نوران بدیع – مترجم: علی سرداری

عبدالجواد یاسین، قاضی و متفکر مصری، به‌عنوان یکی از برجسته‌ترین صداهای خواستار بازخوانی میراث دینی و شالوده‌شکنی مبانی سنتی اندیشه اسلامی، در صحنه فکری عرب ظهور کرد.

یاسین کار خود را به‌عنوان قاضی شریعت آغاز کرد، اما به‌سرعت به تفکر انتقادی روی آورد و پرسش‌هایی درباره متون دینی، تاریخ و فقه مطرح کرد. او دیدگاهی نو ارائه می‌دهد که می‌کوشد متون را از محدودیت‌های تاریخی تحمیل‌شده توسط مقامات سیاسی و اجتماعی رها کند و خوانشی معاصر از آنها ارائه دهد که با نیازهای عصر مدرن همسو باشد.
عبدالجواد یاسین در پروژه فکری خود بر مفهوم «تاریخ‌مندی» در فقه اسلامی تمرکز می‌کند. او در کتاب مرجعیت در اسلام نشان می‌دهد که چگونه فقه اسلامی از آغاز پیدایش خود، محصول شرایط سیاسی و اجتماعی جامعه مسلمانان بوده است. یاسین استدلال می‌کند که متون دینی، با وجود تقدسشان، توسط فقها و امامانی که در بافت‌های تاریخی خاصی می‌زیستند تفسیر شده‌اند و همین امر موجب محدود شدن متون به قرائت‌هایی متناسب با شرایط آن دوران شده است. از این منظر، او خواستار خوانشی آزادتر از متون است؛ خوانشی که به فقه اسلامی اجازه می‌دهد با چالش‌های عصر حاضر مواجه شود. این نگاه تاریخی نشان می‌دهد بسیاری از احکامی که تغییرناپذیر تلقی می‌شوند، در واقع ریشه در زمینه‌های تاریخی و سیاسی خاص دارند و ذاتیِ متون اصلی نیستند.
یاسین معتقد است درهم‌تنیدگی دین و سیاست، درک واقعی از اسلام را مخدوش کرده است. نقد او بر جنبش‌های اسلام سیاسی متمرکز است؛ جنبش‌هایی که به‌زعم او از دین برای دستیابی به اهداف سیاسی خود بهره‌برداری می‌کنند و بحران‌هایی را بازتولید می‌کنند که اسلام در آغاز برای غلبه بر آنها آمده بود.
او در نوشته‌های خود گروه‌هایی را که ادعای نمایندگی اسلام دارند، به‌طور انتقادی بررسی می‌کند و نشان می‌دهد چگونه این گروه‌ها از دین به‌عنوان پوششی برای کسب قدرت استفاده می‌کنند. به باور او، اسلام سیاسی در ایجاد تعادل میان شریعت و سیاست ناکام مانده و می‌کوشد احکام فقهی دوران باستان را بر واقعیتی کاملاً متفاوت و مدرن تحمیل کند.
برای نمونه، یاسین از ناتوانی جنبش‌های اسلامی در ارائه مدلی فکری متناسب با تحولات عظیم اجتماعی و سیاسی جهان معاصر انتقاد می‌کند. این جنبش‌ها به‌جای توسعه تفاسیر جدید، همچنان بر فتاوای قدیمی تکیه می‌کنند؛ فتاوایی که متعلق به زمانه‌ای کاملاً متفاوت‌اند.
یکی از مهم‌ترین فراخوان‌های یاسین، بازخوانی فقه اسلامی بر اساس تحلیل علمی و تاریخی است. او معتقد است فقه اسلامیِ موجود، میراثی از تفاسیر دوران‌های گذشته است؛ تفاسیری که تحولات اجتماعی و سیاسی گسترده جهان اسلام را در نظر نگرفته‌اند.
یاسین در کتاب دین و دینداری توضیح می‌دهد که قانون اسلامی، آن‌گونه که امروز شناخته می‌شود، مجموعه‌ای ثابت از متون نیست، بلکه محصول روندی تاریخی است که طی قرن‌ها شکل گرفته و به‌شدت تحت تأثیر نظام‌های سیاسی و اجتماعی مسلمانان بوده است. از نظر او، تنها با رهایی فقه از این محدودیت‌های تاریخی می‌توان آن را با نیازهای امروز سازگار کرد.
این خوانش معاصر، به باور یاسین، اندیشه اسلامی را از قید نظام‌های سنتی رها می‌کند و امکان می‌دهد فقه با پیشرفت‌های مدرن همگام شود و برای چالش‌های امروز مسلمانان—از جمله آزادی‌های فردی، دموکراسی و حقوق بشر—راه‌حل‌هایی معاصر ارائه دهد.
نقد یاسین تنها به حوزه‌های سیاسی و مذهبی محدود نمی‌شود، بلکه فقه عبادات و معاملات را نیز دربر می‌گیرد. او معتقد است فقه اسلامی در شکل کنونی نیازمند بازنگری جامع است. برای مثال، درباره مجازات‌های حدود که اغلب به‌عنوان ابزاری برای سرکوب آزادی‌ها به کار می‌روند، بحث می‌کند و می‌گوید این احکام در زمینه‌ای سیاسی و تاریخی متفاوت شکل گرفته‌اند و نمی‌توان آنها را در جهان مدرن—که مفاهیم عدالت و حقوق بشر دگرگون شده‌اند—به همان صورت اجرا کرد.
او همچنین نظام اقتصادی سنتی اسلامی را ناکافی می‌داند و معتقد است تفاسیر قدیمی درباره مسائلی چون ربا و زکات پاسخگوی چالش‌های اقتصاد جهانی امروز نیستند. از نظر او، فقه اقتصادی جدیدی لازم است که متغیرهای مدرن را در نظر بگیرد و برای مسائلی مانند فقر، بیکاری و توزیع ثروت راه‌حل‌های عملی ارائه دهد.
عبدالجواد یاسین، مانند بسیاری از متفکران منتقد، با واکنش‌های متفاوتی روبه‌رو شده است. در حالی که روشنفکران بسیاری از او حمایت می‌کنند، جریان‌های سنت‌گرا او را متهم به چالش‌کشیدن اصول اساسی اسلام می‌دانند. این تقابل میان قدیم و جدید، میان فقه سنتی و تفسیرهای مدرن، یاسین را به چهره‌ای محوری در بحث آینده اسلام تبدیل کرده است.
مدافعان یاسین، ایده‌های او را تلاشی جسورانه برای رهایی اسلام از محدودیت‌های نظام‌های سنتی می‌دانند؛ در حالی که مخالفانش معتقدند او از مرزهای متون فراتر می‌رود و دین را مطابق دیدگاه‌های غربی بازتفسیر می‌کند.
عبدالجواد یاسین تنها یک متفکر انتقادی نیست؛ او نمادی از چالش رکود فکری در جهان اسلام است. او با دعوت به خوانش تاریخی متون و تلاش برای رهایی فقه از محدودیت‌های سیاسی، دریچه‌ای به‌سوی اندیشه اسلامی نو می‌گشاید؛ اندیشه‌ای که با مسائل زمانه درگیر می‌شود. هرچند برخی محافل ایده‌های او را رد می‌کنند، اما دیدگاه‌هایش نقطه آغاز مهمی در بحث نوسازی اندیشه اسلامی به شمار می‌رود.
منبع حفریات

