ایالات متحده امروز یکی از برجستهترین جنبشهای بیداری سیاسی و اجتماعی را تجربه میکند؛ جنبشی که با شکستن پایگاه سنتی دو حزب اصلی آمریکا همراه است. ظهور یک جناح جوان، مترقی و خشمگین در هر دو حزب دموکرات و جمهوریخواه، بنیادها و شخصیتهای سالخوردهای را که دههها بر رهبری این دو حزب تسلط داشتند، به چالش کشیده است. این تحول در قدرتگیری جناح مترقی حزب دموکرات و نیز در شکافهای ساختاری آشکار در حزب جمهوریخواه دیده میشود؛ شکافهایی که وضعیت سردرگمی را در ستونهای این حزب عمیقتر کرده است. این وضعیت بر نقش و جایگاه رئیسجمهور ترامپ، رهبر جنبش اصلاحی در حزب جمهوریخواه، نیز تأثیر منفی گذاشته است؛ تا جایی که او را به «خیانت به اصول جنبش America First» متهم میکنند، زیرا میان مانیفست «America First» و رویکرد «Israel First» تناقض دیده میشود. ترامپ در کارزار انتخاباتی خود وعده داده بود وارد جنگهای جدید نشود و در سخنرانی تحلیف خود خود را «رئیسجمهور صلح که جنگها را پایان میدهد و آغاز نمیکند» معرفی کرده بود و از «جنگهای دائمی در خاورمیانه» انتقاد کرده بود.
بهوضوح یک بحران ساختاری عمیق با پیامدهای گسترده برای هر دو حزب وجود دارد؛ بحرانی ناشی از شتاب گرفتن شورش، نارضایتی، خشم و رد ادامه وضعیت موجود. پیروزی جناح مترقی ـ سوسیالیست ـ دموکرات ـ آمریکایی در انتخابات مقدماتی چندین حوزه انتخاباتی حزب دموکرات، که به حذف نامزدهای سنتی برای رقابت در انتخابات کنگره نوامبر آینده انجامید، تغییر مهمی در رویکردها و مواضع حزب ایجاد کرده است. اکنون این پرسش مطرح است که با افزایش محبوبیت جنبش مترقی ـ که بهویژه نسل Z (۱۸ تا ۲۹ سال) را جذب میکند ـ آینده نظام دوحزبی آمریکا چگونه تحت تأثیر قرار خواهد گرفت؟
پیروزی ۳۸ نامزد مترقی در انتخابات کنگره آمریکا و شکست نامزدها و نمایندگان جناح سنتی حزب دموکرات، تکاندهنده و غیرمنتظره بود. بسیاری از این نامزدهای جوان مترقی مورد حمایت زهران ممدانی، شهردار نیویورک، قرار گرفتند؛ نخستین شهردار جوان سوسیالیست مترقی از حزب دموکرات که بزرگترین شهر ایالات متحده و قاره آمریکا را اداره میکند. او فرزند مهاجری مسلمان با اصالت هندی است. پیروزی او و شکست اندرو کومو، فرماندار سابق نیویورک و یکی از ستونهای حزب دموکرات، زلزله سیاسی بزرگی ایجاد کرد؛ بهویژه آنکه کومو به دلیل فساد مالی و اخلاقی به یک نامزد آماتور با سابقهای کمرنگ باخت. ممدانی علیه فساد، سیاست سنتی و پول سیاسی لابیها ـ بهویژه لابی صهیونیستی AIPAC ـ که از اسرائیل حمایت میکند، قیام کرد و از جنگ اسرائیل علیه غزه و حمایتهای نامحدود مالی و سیاسی از اسرائیل انتقاد نمود؛ جنگی که دو سوم نسل جوان آمریکایی با آن مخالفاند.
جنبش مترقی در حزب دموکرات اکنون به نیرویی تأثیرگذار تبدیل شده است که ستونهای سنتی حزب، مانند چاک شومر رهبر اقلیت سنا و حکیم جفریس رهبر اقلیت مجلس نمایندگان را به چالش میکشد. این جنبش در کنگره توسط «Progressive Caucus» به رهبری نماینده گرگ کاسار نمایندگی میشود. نقش و جایگاه «سوسیالیستهای دموکرات آمریکا» (DSA) نیز پررنگتر شده و به جناح مترقی حزب پیوسته است؛ جناحی که بیشتر اعضای آن از اقلیتهای قومی و مذهبی هستند؛ از جمله رشیده طلیب، نخستین نماینده زن مسلمان فلسطینیتبار؛ ایلهان عمر، نخستین نماینده زن مسلمان محجبه و پناهنده سومالیایی که ترامپ همواره با او درگیر بوده است؛ الکساندریا اوکاسیو کورتز، براملا جایپال، وورو کانا و دیگران. انتظار میرود تعداد نامزدهای سوسیالیست در انتخابات میاندورهای نوامبر آینده افزایش یابد.
نمایندگان برجسته مترقی مانند جمال بومن و کوری بوش در انتخابات ۲۰۲۴ کرسیهای خود را به جناح سنتی حزب باختند؛ دلیل آن مواضع انتقادی آنها علیه حمایت آمریکا از اسرائیل و مخالفت با پول سیاسی لابی صهیونیستی AIPAC بود. با این حال، کوری بوش قصد دارد دوباره وارد رقابت شود تا رقیب مورد حمایت AIPAC را شکست دهد.
پیروزی میلت کیروس، نامزد جوان ۲۹ ساله و پناهنده اتیوپیایی، در انتخابات مقدماتی و شکست دیانا دیگت، نماینده ۳۰ ساله دموکرات در کلرادو ـ حتی پیش از تولد کیروس ـ شوک بزرگی بود؛ بهویژه آنکه دیگت مورد حمایت لابی اسرائیل و حامی تسلیح اسرائیل بود. کیروس از دریافت پول کمپین از AIPAC خودداری میکند و خواستار بیمه درمانی همگانی و کاهش ۱۰ درصدی بودجه دفاعی است. نامزدهای مترقی در نیویورک، پنسیلوانیا و کلرادو نیز پیروز شدند. ستاره نامزد و پزشک مصریتبار «عبدالسید» نیز میدرخشد و در نظرسنجیها برای کرسی سنا در میشیگان پیشتاز است. او نیز از دریافت هرگونه حمایت مالی از لابیها، بهویژه AIPAC، خودداری میکند.
بیتردید این تحولات و پدیدهها یک قیام بزرگ را شکل میدهند که به زلزلهای سیاسی در ساختار آینده حزب دموکرات نزدیک میشود و نسلی جدید، مستقلتر و آگاهتر را پدید میآورد؛ نسلی که تأکید میکند «آمریکا باید حرف اول را بزند، نه هیچ کشور دیگری ـ از جمله اسرائیل».
حزب جمهوریخواه نیز شاهد شورش و نارضایتی است. تاکر کارلسون، مجری محافظهکار بانفوذ و متحد سابق ترامپ که از کارزار انتخاباتی او حمایت میکرد، پس از جدایی از حزب اعلام کرد که تلاشها برای تشکیل حزب سوم با نام «People’s Party» در جریان است. مارجوری تیلور گرین، رهبر جنبش «MAGA»، نیز پس از اختلافات شدید با ترامپ از سمت خود استعفا داد و اعلام کرد قصد دارد به تشکیل حزب سوم بپیوندد؛ به دلیل سیاستهای ترامپ درباره جنگ با ایران به تحریک نتانیاهو، حمایت مطلق از اسرائیل و امتناع از افشای پروندههای رسوایی اپستین و حمایت از قربانیان تجارت برده. آنها جدایی خود از حزب جمهوریخواه را «خیانت» توصیف کرده و یک جنبش انقلابی به راه انداختهاند. احتمال دارد توماس ماسی نیز به آنها بپیوندد؛ کسی که از رقیب ترامپ حمایت کرد و او را در انتخابات مقدماتی کنتاکی شکست داد. حزب سوم قصد دارد با دو حزب اصلی رقابت کند و تأکید دارد که اولویت دولت آمریکا باید منافع و رفاه مردم آمریکا باشد، نه جنگهای خارجی و مشارکت در جنگ نابودی با اسرائیل.
روشن است که هر دو حزب دموکرات و جمهوریخواه با بحران هویت، تعلق و شکافهای واقعی مواجهاند؛ بحرانی که همراه با خشم و نارضایتی مردمی در دو جناح، ارکان نظام سیاسی آمریکا را متزلزل و دگرگون میکند.
استاد گروه علوم سیاسی دانشگاه کویت
منبع القد س العربی
منصف الوهیبی، شاعر و منتقد تونسی :مترجم علی سرداری
با این حال، آنچه میتوان با اطمینان گفت این است که نیچه قصد نداشت اسلام را در تونس بهصورت آکادمیک یا مذهبیِ سنتی مطالعه کند؛ شاید میخواست آن را از نزدیک، بهعنوان الگویی تمدنی متفاوت از اروپای مسیحی ـ که بهشدت از آن انتقاد میکرد ـ بشناسد. او ممکن است در اسلام یا در تمدن اندلس، عناصر قدرت، نظم و عزتنفس را دیده باشد؛ همان چیزهایی که در مسیحیت فاقد آنهاست («متافیزیک شلاق»). اما همچنان منتقد مبانی دینی و اعتقادی، چه مسیحی، چه اسلامی و چه غیر آن، باقی میماند. منطقی است که بگوییم او به اسلام همانگونه که به مسیحیت حمله کرد، حمله کرده است؛ و احتمالاً اسلام را بهعنوان نمونهای متضاد برای مسیحیت به کار گرفته است.
- 1405/04/21