استاد امور بینالملل و مطالعات اسلامی در دانشگاه جورج تاون. جان به عنوان مشاور وزارت امور خارجه و بسیاری از دولتهای ایالات متحده خدمت کرده است.
یک راهپیمایی ضد اسلامهراسی قبلی در بلومینگتون، ایندیانا (آسوشیتدپرس)
همزمان با جشن گرفتن ۲۵۰مین سالگرد آمریکا، شایسته است بررسی کنیم که چگونه برخی از اصول دموکراتیک ما، مانند آزادی مذهبی و حمایت از تبعیض، در تجربیات مسلمانان آمریکایی در قرن بیست و یکم اعمال میشود.
مسلمانان بخش جداییناپذیر و اساسی تاریخ، تأسیس و توسعه آمریکا بودهاند. با این حال، اکثر آمریکاییها نمیدانند که مسلمانان مدتها قبل از استقلال آمریکا از بریتانیا در ایالات متحده حضور داشتند و بسیاری از آفریقاییهای برده که به آمریکا آورده شدهاند، مسلمان بودهاند.
مورخان تخمین میزنند که ۱۵ تا ۳۰ درصد از جمعیت بردهای که از طریق اقیانوس اطلس منتقل شدهاند، اصالتاً از مناطق عمدتاً مسلماننشین غرب آفریقا بودهاند و بسیاری از آنها تحصیلکرده بودهاند. برخلاف عموم مردم برده، تعداد قابل توجهی از این اسیران به زبان عربی سواد داشتند.
بردگان آفریقایی توسط صاحبان مسیحی خود مجبور به ترک اسلام شدند. بسیاری از آنها با رعایت قوانین شریعت در مورد غذا و نوشیدنی، مانند پرهیز از گوشت خوک و الکل، جشن گرفتن اعیاد و حفظ لباسهای سنتی خود در هر زمان ممکن، سعی در انجام پنهانی ایمان خود داشتند.
تعداد کمی از آمریکاییها میدانند که توماس جفرسون تحت تأثیر قرآن قرار گرفته است. او که کنجکاو بود در مورد نظامهای حقوقی فرهنگهای مختلف اطلاعات کسب کند، هنگام تحصیل در رشته حقوق در ویلیامزبورگ، ویرجینیا، یک ترجمه انگلیسی از قرآن خریداری کرد. او تحت تأثیر آنچه که مفهوم آزادی مذهبی جهانی قرآن میدانست، قرار گرفت و این امر تعهد او را به کثرتگرایی مذهبی و ادعای او مبنی بر اینکه حقوق مدنی اساسی آمریکاییها هرگز نباید به وابستگیهای مذهبی آنها وابسته باشد، تقویت کرد. رسانههای جمعی و اجتماعی – که بر رویدادهای مهم و جنجالی متمرکز هستند، جایی که “خون بر تیترها غالب است” – اسلامهراسی را به یک امر ثابت جهانی تبدیل کردهاند..
ریشههای اسلامهراسی مدرن.
کاتالیزورهای کلیدی برای رشد سریع اسلامهراسی در ایالات متحده و اروپا شامل حملات ۱۱ سپتامبر به مرکز تجارت جهانی و پنتاگون، حملات القاعده در لندن و مادرید و عملیاتهای بعدی در اروپا و سراسر جهان، از جمله در بالی، اندونزی، بود..
گسترش موفقیتآمیز بعدی داعش در عراق و سوریه و مهاجرت گسترده به غرب، به ظهور راست افراطی و ملیگرایی سفیدپوستان دامن زد و بر سیاستهای آمریکا و اروپا تأثیر گذاشت..
اسلام و مسلمانان – نه فقط افراطگرایان و تروریستهای مسلمان – در رسانهها و جامعه غربی به عنوان “دیگری” رادیکال به تصویر کشیده شده و در بسیاری از موارد اهریمنی جلوه داده شدند. “جنگ جهانی علیه تروریسم” به رهبری ایالات متحده، با لفاظیها، سیاستها و اقدامات خود – از جمله حمله و اشغال عراق و افغانستان، قانون میهنپرستی و خلیج گوانتانامو – اسلامهراسی را جهانی کرده است. قربانیان آن صرفاً اقلیت کوچکی از افراطگرایان یا تروریستهای مسلمان نبودهاند و همچنان هستند، بلکه به طور گستردهتر و قابل توجهی بر ایمان و هویت اکثریت قریب به اتفاق مسلمانان تأثیر گذاشتهاند..
