یحیی الکبیسی:مترجم علی سرداری

عراق: درباره افسانه خلع سلاح دوباره شبه‌نظامیان !

شرکت بریتیش پترولیوم (BP)، که مدیریت میدان نفتی رومیلا در بصره را بر عهده دارد، پس از مشاهده یک پهپاد در حال پرواز بر فراز این میدان در ۸ ژوئیه ۲۰۱۶، از تعلیق موقت عملیات خود خبر داد. اگر صحت این خبر که از سوی شبکه الشرقیه عراق گزارش شده، تأیید شود، این امر تردیدها را درباره ادعاهای خلع سلاح ــ که از زمان تشکیل دولت جدید عراق در کمتر از دو ماه گذشته به شعار اصلی آن تبدیل شده ــ تقویت خواهد کرد.
ما در دو مقاله پیشین گفتیم که «دولت شبه‌نظامی» همچنان باقی خواهد ماند و گسترش خواهد یافت و هیچ نشانه‌ای از وجود اراده سیاسی در میان بازیگران سیاسی شیعه برای انحلال یا خلع سلاح این گروه‌ها دیده نمی‌شود؛ زیرا آنان این شبه‌نظامیان و این سلاح را تضمینی ضروری برای محافظت از توهم «حکومت شیعی» و حفظ انحصار بازیگر سیاسی شیعه بر قدرت و دولت در عراق می‌دانند. هر آنچه اکنون رخ می‌دهد، تلاشی برای فریب دادن شرایط و خواسته‌های آمریکا در این زمینه است.
مروری بر تناقضاتی که درباره آنچه «جداسازی» و «خلع سلاح» نامیده می‌شود مطرح شده، به‌وضوح نشان می‌دهد که با یک نمایشنامه بداهه و فاقد متن قبلی روبه‌رو هستیم. مقتدی صدر درباره جدایی کامل شبه‌نظامیان سرایا السلام از جنبش سیاسی خود و پیوستن آن‌ها به «دولت» سخن گفت؛ و این، همان‌طور که همه می‌دانند، پوچ محض است. همه ماهیت رابطه ایدئولوژیک مقتدی صدر و پیروانش را می‌شناسند. این سخنان همچنین اعتراف آشکار به حقیقتی است که ما همیشه گفته‌ایم: این شبه‌نظامیان هرگز به دولت نپیوسته‌اند، هرچند تیپ‌هایی در داخل نیروهای بسیج مردمی بودند که از پول عمومی تأمین مالی می‌شدند و ظاهراً از دستورات آن پیروی می‌کردند، اما به دلایل صرفاً فرقه‌ای، طی ۱۲ سال اجازه داشتند کنترل شهر سنی‌نشین سامرا را در اختیار داشته باشند.
از سوی دیگر، قیس خزعلی، رهبر شبه‌نظامیان عصائب اهل الحق، و شبل الزیدی، رهبر شبه‌نظامیان گردان امام علی ــ که هر دو در ایالات متحده به‌عنوان سازمان‌های تروریستی خارجی (FTO) طبقه‌بندی شده‌اند و رهبرانشان در فهرست تحریم‌های وزارت خزانه‌داری آمریکا قرار دارند ــ از «جدایی از تشکیلات نیروهای بسیج مردمی»، «ارتباط با فرمانده کل نیروهای مسلح» و «اقدامات برای محدود کردن سلاح به دولت» سخن گفتند؛ بدون آنکه توضیح دهند چگونه می‌توانند با تصمیم خود از نیروهای بسیج مردمی ــ که طبق قانون بخشی از نیروهای مسلح عراق است ــ جدا شوند؟ یا چگونه قرار است با فرمانده کل نیروهای مسلح مرتبط شوند؟ یا محدود کردن سلاح به دولت دقیقاً چه معنایی دارد؟
تناقضات و اظهارات بداهه تنها به رهبران شبه‌نظامیان محدود نماند، بلکه خود دولت نیز در آن‌ها دخالت داشت. سخنگوی رسمی فرمانده کل نیروهای مسلح اعلام کرد که جداسازی شامل «بازسازی تشکیلات و ادغام جنگجویان در سرویس‌های امنیتی» است، بی‌آنکه توضیح دهد این «بازسازی» چیست؟ جنگجویان چگونه «ادغام» خواهند شد؟ به‌عنوان افراد یا به‌عنوان تشکیلاتی شبه‌نظامی که منحل نشده‌اند؟ و آینده نیروهای بسیج مردمی در این میان چه خواهد شد؟
اما این نمایشنامه خیلی زود برملا شد؛ زیرا سرایا السلام تصمیم رهبر حشد الشعبی مبنی بر تعیین فرمانده جدیدی برای این گروه ــ که از خود این شبه‌نظامیان نبود و متعلق به عصائب اهل الحق بود، یعنی همان گروهی که قرار بود خلع سلاح شود ــ رد کرد! چگونه یک جناح نظامی وابسته به نیروهای بسیج مردمی می‌تواند طبق قانون دستور صادرشده از سوی رهبر این نیروها را رد کند؟ نتیجه این شد که خود فرمانده کل نیروهای مسلح به این امتناع تن داد و تصمیم انتصاب را لغو کرد
.! شبه‌نظامیانی که موشک و پهپاد در اختیار دارند، نه‌تنها نیابتی ایران هستند، بلکه از نظر ایدئولوژیک و سازمانی وابسته به سپاه پاسداران ایران‌اند
