ذهن مرا در خوانش «کویریات» دکتر علی شریعتی به خود مشغول کرده بود، روایت موسوم به «حادثه ۹ اسفند» در کتاب «گفتگوهای تنهایی» بود. شریعتی در این روایت از دوستی به نام «فلسفی» سخن می‌گوید؛ دوستی که به تعبیر خود او، دوازده سال تمام با وی همدرس، همگام، همفکر و همدل بوده است؛ تا آنجا که این دو به «یک روح در دو کالبد» شباهت یافته‌اند.
✅اما پرسشی که همواره برای من مطرح بود این بود که این شخصیت دقیقاً کیست؟ در شرح حال‌های موجود از زندگی شریعتی، در خاطرات نزدیکان او و حتی در گفته‌های فرزندانش، نشانی روشن از چنین شخصیتی دیده نمی‌شود. سال‌ها پیش این پرسش را با یکی از فرزندان دکتر شریعتی نیز در میان گذاشتم. پاسخ ایشان این بود که احتمالاً یکی از همکلاسی‌های پدرشان بوده است. بااین‌حال این پاسخ نتوانست ابهام مرا برطرف کند. به‌تدریج و در پرتو سال‌ها تأمل در «کویریات»، به این نتیجه رسیدم که «فلسفی» را نباید صرفاً یک فرد تاریخی دانست. همان‌گونه که خود شریعتی در جای دیگری تصریح می‌کند که بسیاری از شخصیت‌های آثارش جنبه‌ای تمثیلی دارند، به نظر می‌رسد «فلسفی» نیز نامی رمزی برای همان مخاطب ویژه و آشنایی باشد که در آثار مختلف «کویریات» با نام‌ها و چهره‌های گوناگون ظاهر می‌شود؛ شخصیتی که من او را با عنوان «رزاس دلاشاپل» می‌شناسم.
در این خوانش، روایت ۹ اسفند دیگر یک خاطره شخصی صرف نیست، بلکه تمثیلی از رابطه‌ای روحی میان شاندل و مخاطب آینده اوست.
✅اهمیت ماجرا نه در جزئیات تاریخی آن، بلکه در معنای وجودی آن نهفته است: رابطه‌ای که در آن یکی از دو سوی این پیوند، برای دیگری هزینه می‌دهد، از خود می‌گذرد و بار مسئولیتی را بر دوش می‌کشد که دیگری از آن آگاه نیست.
✅برای فهم این روایت، ناگزیر شدم پرسش را از زاویه‌ای دیگر طرح کنم. اگر خود را به‌جای «فلسفی» بگذارم، آیا در زندگی من نیز وضعیتی رخ داده است که بتوان آن را مصداقی از این فداکاری دانست؟ آیا دل‌بستگی طولانی‌مدت من به شریعتی و کویریات، مرا در موقعیت‌هایی قرار داده است که ناخواسته بخشی از زندگی، آسایش، روابط یا فرصت‌های خود را در راه این آشنایی از دست داده باشم؟
#شریعتی
#کویر
#محمد_لطیف_عباس_پناه

🔻(متن کامل این گفت‌وگو را در نشریه چشم‌انداز ایران شماره 158 بخوانید)
🗓چشم‌انداز ایران را از کتابفروشی‌های معتبر و کیوسک‌های روزنامه‌فروشی بخواهید.

ما را در اینستاگرام دنبال کنید.

@cheshmandaz_iran

چشم انداز ایران
درآمدی بر خوانش هرمنوتیکی «کویریات» دکتر علی شریعتی – چشم انداز ایران

مطالب مرتبط

دکتر محجوب الزویری:مترجم علی سرداری

مجلس خبرگان از ایرانیان، به‌ویژه نخبگان و روشنفکران حوزه‌های علمیه و دانشگاه‌ها، خواست تا با رهبری بیعت کنند و حول محور ولایت فقیه گرد هم آیند؛ در حالی که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به‌سرعت بیعت خود را اعلام کرد.

سعید مدنی

دوگانه‌ی‌ مورداشاره ناشی از یکی از معضلات نظری و سیاسی در ایران امروز در تفکیک امر حاکمیتی و امر ملی است. ﺣﺎﻛﻤﻴﺖ در حقوق اساسی و در پهنه‌ی حقوق عمومی به معنای قدرت برتر و عالی و صاحب صلاحیت اتخاذ تصمیم و تجمیع قدرت در درون مرزهای ملی تفسیر می‌شود که می‌تواند در مسایل جامعه امر و نهی کند. بنا‌براین حاکمیت به‌معنای چیرگی حکومت بر ملت و سرزمین و امر حاکمیتی به آن دسته از امور اطلاق می‌شود که برای تثبیت جایگاه و قدرت حاکمیت مستقر به کار گرفته می‌شود. در مقابل امر ملی آثاری فراتر از تثبیت قدرت حاکم و نظام مستقر دارد و فراحاکمیتی است یعنی اثرات و نتایج آن منحصر به نظام سیاسی مستقر نمی‌شود. برای مثال ملی‌شدن صنعت نفت ایران امری ملی بود و کودتای ۲۸ مرداد امری حاکمیتی، غنی‌سازی اورانیوم امری حاکمیتی است و تلاش برای تحقق صلح و دورشدن جنگ امری ملی.

بهروز ورزنده

3) مراجعه شود در اینترنت، به حملات خصمانه و تخریبگرانه اینان برضد افراد فوق و
سایر شخصیت‌های سیاسی و هنری و مجموعه گروه‌های سیاسی اپوزیسیون ایران.
گروه‌هایی که به‌طور وسیع و با خصومت شدید مورد حملات این افراد هستند
عبارت‌اند از: جمهوری‌خواهان سکولار، چپ‌گرایان، مجاهدین خلق ایران،