جادالله الجباعي نویسنده سوری :مترجم علی سرداری

در نقد اسلام سیاسی پدیده سیاسی کردن دین محدود به جهان اسلام نیست.

تعامل بین سیاست و دین، علیرغم تفاوت‌هایشان، مختص جهان اسلام و حتی مختص سه دین ابراهیمی نیست. همچنین جنبش‌های بنیادگرای غیراسلامی وجود دارند که فعالیت آنها در نقاط مختلف جهان امروز همچنان رو به رشد است. با این حال، در حالی که همه این جنبش‌ها متون مقدس خود را به عنوان مرجع خود در امور عمومی در نظر می‌گیرند، تفاوتی بین ایدئولوژی آنها و ایدئولوژی اسلام سیاسی باقی می‌ماند. این تفاوت در درک ماهیت و نوع رابطه بین دین و سیاست در ذهن اسلام‌گرایان، نه تنها در سطح عمومی و در بین عموم مردم، بلکه در تفکر رهبران، نظریه‌پردازان و پدران معنوی این جنبش‌ها نیز نهفته است. این نظریه‌پردازان، علیرغم پیشینه‌های ایدئولوژیک متفاوتشان، موافقند که رابطه ویژه‌ای بین اسلام و سیاست وجود دارد که با رابطه سایر ادیان متفاوت است. آنها این رابطه را یک رابطه ضروری یا ضروری می‌دانند، نه صرفاً یک رابطه تاریخی، با توجه به اینکه اسلام یک دین، یک دولت و یک نظام حقوقی جامع برای همه جنبه‌های زندگی است که برای همه زمان‌ها و مکان‌ها معتبر است و حجیت متن بر حجیت عقل برتری دارد.
رابطه بین اسلام و سیاست
عادل ضاهر، محقق لبنانی، در کتاب خود با عنوان «اولویت عقل: نقدی بر استدلال‌های اسلام سیاسی»، به ماهیت مشکل‌ساز این رابطه و پیامدهای آن از طریق یک لنز فلسفی و عقلانی می‌پردازد و بر اولویت عقل تأکید می‌کند. او نشان می‌دهد که این دیدگاه از اسلام نه تنها غیرمنطقی، بلکه نامعقول نیز هست، زیرا «اصرار آن بر اینکه نظام سیاسی مبتنی بر آموزه‌های یک دین خاص باشد، به این معنی است که اگر در یک جنبش سیاسی تجسم یابد، پیروان آن در نهایت هر کاری که لازم باشد انجام می‌دهند تا از هرگونه نقش آفرینی هرگونه نظر مخالف در حوزه عمومی جلوگیری کنند، به این بهانه که با انجام یک وظیفه دینی در تضاد است این نه تنها انحراف از معیارهای عقل است، بلکه از الزامات عقلانیت نیز هست.»
تعامل بین سیاست و دین منحصر به جهان اسلام و حتی سه دین ابراهیمی نیست.
این دیدگاه همچنین به رهبران اسلامی یک مزیت فکری، اخلاقی و معنوی نسبت به سایر انسان‌ها می‌دهد، که سید قطب، که ایده‌هایش به متون مقدس در ایدئولوژی اسلام جهادی تبدیل شده‌اند، آنها را به دلیل سکولاریسم محضشان به عنوان «غرق در جهل کور» به تصویر می‌کشد.
در حالی که هیچ کس رابطه تاریخی بین اسلام و سیاست را که ناشی از شرایط ظهور اسلام در شبه جزیره عربستان در جامعه‌ای پیش از دولت بود و منجر به ظهور همزمان دین و دولت به عنوان پایه‌های سازمانی برای گسترش ایمان در آن زمان شد، انکار نمی‌کند، این رابطه صرفاً تاریخی باقی می‌ماند و ذاتی ذات اسلام یا اصول اعتقادی اصلی آن نیست. باز کردن گره رابطه بین دین و سیاست
علاوه بر این، تبلیغ اسلام امروزه نیازی به دولت ندارد، بر اساس این اصل که «آنچه برای انجام یک واجب ضروری است، خود واجب است». شاید مهمترین نکته‌ای که ضاهر در این زمینه مطرح می‌کند این است که این دیدگاه در مورد رابطه بین دین و سیاست دیگر محدود به نظریه‌پردازان اسلامی نیست؛ پژواک‌های آن اکنون در میان غیراسلام‌گرایان نیز طنین‌انداز شده است. در غیر این صورت، چه تفاوتی بین گفته حسن البنا مبنی بر اینکه «اسلام عبادت، رهبری، دین، دولت، معنویت و عمل است… هیچ‌کدام را نمی‌توان از دیگری جدا کرد» و گفته محمد عماره مبنی بر اینکه «تشکیل دولت اسلامی برای مسلمان ضروری است تا برخی از وظایف دینی خود را انجام دهد» وجود دارد، اگرچه عماره جدایی دین و دولت را یک واجب دینی نمی‌داند، همانطور که قرضاوی یا دیگر نظریه‌پردازان اسلام سیاسی این کار را می‌کنند؟ یا گفته آدونیس، شاعر سوری، مبنی بر اینکه «آنچه امروز در ایران اتفاق می‌افتد «اسلام سیاسی» نیست، بلکه اسلام به معنای دقیق کلمه است» یا گفته او مبنی بر اینکه «بدیهی است که سیاست در اسلام بُعدی اساسی از دین است.»
همچنین بخوانید: آینده اسلام سیاسی: معضلات و گزینه‌های آن
واسازی رابطه بین دین و سیاست، اصل اساسی استدلال‌های عادل ضاهر در مورد اسلام سیاسی است که در چندین کتاب او در این زمینه ارائه شده است. او در کتاب خود با عنوان «اولویت عقل»، از این رویکرد به عنوان سکوی پرشی برای رد تعدادی از استدلال‌های اسلام سیاسی که دیدگاه مشترک مراجع فکری و معنوی آن را تشکیل می‌دهند، علیرغم تنوع جریان‌ها و سازمان‌های مختلف آن، استفاده می‌کند. از جمله مهمترین استدلال‌هایی که او به آنها می‌پردازد عبارتند از: «تقدم وحی بر عقل»، «ناتوانی انسان در مدیریت امور دنیوی خود بدون هدایت الهی» و «محدودیت اجتهاد (استدلال مستقل) در حوزه عمومی به موضوعاتی که به صراحت در متون دینی به آنها پرداخته نشده است». او سپس به مبهم‌ترین مسئله در اندیشه اسلام‌گرایان می‌پردازد: «مسئله دموکراسی» و سرنوشت آن در دولتی که مرجعیت دینی را منبع نهایی قدرت و قانونگذاری خود قرار می‌دهد.
ارتقای عقل
ضاهر نقد خود از این استدلال‌ها را بر اساس اولویت عقل بنا می‌کند، که او در بررسی مفهوم فلسفی آن و توسعه این مفهوم از مرحله یونانی تا دوران مدرن به شیوه‌ای جالب و جامع، به تفصیل به آن می‌پردازد. او مجموعه‌ای از دلایل و براهین فلسفی را ارائه می‌دهد که اولویت عقل را به معنای معرفت‌شناختی بر هر متنی تأیید می‌کند و تأیید می‌کند که عقل، در میان تمام منابع ممکن برای باورها، تصمیمات و مواضع ما، قابل اعتمادترین منبع در نزدیک‌تر کردن ما به شناخت حقیقت و درستی است، زیرا دانش یا عقلانی است یا صرفاً یک باور، یا ما در موقعیتی نیستیم که به ما اجازه دهد بدانیم که آن دانش است، و فرض وجود منبع دیگری از دانش یا برخی از انواع دانش، فرضی است که بدون پشتوانه عقلانی معتبر نیست و ملاحظات عقلانی، ملاحظات غیرعقلانی را در صورت تعارض، باطل می‌کند. دانش عقلانی، حتی زمانی که جامع و سازگار باشد، با هر بررسی جدید، نامشخص و خطاپذیر باقی می‌ماند. در نتیجه، در معرض نقد، اصلاح و حتی تجدیدنظر مداوم است – نقد نتایج و ابزارهای آن. در مقابل، دانش غیرعقلانی، صرف نظر از منبع آن – مانند وحی، سنت، شهود یا ادراک فراحسی – مطلق و قطعی است و در برابر بررسی و نقد نفوذناپذیر است. این مانع از آن می‌شود که تشخیص دهیم ممکن است اشتباه کنیم یا گمراه شویم، و ممکن است کاملاً زیر ذره‌بین فرو بریزد. این امر عقل را به راهنمای نهایی در تمام دانش‌ها تبدیل می‌کند.
واسازی رابطه بین دین و سیاست، اصل اساسی استدلال‌های عادل ضاهر در مورد اسلام سیاسی است. از آنجایی که بشر با عقل از سایر موجودات متمایز است، عقلی که او را قادر به شناخت خدا می‌کند، قادر است امور دنیوی خود را مدیریت کند و منافع خود را مستقل از هرگونه هدایت الهی، بر اساس عقل، حفظ کند. اسلام‌گرایان این را تنها به بهانه… رد می‌کنند..
منبع حفریات

