مجتبی مهدوی

بازخوانی هسته گفتمان سه گانه علی شریعتی:

۲- عدالت اجتماعی و برابری
«آیا مسلمانان پیشرو راه را برای هژمونی «خمینیسم» هموار کردند؟»- ۶
@iranfardamag
🔹شریعتی با گرایش عمیق برابری‌خواهانه و نقد مداوم همه اشکال بی‌عدالتی/نابرابری اجتماعی، یک اندیشمند سوسیالیست محسوب می‌شود. با این حال، برای شریعتی سوسیالیسم صرفاً یک شیوه تولید نیست؛ بلکه یک شیوه زندگی است. او از سوسیالیسم دولتی، پرستش شخصیت، پرستش حزب و پرستش دولت انتقاد می‌کند و از سوسیالیسم انسان‌گرا دفاع می‌نماید. در واقع، او بسیار منتقد سوسیالیسم‌های دولتی شوروی و دیگر کشورها بود و به وضوح تحت تأثیر نئومارکسیست‌های اروپایی و سوسیالیسم دموکراتیک قرار داشت. شباهت زیادی بین شریعتی و نئومارکسیست‌های اروپایی حاشیه‌ای مانند آنارشیست‌ها و مارکسیست‌های فرهنگی انسان‌گرا وجود دارد.

🔸احتمالاً منصفانه است که بگوییم شریعتی یکی از اولین روشنفکران ایرانی بود که ایده‌های جدید نئومارکسیسم اروپایی را به ایرانیان معرفی کرد، در حالی که گفتمان مسلط مارکسیسم ایرانی (به جز چهره‌های بسیار مهم اما حاشیه‌‌ای مانند خلیل ملکی) مارکسیسم شوروی و/یا چینی بود. شریعتی به وضوح تحت تأثیر فیلسوف نئومارکسیست مجارستانی گئورگ لوکاچ (۱۸۸۵–۱۹۷۱)، فیلسوف نئومارکسیست آلمانی ارنست بلوخ (۱۸۸۵–۱۹۷۷) و قطعاً فیلسوف انتقادی آلمانی-آمریکایی هربرت مارکوزه (۱۸۹۸–۱۹۷۹) قرار داشت. گر چه مشخص نیست که شریعتی تا چه حد با نئومارکسیست ایتالیایی آنتونیو گرامشی (۱۸۹۱–۱۹۳۷) آشنا بود، اما بسیار واضح است که او تحت تأثیر رویکرد اجتماعی-فرهنگی گرامشی برای دگرگونی جامعه و همچنین تأثیر هژمونی فرهنگی و ضد هژمونی قرار داشت. به گفته بهروز قمری تبریزی، شباهت بین شریعتی و گرامشی آشکار است، زیرا رویکرد فرهنگی شریعتی «لحظه‌ای گرامشی‌گونه در سیاست معاصر ایران» بود.
🔹افزون بر این، شریعتی زیر نظر مارکس‌شناسان اروپایی مانند ژرژ گورویچ و آنری لوفو (۱۸۹۴–۱۹۶۵) تحصیل کرد و آثار آنها را در ایران تدریس نمود. سوسیالیسم انسان‌گرا، فرهنگی و گرامشی‌گونه شریعتی، بوضوح با سوسیالیسم دولتی مرزبندی دارد. او همواره منتقد هر نوع تفسیر از مارکسیسم بود که در آن اقتصادگرایی، جبرگرایی و اقتدارگرایی برجسته می‌شد. به گفته خودش، « به‌روشنی مشخص است که ما به چه معنا مارکسیست نیستیم و به چه معنا سوسیالیست هستیم. مارکس به عنوان یک اصل عام و علمی، اقتصاد را زیربنای انسان می‌داند؛ اما ما دقیقاً برعکس آن را باور داریم. به همین دلیل است که دشمن سرمایه‌داری هستیم و از بورژوازی متنفریم. بزرگترین امید ما به سوسیالیسم در این است که در آن انسان، ایمان، ایده‌ها و ارزش‌های اخلاقی‌اش، روبنا نیستند ، محصول تولیدشده‌ی زیربنای اقتصادی نیستند؛ بلکه خود علت خود هستند..شیوه‌های تولید آنها را تولید نمی‌کنند. آن‌ها بین دو دست «عشق» و «آگاهی» ساخته می‌شوند. انسان انتخاب می‌کند، می‌آفریند و خود را حفظ می‌کند.»[۱]
🔸برابری‌خواهی شریعتی و اشتیاق او به عدالت اجتماعی تنها تحت تأثیر نئومارکسیسم اروپایی نبود؛ او به همان اندازه تحت تأثیر جنبشهای ایرانی مانند جنبش مزدک و شعوبیه، و همچنین اندیشمندان چپ عرب مانند جودةالسحار ، نویسنده کتاب «ابوذر غفاری»، قرار داشت.
#ایران_فردا
#بازخوانی_علی_شریعتی
#عدالت_اجتماعی_و_برابری
#مجتبی_مهدوی #لوموند_دیپلماتیک
https://t.me/iranfardamag
[۱] علی شریعتی، به نقل از
Hamid Dabashi, Theology of Discontent: The Ideological Foundations of the Islamic Revolution in Iran (New Brunswick, NJ and London: Transaction Publishers, 2006 [1992]), 143.

مطالب مرتبط

لطف‌الله میثمی/مدیر مسئول

در واقعه 18 تیر 1378 زنده‌یاد مهندس عزت‌الله سحابی همراه با زنده‌یادان دیگری چون دکتر رضا رئیس‌طوسی و محمد بسته‌نگار در محل کوی دانشگاه حاضر شده و با دانشجویانی که به‌شدت آسیب‌دیده و مجروح شده بودند وارد گفت‌وگو شدند. از دانشجویان خواستند که در کوی دانشگاه بمانند و اعتراض کنند ولی دامنه اعتراضات را به خیابان نکشند. برخی از دانشجویان به مهندس گفتند چه کسی به تو فرمان داده که بیایی و ما را آرام کنی؟ ایشان به‌آرامی پاسخ داد که: پنجاه سال تجربه سیاسی -راهبردی و احساس مسئولیت مرا فرمان داده تا به اینجا بیایم و مصلحت امروز را یادآور شوم.

اسامه عثمان: مترجم علی سرداری

وزارت خزانه‌داری آمریکا تخمین می‌زند که چین حدود ۹۰ درصد صادرات نفت ایران را خریداری می‌کند، با کسورات قابل‌توجهی که معمولاً در مقایسه با قیمت‌های رایج نفت اعمال می‌شود. با این حال، اهمیت ایران برای چین به این محدود نمی‌شود؛ چین از ۸۵ درصد خودکفایی انرژی برخوردار است، اما ایران در جاه‌طلبی‌های بین‌المللی پکن موقعیت ژئوپلیتیکی مهمی دارد. چین که بیشترین رقابت را با ایالات متحده دارد، تأثیر بحران و درگیری جاری بر قدرت آمریکا و در نتیجه توانایی آن در محدود کردن آرزوهای چین در شرق آسیا و موضوع تایوان را پیش‌بینی می‌کند.

افسانه نجاتی

بنابراین تاریخ جنبش زنان ایران را نباید روایتی خطی از «پیشرفت» دانست. این تاریخ، تاریخ پیشروی و عقب‌نشینی، گسست و تداوم، شکست و بازسازی است. اما در دل همین فراز و فرودها چیزی انباشته شده است که نمی‌توان به آسانی از میان برد: تجربه‌ی حق‌مندی.