مصطفی یوسف محقق اقتصاد سیاسی و مدیر مرکز بین‌المللی مطالعات توسعه:مترجم علی سرداری

تله خلیج فارس: چگونه جنگ ترامپ علیه ایران به یک معضل استراتژیک برای ایالات متحده تبدیل شد؟

نویسنده: در دنیای سیاست بین‌الملل معاصر، پیروزی تنها نصیب کسی نمی‌شود که آخرین سند را امضا کند یا آخرین موشک را پرتاب کند؛ بلکه اغلب از آنِ کسی است که بینش لازم برای تعیین شرایط مذاکره و تغییر قواعد بازی را داشته باشد (رویترز).
تله خلیج فارس: چگونه ترامپ «قدرت حداکثری» را به راهی برای خروج آبرومندانه تبدیل کرد؟ واشنگتن چگونه کفه ترازو را به نفع دشمنانش سنگین کرد؟ تحلیلی از پیامدهای مخمصه آمریکا در خلیج فارس و تغییر در بازدارندگی؛ از سیاست «قدرت حداکثری» تا توازن قدرت‌های بزرگ.
در نقاط عطف مهم تاریخی، نتایج استراتژیک جنگ‌ها و رویارویی‌ها با تعداد سورتی‌های هوایی، اندازه زرادخانه مورد استفاده یا میزان آوار برجای‌مانده در ساعات نخست درگیری سنجیده نمی‌شود. دقیق‌ترین معیار در سیاست این است: چه کسی پس از فرو نشستن گرد و غبار نبرد، ابتکار عمل را در دست نگه داشت؟ چه کسی ناچار شد برای حفظ باقی‌مانده اعتبار بین‌المللی خود، از راهروهای دیپلماسی به دنبال «خروج امن» بگردد؟
با این منطق، رویارویی اخیر ایالات متحده و ایران ـ با وجود تمام تشدیدهای متقابل ـ بیش از آنکه یک پیروزی قاطع برای یک ابرقدرت باشد، شبیه یک تله استراتژیک است که واشنگتن بی‌پروا در آن گرفتار شده است. دولت آمریکا با جسارت ناشی از قدرت عظیم خود وارد بحران شد، اما به سرعت با پیچیدگی‌های ژئوپلیتیک مواجه گردید و خود را ناچار دید عقب‌نشینی اعلام‌نشده‌ای را سامان دهد و آن را پیش از آشکار شدن محدودیت گزینه‌هایش برای متحدان و دشمنان، به‌عنوان دستاوردی داخلی عرضه کند.
روایت تاریخی‌ای که واشنگتن سال‌ها در منطقه به کار گرفته بود ـ روایت «چتر امنیتی مطلق» ـ اکنون فرسوده شده است؛ روایتی که دهه‌ها به‌عنوان ابزاری برای پیشبرد منافع ژئوپلیتیک آمریکا، بهره‌برداری از نگرانی‌های امنیتی کشورهای منطقه و پیوند دادن مسیرهای آنها به معاملات تسلیحاتی و جهت‌دهی به مواضع سیاسی‌شان عمل می‌کرد.
معضل دولت آمریکا: میان محاسبات داخلی و محدودیت‌های قدرت در خارج
دونالد ترامپ با شعار «قدرت حداکثری» وارد این رویارویی شد، با این تصور که نمایش قابلیت‌های مخرب گسترده برای بازدارندگی تهران و بازتعریف قواعد تعامل در خاورمیانه کافی خواهد بود. اما او به سرعت خود را در محاصره تناقضات ساختاری یافت؛ تناقضاتی که با شعارهای انتخاباتی قابل حل نبودند.
در داخل، ترامپ با فشارهای متضادی روبه‌روست. از یک سو، او می‌خواهد برتری خود را نشان دهد و از متحد استراتژیکش، اسرائیل، حمایت کند و به مطالبات پایگاه انتخاباتی محافظه‌کار و لابی‌های طرفدار اسرائیل پاسخ دهد؛ جریانی که حمایت از تل‌آویو را تعهدی ایدئولوژیک و سیاسی می‌داند. از سوی دیگر، او به‌عنوان یک تاجر عملگرا می‌داند که نمی‌تواند وارد جنگی فرسایشی و گسترده در منطقه شود. هرگونه درگیری طولانی، ذخایر مهمات غرب را ـ که پیشاپیش تحت فشار زنجیره تأمین هستند ـ تحلیل می‌برد، سیستم‌های دفاع هوایی آمریکا را به شدت آزمایش می‌کند و احتمالاً آسیب‌پذیری‌های فنی و عملیاتی آنها را آشکار می‌سازد.
بزرگ‌ترین نگرانی دولت آمریکا در این فصل حساس انتخابات، اقتصاد است. هرگونه تشدید واقعی در تنگه هرمز، بلافاصله به افزایش نگران‌کننده قیمت نفت در بازارهای جهانی منجر می‌شود، هزینه انرژی را بالا می‌برد، قدرت خرید مصرف‌کننده آمریکایی را کاهش می‌دهد و روایت ترامپ درباره توانایی‌اش در محافظت از اقتصاد در برابر شوک‌های خارجی را تضعیف می‌کند.
در چنین شبکه پیچیده‌ای از محاسبات، واشنگتن به دنبال یک «یادداشت تفاهم» یا توافق کاهش تنش برآمد. هدف روشن بود: یافتن راهی برای خروج از وضعیت موجود که بتوان آن را در رسانه‌های آمریکا به‌عنوان دستاوردی سیاسی و جلوگیری از جنگ معرفی کرد؛ در حالی که نخبگان سیاسی در تهران، پکن و مسکو به‌خوبی می‌دانستند این عقب‌نشینی چیزی جز پذیرش ضمنی کاهش توانایی آمریکا در تحمیل یکجانبه اراده خود نیست.
بحران اخیر حقیقتی تکان‌دهنده را برای متحدان واشنگتن آشکار کرد: چتر امنیتی آمریکا گزینشی شده، تابع محاسبات سود و زیان واشنگتن است و بسته به تغییرات سیاست داخلی کاخ سفید، کنار گذاشته می‌شود یا روی میز مذاکره قرار می‌گیرد.
پیش‌نویس منتشرشده، مسیر هرگونه مذاکره آینده را به پرونده هسته‌ای و تحریم‌ها محدود می‌کند و آشکارا از گنجاندن برنامه موشک‌های بالستیک یا روابط منطقه‌ای ایران خودداری می‌کند.
تهران در حال تغییر شکل صحنه است: تبدیل فشار به ابزار چانه‌زنی
در سوی دیگر، تهران با استراتژی ریسک‌پذیری به تشدید تنش‌ها پاسخ داده است. هم‌زمان با انتشار خبرهایی درباره پیش‌نویس ۱۴ ماده‌ای توافق از طریق میانجی‌های منطقه‌ای، برای ناظران روشن بود که این موارد نه سند تسلیم، بلکه نشانه‌ای از پارامترهای جدید مذاکره است که ایران در پی تثبیت آنهاست.
نکات مورد بحث شامل مواردی بود که پیش‌تر خطوط قرمز آمریکا محسوب می‌شدند: آتش‌بس فوری و دائمی در همه جبهه‌ها؛ تضمین امنیت متحدان منطقه‌ای تهران، به‌ویژه در لبنان؛ تضمین عدم مداخله آمریکا در امور داخلی ایران؛ لغو محاصره‌های دریایی؛ خروج تدریجی نیروهای آمریکایی از نقاط تماس نزدیک حوزه نفوذ ایران؛ تعلیق تحریم‌های بخش انرژی و پتروشیمی؛ و آغاز آزادسازی تدریجی دارایی‌های مسدودشده ایران.
مهم‌تر از همه، پیش‌نویس منتشرشده مسیر مذاکره را صرفاً به پرونده هسته‌ای و تحریم‌ها محدود می‌کند و صریحاً گنجاندن برنامه موشکی یا روابط منطقه‌ای ایران را رد می‌کند. این نکته بسیار حائز اهمیت است..
منبع الجزیره