سپس نماینده‌ای از سرایا السلام در یک کنفرانس مطبوعاتی حاضر شد و گفت جدایی «به معنای ترک ایمان» نیست؛ و ایمان در اینجا البته به معنای ارتباط ایدئولوژیک با مقتدی صدر است! دکترین چه ربطی به جدایی، خلع سلاح و محدود کردن سلاح به دولت دارد؟ او سپس با اطمینان گفت پایبندی این شبه‌نظامیان ــ که قرار است دیگر شبه‌نظامی نباشند ــ به «باقی ماندن در سامرا، وفاداری به خون شهدای مدافع حرمین شریفین و حفظ امنیت و ثبات» است. ما نمی‌دانیم از کدام شهدا سخن می‌گوید؛ سامرا هرگز هدف داعش قرار نگرفت و حتی پس از ورود سرایا السلام نیز مورد حمله قرار نگرفت. همچنین نمی‌دانیم با وجود بیش از ۱۲۰۰ ناپدیدشده اجباری پس از تسلط این گروه بر شهر، از چه امنیت و ثباتی سخن می‌گوید! او همچنین نگفت چگونه گروهی که قرار است دیگر شبه‌نظامی نباشد، می‌تواند ماهیت وظایف خود را تعیین کند، نه فرمانده کل نیروهای مسلح! وی در پایان از دولت عراق خواست کمیته‌ای به ریاست فرمانده کل نیروهای مسلح تشکیل دهد تا بر انتقال «دقیق و صحیح» پرونده امنیتی نظارت کند! تصور کنید یک عضو شبه‌نظامی که قرار است دیگر شبه‌نظامی نباشد، از دولت می‌خواهد کمیته تشکیل دهد، رئیس آن را تعیین کند ــ که خود نخست‌وزیر است ــ و وظایف آن را مشخص کند! تنها تغییر واقعی پس از این تصمیم، تغییر رنگ لباس‌ها و شعارهای روی آن‌ها بود.
گذشته از این پوچی، هیچ انسان عاقلی نمی‌توانست تصور کند که امکان واقعی خلع سلاح شبه‌نظامیان وجود دارد؛ به‌ویژه نیابتی‌های ایران که اکثریت قریب به اتفاق گروه‌های مسلح در عراق را تشکیل می‌دهند، یا گروه‌هایی که از نظر ایدئولوژیک تابع رهبران مذهبی‌اند، مانند سرایا السلام. به‌خصوص که نتایج جنگ آمریکا و ایران به تسلیم ایران یا کنار گذاشتن نیروهای نیابتی‌اش منجر نشده است. نمایش قدرت سیاسی ایران که از طریق تشییع نمادین پیکر خامنه‌ای در نجف و کربلا و هجوم همه بازیگران سیاسی شیعه و پیروان سنی آنان برای حضور در این مراسم انجام شد، نشان می‌دهد ایران همچنان کنترل سیاسی بر عراق دارد، علی‌رغم تلاش‌های آمریکا برای محدود کردن این نفوذ.
از اینجا باید فهمید که ظهور یک پهپاد در آسمان میدان نفتی رومیلا به این معناست که نیابتی‌های ایران هنوز سلاح‌های واقعی خود ــ موشک‌ها و پهپادها ــ را حفظ کرده‌اند؛ سلاح‌هایی که به‌طور گسترده برای هدف قرار دادن کویت و به‌ویژه عربستان سعودی استفاده شده‌اند. در این زمینه، سخنان نوری المالکی ــ سازنده واقعی این شبه‌نظامیان ــ در یک مصاحبه تلویزیونی چند روز پیش قابل توجه است؛ او گفت «نباید این سلاح‌ها به زور خلع شوند، زیرا این سلاح‌ها مانع اشغال بغداد توسط داعش شدند». این سخن لغزش زبان نیست، بلکه بازتاب دیدگاه همه بازیگران سیاسی شیعه است؛ به‌ویژه اگر بدانیم شبه‌نظامیانی که موشک و پهپاد دارند، تنها نیابتی ایران نیستند، بلکه از نظر ایدئولوژیک و سازمانی وابسته به سپاه پاسداران‌اند؛ یعنی توافقی میان ایران و این بازیگران برای حفظ این سلاح وجود دارد.
تصمیم به انحلال یا خلع سلاح شبه‌نظامیان، در نهایت تصمیمی عراقی نیست، بلکه تصمیمی ایرانی است. بنابراین نمی‌توان برای حل این موضوع به یک نمایشنامه بداهه یا ساختگی تکیه کرد. مطلقاً نمی‌توان از نقدی که ممکن است بازیگر سیاسی شیعه درباره این وابستگی به ایران مطرح کند سخن گفت؛ دست‌کم در میان‌مدت، این گروه‌ها را نمی‌توان در داخل منحل یا خلع سلاح کرد، مگر با تصمیم آمریکا از طریق فشارهای اقتصادی و مالی؛ که شخصاً تردید دارم چنین اتفاقی بیفتد. بیشترین چیزی که آمریکایی‌ها می‌خواهند این است که این شبه‌نظامیان موشک‌ها و پهپادهای خود را تحویل دهند.
نویسنده عراقی
منبع القدس العربی