مطالب مرتبط

مصطفی یوسف، پژوهشگر اقتصاد سیاسی و مدیر مرکز بین‌المللی مطالعات توسعه:مترجم علی سرداری.

این گروه از طریق نفوذ مالی خود می‌تواند بر روند نقدینگی جهانی، هزینه‌های استقراض و جریان سرمایه تأثیر بگذارد. یک تصمیم هماهنگ برای افزایش نرخ بهره دیگر یک موضوع صرفاً داخلی در واشنگتن، فرانکفورت یا لندن نیست؛ بلکه به سرعت به یک زلزله مالی در آفریقا، آسیا و آمریکای لاتین تبدیل می‌شود.

دکتر بسام روبین:مترجم علی سرداری

پایان دادن به جنگ و ایجاد شرایط برای توافقات سیاسی عادلانه، به امنیت و ثبات کل منطقه خدمت می‌کند و مردم آن را از ویرانی و رنج بیشتر نجات می‌دهد. امید است که این مرحله، گامی مقدماتی برای ایجاد نظامی جامع‌تر و هماهنگ‌تر مبتنی بر گفتگو، احترام به حاکمیت کشورها و اولویت دادن به منافع مشترک بر منافع متضاد باشد.

مصطفی یوسف محقق اقتصاد سیاسی و مدیر مرکز بین‌المللی مطالعات توسعه:مترجم علی سرداری

در سوی دیگر، تهران با استراتژی ریسک‌پذیری به تشدید تنش‌ها پاسخ داده است. هم‌زمان با انتشار خبرهایی درباره پیش‌نویس ۱۴ ماده‌ای توافق از طریق میانجی‌های منطقه‌ای، برای ناظران روشن بود که این موارد نه سند تسلیم، بلکه نشانه‌ای از پارامترهای جدید مذاکره است که ایران در پی تثبیت آنهاست.

مطالب پربازدید

مقاله

♦️شصت وششمین سالروز تولید سعید مدنی در شرایطی برگزار شد که تاکنون ۹ سال از زندگانی این فعال سیاسی ملی و مذهبی در پشت میله های زندان سپری شده است.