مطالب مرتبط

صادق الطائي كاتب عراقي :مرجم علی سرداری

با این حال، این بدان معنا نیست که تهران «برنده مطلق» است. جنگ محدودیت‌های قدرت ایران و میزان تحمل‌پذیری اقتصادی کشور در صورت ادامه رویارویی را آشکار کرد. هرگونه کاهش تحریم‌ها نیز وابسته به میزان پایبندی ایران به مفاد توافق و سطح اعتمادی است که میان دو طرف شکل می‌گیرد؛ عنصری که پس از سال‌ها تنش و عدم اجرای متقابل تعهدات، تقریباً وجود ندارد.

♦️شصت وششمین سالروز تولید سعید مدنی در شرایطی برگزار شد که تاکنون ۹ سال از زندگانی این فعال سیاسی ملی و مذهبی در پشت میله های زندان سپری شده است. 

♦️زهرا حیدرزاده به همراهی منصوره در تمامی این سالها با سعید و اینکه بارها در این مسیر این دو نفر(زهرا و منصوره ) همدیگر را در خیابان معلم روبروی هم یافته که به دنبال پیگیری وضعیت عزیزشان به دادگاه انقلاب رفته بودند و نیز ویژگی های منحصربفرد مدنی در توجه به خانه و خانواده پرداخت.

علی محمود :مترجم علی سرداری

موضوع سوم اختلاف، توقف تأمین مالی و حمایت ایران از آنچه «تسلیحات ایران در منطقه» خوانده می‌شود—به‌ویژه حزب‌الله—است. ایران بر ادامهٔ حمایت خود اصرار دارد و حتی مسیر لبنان را به مذاکرات پیوند می‌زند و پایان جنگ اسرائیل علیه لبنان و خروج ارتش اسرائیل از جنوب لبنان را شرط توافق می‌داند؛ موضوعی که اسرائیل با آن مخالفت می‌کند. اسرائیل با اجرای برنامه‌ای سیستماتیک برای شعله‌ور نگه‌داشتن جبههٔ لبنان از طریق تخریب و آوارگی، عملاً در پی ناکام گذاشتن توافقی است که نتانیاهو با آن مخالف است؛ زیرا معتقد است این توافق او را به اهداف اعلام‌شدهٔ جنگ—از جمله سرنگونی رژیم ایران و برچیدن برنامه‌های موشکی و هسته‌ای—نمی‌رساند.

مطالب پربازدید

مقاله

♦️شصت وششمین سالروز تولید سعید مدنی در شرایطی برگزار شد که تاکنون ۹ سال از زندگانی این فعال سیاسی ملی و مذهبی در پشت میله های زندان سپری شده است.