علاءالدین حمیدی:مترجم علی سرداری

هوش مصنوعی در حال استعمار دوبارهٔ جهان عرب، اما این‌بار در سکوت است

امروز بزرگ‌ترین تحول در تاریخ قدرت جهانی نه از مسیر ارتش‌ها و مرزها، بلکه از مسیر خوارزمیات رخ می‌دهد. نقشه‌های نفوذ دیگر با تانک‌ها ترسیم نمی‌شوند، بلکه با داده‌ها؛ و سلطه نه با اشغال مستقیم، بلکه با تعیین اینکه چه کسی ابزارهای تولید دانش را در اختیار دارد. در چنین زمینه‌ای، جهان عرب در برابر لحظه‌ای تاریخی و بسیار حساس قرار گرفته است؛ لحظه‌ای که جایگاهش در جهان دوباره شکل می‌گیرد، نه از طریق تصمیمی سیاسی و آشکار، بلکه از طریق ساختار دیجیتال جهانی که بی‌صدا گسترش می‌یابد و قدرت را به شکلی نامرئی، اما عمیق و مؤثر، بازتوزیع می‌کند.
هوش مصنوعی که اغلب به‌عنوان یک انقلاب تکنولوژیک «بی‌طرف» معرفی می‌شود، در واقع چنین نیست. این فناوری ساختاری تازه از قدرت است که رابطهٔ میان دانش، اقتصاد و حاکمیت را بازتعریف می‌کند. و هرکس این ساختار را در اختیار داشته باشد، توانایی جهت‌دهی به جهان را دارد، نه فقط خدمت‌رسانی به آن.
اگر جهان عرب از موقعیت مصرف‌کننده به موقعیت تولیدکننده منتقل نشود، نه‌تنها از رقابت تکنولوژیک عقب می‌ماند، بلکه از بیرون بازطراحی خواهد شد؛ بدون اینکه حتی حق اعتراض به قواعد بازی را داشته باشد.
قدرتی که در مرکز تولید می‌شود و در حاشیه مصرف
در آمریکا و اروپا، هوش مصنوعی فقط یک ابزار تکنیکی نیست؛ بلکه بخشی از یک پروژهٔ حاکمیتی است. در آنجا مدل‌ها طراحی می‌شوند، داده‌ها در مقیاس عظیم جمع‌آوری می‌گردند، و قواعدی تعیین می‌شود که مشخص می‌کند چه چیزی گفته شود، چه چیزی حذف شود و چه چیزی دوباره شکل بگیرد.
دانشگاه‌ها کارخانه‌های تولید دانش‌اند. شرکت‌ها مراکز تولید دانش کاربردی‌اند. و دولت‌ها ناظران بیرونی نیستند، بلکه بخشی از منظومهٔ تولید هوش مصنوعی هستند.
در مقابل، جهان عرب در جایگاهی متفاوت قرار دارد: مصرف‌کنندهٔ گستردهٔ فناوری، اما با حضور محدود در لایه‌های عمیق آن. بله، رابط‌های کاربری عربی وجود دارد، اما زیرساخت‌ها، مدل‌ها، الگوریتم‌ها و داده‌های پایه در جای دیگری تولید می‌شوند. اینجاست که مشکل اصلی آغاز می‌شود.: استفاده از فناوری بدون مالکیت ابزارهای تولید آن.
شکاف در حاکمیت دانشی، نه فقط شکاف تکنولوژیک
بحث دربارهٔ هوش مصنوعی در جهان عرب اغلب به کمبود مهارت یا ضعف سرمایه‌گذاری تقلیل می‌یابد. اما مشکل عمیق‌تر است: شکاف در حاکمیت دانشی.
در نظام دیجیتال جهانی امروز:
• داده‌های عربی عمدتاً در فضاهای دیجیتال خارجی تولید می‌شوند
• روی پلتفرم‌های ابری خارجی ذخیره و پردازش می‌گردند
• مدل‌ها بر محتوایی آموزش می‌بینند که وزن واقعی زبان عربی را بازتاب نمی‌دهد
• و خروجی‌ها در چارچوب‌های فرهنگی و دانشی غیرعربی بازتولید می‌شوند
بنابراین مسئله فقط این نیست که چه کسی فناوری را استفاده می‌کند، بلکه این است که چه کسی شکل دانش تولیدشده توسط فناوری را تعیین می‌کند.
