احمد القطامین:مترجم علی سرداری

تنگه هرمز… وقتی دریا به یک اولویت هسته‌ای تبدیل می‌شود

تنگه هرمز دیگر صرفاً گذرگاهی برای نفتکش‌ها نیست؛ بلکه به مرکز ثقل امور بین‌الملل تبدیل شده است؛ نقطه‌ای که مسائل، استراتژی‌ها و عوامل بازدارنده در آن تلاقی می‌کنند. تنگه هرمز همچون یک رآکتور هسته‌ای سیاسی است که در آن توده‌ای مذاب انباشته شده و آماده انفجار است؛ جایی که یک جرقه می‌تواند آبشاری از پیامدها را شعله‌ور کند و نقشه خاورمیانه، زیرساخت‌ها و اقتصاد آسیب‌پذیر آن را از نو ترسیم کند.آنچه امروز به‌صورت مانورهای دیپلماتیک، توافق‌نامه‌ها و یادداشت‌های تفاهم دیده می‌شود، از نگاه برخی تحلیلگران بخشی از یک استراتژی پیچیده‌تر و محدودکننده‌تر است. بر اساس این دیدگاه، ایالات متحده تنگه هرمز را تنها یک آبراه حیاتی برای تجارت جهانی نمی‌بیند، بلکه آن را کلیدی برای حفظ هژمونی منطقه‌ای خود در خلیج فارس می‌داند. کنترل تنگه یا خنثی‌سازی توان ایران برای اعمال نفوذ در آن، عملاً تهران را از یکی از مهم‌ترین ابزارهای مزیت استراتژیکش محروم می‌کند.از همین رو، این تحلیلگران معتقدند پذیرش توافقات اخیر از سوی آمریکا ــ اگرچه ظاهراً با منافع ایران همسو بود ــ نه تغییر موضعی بی‌ضرر، بلکه مقدمه‌ای برای مرحله حساس‌تری است؛ مرحله‌ای که با تغییر موازنه‌های امنیتی در منطقه و تلاش برای کاهش نفوذ ایران تعریف می‌شود.با این حال، ایران که به تجربه‌های متعدد از تفسیرهای نادقیق عادت دارد، به‌نظر می‌رسد دریافته است که مسئله نه مفاد یک توافق یا نحوه تفسیر آن، بلکه آینده موقعیت استراتژیکش است. از این رو، تشدید تنش‌ها، آمادگی‌های نظامی و تبادل پیام‌ها را می‌توان نشانه ورود نبرد نفوذ به حساس‌ترین مرحله دانست.خطر اصلی اینجاست که این درگیری دیگر صرفاً یک پرونده سیاسی یا مجموعه‌ای از مانورهای پشت پرده نیست؛ بلکه به این پرسش مربوط می‌شود که چه کسی قدرت نفوذ بر خطوط حیاتی تأمین انرژی جهان را در اختیار دارد. اگر ایران به این نتیجه برسد که تلاش واقعی برای حذف این کارت از دستش وجود دارد، ممکن است به این جمع‌بندی برسد که شلیک یک موشک ــ با وجود هزینه سنگین آن ــ خطر کمتری نسبت به از دست دادن ابزار بازدارندگی دارد؛ ابزاری که قدرت تلافی‌جویانه‌اش را تضمین می‌کند.به همین دلیل، تنگه هرمز امروز مانند یک راکتور هسته‌ای نزدیک به نقطه انفجار به نظر می‌رسد. بحران‌های بزرگ معمولاً از یک تصمیم واحد ناشی نمی‌شوند، بلکه از شک و تردیدهای انباشته، قضاوت‌های نادرست درباره نیت‌ها و محاسبات اشتباه شکل می‌گیرند. هنگامی که فشار به اوج می‌رسد، حتی یک خطای کوچک می‌تواند نیرویی آزاد کند که هیچ‌کس قادر به کنترل مسیر آن نیست.
جدی‌ترین پرسش این است: آیا آنچه رخ می‌دهد صرفاً مدیریت تنش است یا منطقه به نقطه تغییر شکل نظم جهانی نزدیک شده است؟ هیچ‌کس پاسخ قطعی ندارد، اما مسلم این است که تنگه هرمز دیگر فقط یک گذرگاه دریایی نیست؛ بلکه به آینه‌ای تبدیل شده است که اراده آشکار قدرت‌های بزرگ و بازیگران منطقه‌ای را منعکس می‌کند. و اگر سیاست نتواند این بحران را مهار کند، دریایی که یک‌سوم تجارت نفت جهان را حمل می‌کند، می‌تواند به جرقه‌ای بدل شود که بزرگ‌ترین بحران تاریخ مدرن منطقه را شعله‌ور سازد.
[email protected]
منبع رای الیوم

مطالب مرتبط

عباس نعیمی‌جورشری

▪️اما مسئله، فقدان آن چیزی است که او نمایندگی می‌کرد. جامعه ایران در کنار بحران‌هایی چند، با نوعی بحران وجدان سیاسی مواجه است؛ بحرانی که در آن اعتبار جای خود را به شهرت، مسئولیت جای خود را به هیجان و خیر عمومی جایش را به منافع گروهی می‌دهد. اکنون بحران اعتماد و میل به خشونت، نه یک رخداد مستقل، بلکه یکی از پیامدهای طبیعی فرسایش وجدان سیاسی است.

جون إسبوزيتو :مترجم علی سرداری

تقریباً در همان زمان، دو محقق برجسته و تأثیرگذار آمریکایی و مشاوران دولتی - برنارد لوئیس از دانشگاه پرینستون با کتاب *ریشه‌های خشم مسلمانان* (۱۹۹۰) و ساموئل هانتینگتون از دانشگاه هاروارد - با هشدار نسبت به برخورد تمدن‌ها، درگیری بین تمدن‌های اسلامی و غربی: بین اسلام و ارزش‌های سکولار و دموکراتیک مدرن غربی ما، توجه بین‌المللی را به خود جلب کردند.

هبة‌الله بدر:مترجم علی سرداری

بنابراین، خواندن موضع اسپانیا مستلزم توجه به ریشه‌های تاریخی، سیاسی و فرهنگی ترکیبی است؛ زیرا این موضع در نتیجه یک رویداد واحد شکل نگرفته، بلکه حاصل انباشت‌هایی است که طی چندین دهه گسترش یافته و با دگرگونی‌های داخلی عمیق‌تر شده است؛ همزمان با ظهور نیروهای سیاسی پایبند به گفتمانی که بیشتر با حقوق بین‌الملل و حقوق بشر پیوند دارد.

مطالب پربازدید

مقاله