تا سال ۲۰۱۵، اسلامهراسی و نفوذ آن به طور پیوسته افزایش یافته و به سطوح بیسابقهای در رسانهها رسیده بود. حملات تروریستی داخلی و بینالمللی (القاعده و داعش)، رسانههای جمعی و اجتماعی، و انتخابات و سیاستهای ریاست جمهوری ایالات متحده به محرکهای اصلی رشد اسلامهراسی تبدیل شده بودند..
ترس از اسلام و مسلمانان، نه فقط افراطگرایان مسلح و تروریستها، در فرهنگ عامه آمریکا و اروپا عادی شده است..
موسسه تحقیقات دین عمومی گزارش داده است که «هیچ گروه مذهبی، اجتماعی، نژادی یا قومی در ایالات متحده به اندازه مسلمانان با تبعیض مواجه نیست.» فعالان سیاسی، احزاب راست افراطی، رسانههای چاپی و اجتماعی و رهبران مذهبی ملیگرای مسیحی، مسلمانان را با مصونیت از مجازات، اهریمن جلوه میدهند و اتهاماتی را مطرح میکنند که هرگز در رسانههای پخش جریان اصلی، چه رسد به رسانههای چاپی، متوجه یهودیان و مسیحیان آمریکایی نمیشود..
رسانههای جمعی و اجتماعی – که بر رویدادهای انفجاری و بزرگ متمرکز هستند، جایی که «خون تیتر خبرها میشود» – اسلامهراسی را به یک امر ثابت جهانی تبدیل کردهاند. تا سال ۲۰۱۶، دو سوم از کل اخبار مربوط به مسلمانان در سراسر جهان انتقادی یا جانبدارانه بود..
منفینگری رسانهها به بالاترین حد خود در پوشش خبری رسید. بیش از ۸۰٪ پوشش تلویزیونی اسلام منفی بود. در ایالات متحده، بریتانیا و آلمان، از هر ده مقاله، نه مقاله منفی بود. حتی پوشش مسلمانان عادی (بیش از ۵۰٪ گزارشها) نیز منفی بود. رهبران سیاسی، مقامات منتخب، ملیگرایان مسیحی و صهیونیستهای یهودی تندرو، اسلام و مسلمانان را ذاتاً خشونتآمیز به تصویر کشیدهاند و از اقدامات اقلیت کوچکی از افراطگرایان به عنوان شاهدی بر رشد سریع اسلامهراسی استفاده کردهاند..
در دهه ۱۹۹۰، من *خطر اسلامی: افسانه یا واقعیت؟* را در پاسخ به جنگ اول خلیج فارس، شکست اتحاد جماهیر شوروی از مجاهدین در افغانستان، فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و ترسهای خودم از اینکه اسلام به عنوان تهدید جهانی بعدی تلقی شود، نوشتم..
تقریباً در همان زمان، دو محقق برجسته و تأثیرگذار آمریکایی و مشاوران دولتی – برنارد لوئیس از دانشگاه پرینستون با کتاب *ریشههای خشم مسلمانان* (۱۹۹۰) و ساموئل هانتینگتون از دانشگاه هاروارد – با هشدار نسبت به برخورد تمدنها، درگیری بین تمدنهای اسلامی و غربی: بین اسلام و ارزشهای سکولار و دموکراتیک مدرن غربی ما، توجه بینالمللی را به خود جلب کردند.
به لطف حضور فعال و جذاب ما در پلتفرمهای رسانههای اجتماعی، میلیونها نفر در سراسر جهان همچنان کارهای ما را دنبال میکنند و با آنها در ارتباط هستند.
منبع الجزیره
عباس نعیمیجورشری
▪️اما مسئله، فقدان آن چیزی است که او نمایندگی میکرد. جامعه ایران در کنار بحرانهایی چند، با نوعی بحران وجدان سیاسی مواجه است؛ بحرانی که در آن اعتبار جای خود را به شهرت، مسئولیت جای خود را به هیجان و خیر عمومی جایش را به منافع گروهی میدهد. اکنون بحران اعتماد و میل به خشونت، نه یک رخداد مستقل، بلکه یکی از پیامدهای طبیعی فرسایش وجدان سیاسی است.
- 1405/04/23