در جهان عرب، برخی کشورها ـ به‌ویژه در خلیج فارس ـ با سرمایه‌گذاری‌های عظیم وارد این حوزه شده‌اند. اما این پیشرفت، با وجود اهمیتش، اغلب وارداتی است: واردات مدل‌ها، زیرساخت‌ها و تخصص‌ها، در برابر ضعف در تولید مدل‌های بومی یا منظومه‌های دانشی مستقل.
در مقابل، بخش‌های بزرگی از جهان عرب از ضعف زیرساخت دیجیتال، پراکندگی سیاست‌ها و نبود سرمایه‌گذاری پژوهشی رنج می‌برند. نتیجه: فضایی چندسرعته، بدون هماهنگی و بدون چشم‌انداز مشترک.
بحران پژوهش علمی: دانشی جدا از زندگی
در قلب این مشکل، مدل تولید دانش قرار دارد. دانشگاه‌های عربی اغلب با منطقی جدا از صنعت و بازار عمل می‌کنند. پژوهش علمی معمولاً با تعداد مقالات سنجیده می‌شود، نه با توانایی تبدیل دانش به محصولات، خدمات یا راه‌حل‌های واقعی.
در حالی که مدل جهانی پیشرفته بر پیوند مستقیم دانشگاه، صنعت و دولت استوار است.
این شکاف میان دانش و کاربرد، یک مسئلهٔ فنی ساده نیست؛ بلکه یکی از ریشه‌های اصلی عقب‌ماندگی ساختاری در حوزهٔ هوش مصنوعی است.
زبان: بُعد فراموش‌شده در نبرد هوش مصنوعی
در کنار زیرساخت و پژوهش، عنصر دیگری نیز حیاتی است: زبان
هوش مصنوعی فقط متن را پردازش نمی‌کند؛ بلکه زبان را بازتعریف می‌کند.
امروز مدل‌های بزرگ عمدتاً بر داده‌های انگلیسی آموزش می‌بینند، و این یعنی حضور زبان عربی در ساختار این سیستم‌ها محدود است. این مسئله فقط زبانی نیست؛ فرهنگی و معرفتی است.ضعف حضور زبان عربی در داده‌ها یعنی:
• حضور کم‌رنگ در تولید معنای دیجیتال جهانی
• بازنمایی ناقص جوامع عربی در سیستم‌های هوش مصنوعی
• و کاهش توانایی جهان عرب در تعریف خود در فضای دانشی جدید
بدون تحول ساختاری، جهان عرب فقط مصرف‌کننده باقی می‌ماند
بدون:
• آموزش تولیدکنندهٔ مهارت‌های واقعی دیجیتال
• دانشگاه‌های پیوندخورده با صنعت، نه با بوروکراسی
• سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های ابری و داده‌ای
• سیاست‌های ملی و منطقه‌ای روشن دربارهٔ داده
جهان عرب در جایگاه مصرف‌کنندهٔ نهایی فناوری باقی خواهد ماند؛ فناوری‌ای که در بیرون طراحی می‌شود.
این فقط عقب‌ماندن از رقابت نیست؛ بلکه غایب‌بودن از اتاق طراحی آینده است.
در این مرحله، سلطه دیگر نیازمند حضور نظامی یا اداری نیست. کافی است ابزارها در بیرون طراحی شوند و در داخل مصرف شوند تا رابطه‌ای از وابستگی شکل بگیرد؛ وابستگی‌ای آرام اما عمیق.
این نوعی استعمار جدید است: استعمار بی‌صدا، که از طریق ساختار دیجیتال جهان نفوذ می‌کند و الگوهای فکر، رفتار و تولید را بازسازی می‌کند، بدون نیاز به هیچ بیانیهٔ سیاسی.
کسی که خوارزمینه را می‌نویسد، آینده را می‌نویسد
در نهایت، مسئلهٔ جهان عرب این نیست که تا چه حد می‌تواند از هوش مصنوعی استفاده کند؛ بلکه این است که تا چه حد می‌تواند در تولید آن مشارکت کند.
در جهانی که قدرت از طریق خوارزمیات شکل می‌گیرد، مالکیت ابزارهای تولید آن، شرطی اساسی برای حاکمیت است.
اگر جهان عرب از موقعیت مصرف‌کننده به تولیدکننده منتقل نشود، نه‌تنها عقب خواهد ماند، بلکه از بیرون و در سکوت بازطراحی خواهد شد؛ بدون اینکه حتی حق اعتراض به قواعد بازی را داشته باشد.
علاءالدین حمیدی – نویسندهٔ تونسی
منبع القدس العربی

مطالب مرتبط

مصطفی العبسی:مترجم علی سرداری

طنز ماجرا اینجاست که این پیشرفت همیشه به احساسی که انتظارش را داشتیم تبدیل نشده است. در حالی که جهان با سرعتی سرسام‌آور تغییر کرده، تصویری که ما دهه‌ها پیش از آینده در ذهن داشتیم لزوماً محقق نشده است. طنز دیگر این است که بسیاری از نسل من دیگر همان اشتیاق را نسبت به آینده احساس نمی‌کنند. فاصلهٔ روانی میان ما و آینده بیش از آن چیزی شده که باید باشد. گاهی با احتیاط، نه با شور؛ و با اضطراب، نه با کنجکاوی به آن فکر می‌کنیم. شاید چون آن‌قدر عمر کرده‌ایم که بفهمیم جاده همیشه به سمتی که انتظار داشتیم نمی‌رود.

محمد خليل برعومي:مترجم علی سرداری

ه همین دلیل، موضوع «دستگاه مخفی» در اصل کمتر از پرسشی اهمیت دارد که امروز مطرح می‌شود: مسئله دیگر این نیست که آیا در گذشته دستگاه مخفی ادعایی مرتبط با یک جنبش سیاسی وجود داشته است یا نه؛ بلکه این است که آیا خود دولت امروز با منطق دستگاه‌های بسته و شبکه‌های غیرپاسخگو اداره می‌شود یا خیر. مسئله دیگر این نیست که چه کسی سال‌ها پیش به دولت نفوذ کرده بود، بلکه این است که اکنون چه کسی آن را کنترل می‌کند و چگونه پرونده‌های امنیتی، قضایی و سیاسی مدیریت می‌شود.

نگاه القدس العربی :مترجم علی سرداری

تحقیقات اخیر وب‌سایت «Arabi Post» نشان داد که اسرائیل در دو سال گذشته تلاش‌های گسترده‌ای برای زیباسازی چهرهٔ خود انجام داده است؛ تلاشی که از یک پروندهٔ تبلیغاتی محدود به یک سیستم دولتی چندلایه تبدیل شده است. این سیستم بودجه‌های دولتی را با مهندسی حقوقی و شبکه‌های نفوذ فرامرزی ترکیب می‌کند و هزینه‌های ماشین تبلیغاتی را از ده‌ها و صدها میلیون به میلیاردها افزایش داده است. فعالیت‌های اسرائیل از رسانه‌های سنتی فراتر رفته و به دانشگاه‌های آمریکا، مجالس قانونگذاری ایالتی و عرصه‌های حقوق بین‌الملل گسترش یافته است.

مطالب پربازدید

مقاله