مطالب مرتبط

مصطفی العبسی:مترجم علی سرداری

طنز ماجرا اینجاست که این پیشرفت همیشه به احساسی که انتظارش را داشتیم تبدیل نشده است. در حالی که جهان با سرعتی سرسام‌آور تغییر کرده، تصویری که ما دهه‌ها پیش از آینده در ذهن داشتیم لزوماً محقق نشده است. طنز دیگر این است که بسیاری از نسل من دیگر همان اشتیاق را نسبت به آینده احساس نمی‌کنند. فاصلهٔ روانی میان ما و آینده بیش از آن چیزی شده که باید باشد. گاهی با احتیاط، نه با شور؛ و با اضطراب، نه با کنجکاوی به آن فکر می‌کنیم. شاید چون آن‌قدر عمر کرده‌ایم که بفهمیم جاده همیشه به سمتی که انتظار داشتیم نمی‌رود.

محمد خليل برعومي:مترجم علی سرداری

ه همین دلیل، موضوع «دستگاه مخفی» در اصل کمتر از پرسشی اهمیت دارد که امروز مطرح می‌شود: مسئله دیگر این نیست که آیا در گذشته دستگاه مخفی ادعایی مرتبط با یک جنبش سیاسی وجود داشته است یا نه؛ بلکه این است که آیا خود دولت امروز با منطق دستگاه‌های بسته و شبکه‌های غیرپاسخگو اداره می‌شود یا خیر. مسئله دیگر این نیست که چه کسی سال‌ها پیش به دولت نفوذ کرده بود، بلکه این است که اکنون چه کسی آن را کنترل می‌کند و چگونه پرونده‌های امنیتی، قضایی و سیاسی مدیریت می‌شود.

علاءالدین حمیدی:مترجم علی سرداری

امروز مدل‌های بزرگ عمدتاً بر داده‌های انگلیسی آموزش می‌بینند، و این یعنی حضور زبان عربی در ساختار این سیستم‌ها محدود است. این مسئله فقط زبانی نیست؛ فرهنگی و معرفتی است.ضعف حضور زبان عربی در داده‌ها یعنی:
• حضور کم‌رنگ در تولید معنای دیجیتال جهانی
• بازنمایی ناقص جوامع عربی در سیستم‌های هوش مصنوعی
• و کاهش توانایی جهان عرب در تعریف خود در فضای دانشی جدید
بدون تحول ساختاری، جهان عرب فقط مصرف‌کننده باقی می‌ماند
بدون: