پروفسور هادی شلوف:مرجم علی سرداری

آیا اعراب تاب‌آوری انقلاب ایران را داشتند؟

من همیشه معتقد بوده‌ام که تنها انقلابی که در جهان اسلام رخ داده، انقلاب ایران بوده است؛ زیرا تمام عناصر انقلاب‌های جهانی را در خود جای داده است. انقلاب ایران رهبری امام خمینی (رحمه‌الله) را داشت و بر اساس ایدئولوژی ریشه‌دار در اسلام شکل گرفت. هم‌زمان، توسط مردمی که حقوقشان نقض شده بود و زیر سلطه دیکتاتوری شاه و دستگاه سرکوبگر آن رنج می‌بردند، تقویت شد. همه این عوامل در کنار هم باعث شد انقلاب ایران تمام اجزای اساسی انقلاب‌های بزرگ جهان، مانند انقلاب فرانسه و انقلاب بلشویکی روسیه را در خود داشته باشد.

جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، با کمک برخی رژیم‌های عربی که تحت حمایت نیروهای آمریکایی فعالیت می‌کردند، ثابت کرد که انقلاب ایران دولتی را بنیان گذاشته است که قادر است بر اساس اصول تمدن هزاران‌ساله پارسی پیشرفت کند. توانایی این دولت در مقاومت واقعی در برابر اسرائیل و آمریکا نیز از سوی جهان به رسمیت شناخته شده است.

این مقدمه ما را به شکنندگی رژیم‌های عربی می‌رساند؛ رژیم‌هایی که نتوانستند مانند ایران یک دولت مدرن تأسیس کنند. در نتیجه، از ایجاد دولت‌های مدرن غفلت کردند و این امر طی دهه‌ها پیامدهای فاجعه‌باری به همراه داشته است. ما شاهد شکست و فروپاشی ارتش‌های عرب در عرض چند روز، حتی چند ساعت بوده‌ایم؛ ارتش‌هایی که حتی قادر به تحمل چند هفته مقاومت نیز نبوده‌اند.

اعراب از جمله ملت‌هایی هستند که بیشترین وابستگی را به فرسوده‌کردن مردم خود با هدر دادن ثروت نفتی دارند؛ ثروتی که خداوند به آنها عطا کرده است، اما آن را صرف خرید سلاح و تجهیزات فرسوده از گوشه و کنار جهان می‌کنند. زمان ثابت کرده است که آنها حتی نمی‌دانند چگونه از این منابع استفاده کنند. در همین حال، ایران به‌عنوان یک ملت، نظام آموزشی خود را توسعه داد و توانست ویژگی‌های یک دولت مدرن و صنعتی را به دست آورد.

پرسشی که در اینجا مطرح می‌شود این است: اگر ایران، به‌عنوان یک دولت و یک انقلاب، توانسته مقاومت خود را در برابر بزرگ‌ترین قدرت‌های جهان حفظ کند، این امر به دلیل انقلاب ایران و تأسیس یک دولت مدرن بوده است. اما آیا کشورهای عربی می‌توانند حتی ۲۴ ساعت چنین مقاومتی را تحمل کنند؟ من معتقدم که اعراب نه امروز و نه در آینده، دولت مدرن تأسیس نکرده‌اند و نخواهند کرد. در عوض، آنها صرفاً بر ایجاد دولت‌ها و رژیم‌هایی تمرکز کرده‌اند و همچنان تمرکز خواهند کرد که قادر به محافظت از مردم خود نیستند؛ رژیم‌هایی که با نخستین حمله یا یورش نظامی فرو می‌ریزند، همان‌گونه که در جنگ‌های اعراب و اسرائیل شاهد بودیم.

پروفسور هادی شلوف، کارشناس بین‌المللی
[email protected]
منبع: رای الیوم

[email protected]
منبع رای الیوم

مطالب مرتبط

آفي شلايم: مترجم علی سرداری

در جنگ ژوئن ۱۹۶۷، اسرائیل موج دیگری از آوارگی را رقم زد و ۲۵۰ هزار نفر را از کرانه باختری بیرون راند. برخی از این افراد برای دومین بار پناهنده شدند و بار دیگر، همانند سال ۱۹۴۸، از بازگشت به خانه‌هایشان منع شدند. وقایع سال ۱۹۴۸ در زبان عربی «نکبت» (فاجعه) نام دارد. با این حال، نکبت یک رویداد گذرا نیست، بلکه فرآیندی مداوم است که در جنگ کنونی علیه غزه به اوج وحشیانه خود رسیده است.

دکتر هانی الروسان:مترجم علی سرداری

به همین ترتیب، غیبت گسترده چهره‌های سیاسی برجسته، که یادآور دریایی تاریک و مات است، نه به‌عنوان نشانه‌ای از یک دستور کار سیاسی جدید، بلکه به‌عنوان تغییری در میزان حضور نمادین در یک زمینه خاص تفسیر می‌شود. به عبارت دیگر، این امر نشان‌دهنده تغییر در موقعیت در چشم‌انداز سیاسی است، بدون آنکه لزوماً بیانگر بازسازی کامل نظام سیاسی باشد.

ابراهیم غرایبه ،نویسنده اردنی:مترجم علی سرداری

شاید اخوان المسلمین و امثال آن گروه‌های خشونت‌آمیز نباشند؛ با این حال، از طریق خلائی که در دنیای دین و جامعه ایجاد می‌کنند، جدایی اجتماعی از واقعیت و خواسته‌های آن ایجاد می‌کنند و محیطی از افراط‌گرایی، شکنندگی اجتماعی و کاهش اثربخشی و بهره‌وری را ایجاد می‌کنند یا در ایجاد آن نقش دارند. گروه‌های اجتماعی و رهبران امروزی، به جای اینکه به عنوان چتری برای پیشرفت عمل کنند و به جوامع و افراد در ارتقای آگاهی، عزت نفس و منابعشان کمک کنند، مسئولیت سازماندهی مجدد جوامع و ملت‌ها را بر اساس اولویت‌ها و منافعشان، یا حداقل درک آنها از آنها، بر عهده دارند. در این زمینه، اندیشه و فرهنگ باید منعکس کننده زندگی، آرمان‌ها و آنچه مردم آرزویش را دارند، و همچنین آنچه باید برای دستیابی به آن آرمان‌ها انجام شود، باشد.
همچنین بخوانید: تاریکی اسلام سیاسی

مطالب پربازدید

مقاله