مطالب مرتبط

إبراهيم فريحات:مترجم علی سرداری

این همان پارادوکس بزرگ است: ایران که در زمان جنگ موفق شد تنگه هرمز را به منبع قدرت تبدیل کند، امروز با خطر تبدیل شدن همین تنگه به محدودیتی برای حرکت سیاسی خود مواجه است. هرچه وابستگی به آن بیشتر شود، گزینه‌های دیگر کمتر می‌شود و مخالفان بیشتر می‌توانند رفتار ایران را پیش‌بینی کنند و اتحادهای لازم برای خنثی کردن این کارت را شکل دهند. از سوی دیگر، ایران با خطر سازگاری اقتصاد جهانی با افزایش قیمت نفت در صورت بسته شدن طولانی‌مدت تنگه مواجه است؛ زیرا قیمت هر بشکه نفت امروز با وجود تنش و حمله به نفتکش‌ها تنها به 79 دلار رسیده، در حالی که چهار ماه پیش در نخستین روزهای قرنطینه به 120 دلار رسید؛ نشانه‌ای از سازگاری بازار انرژی در مدت کوتاه. نکته قابل توجه این است که قیمت هر بشکه نفت در دوران دولت بایدن بدون جنگ به 138 دلار رسید.

آفي شلايم: مترجم علی سرداری

در جنگ ژوئن ۱۹۶۷، اسرائیل موج دیگری از آوارگی را رقم زد و ۲۵۰ هزار نفر را از کرانه باختری بیرون راند. برخی از این افراد برای دومین بار پناهنده شدند و بار دیگر، همانند سال ۱۹۴۸، از بازگشت به خانه‌هایشان منع شدند. وقایع سال ۱۹۴۸ در زبان عربی «نکبت» (فاجعه) نام دارد. با این حال، نکبت یک رویداد گذرا نیست، بلکه فرآیندی مداوم است که در جنگ کنونی علیه غزه به اوج وحشیانه خود رسیده است.

پروفسور هادی شلوف:مرجم علی سرداری

زمان ثابت کرده است که آنها حتی نمی‌دانند چگونه از این منابع استفاده کنند. در همین حال، ایران، به عنوان یک ملت، سیستم آموزشی خود را توسعه داد و قادر به داشتن ویژگی‌های یک دولت مدرن و صنعتی شد. پرسش که در اینجا مطرح می‌شود این است: اگر ایران، به عنوان یک دولت و یک انقلاب، مقاومت خود را در برابر بزرگترین قدرت‌های جهان حفظ کرده است، به دلیل انقلاب ایران و تأسیس یک دولت مدرن است. اما آیا همه کشورهای عربی می‌توانند حتی 24 ساعت چنین مقاومتی را تحمل کنند؟ من معتقدم که اعراب نه امروز و نه در آینده، یک دولت مدرن تأسیس نکرده‌اند و نخواهند کرد. در عوض، آنها صرفاً بر ایجاد دولت‌ها و رژیم‌هایی که قادر به محافظت از مردم خود نیستند، تمرکز کرده‌اند و همچنان تمرکز خواهند کرد، رژیم‌هایی که با اولین حمله یا حمله نظامی فرو می‌ریزند، همانطور که در جنگ‌های اعراب و اسرائیل شاهد بودیم.

مطالب پربازدید

مقاله