سفیر دکتر عبدالله الاشعل:مترجم علی سرداری

آثار پیروزی ایران بر آمریکا و اسرائیل

دلیل اصلی وابستگی کشورهای عربی به آمریکا و اسرائیل، حاکمانی هستند که جز حفظ کرسی قدرت خود به چیز دیگری اهمیت نمی‌دهند، حتی اگر این امر با منافع میهنشان در تضاد باشد.
برای مثال، مصلحت مصرِ وطن این است که از مقاومت فلسطین حمایت کند، نه از اسرائیل. اما مصرِ حکومت مصلحتش در این است که از کسانی حمایت کند که کرسی‌اش را حفظ می‌کنند؛ یعنی آمریکا و اسرائیل. این موضوع قابل انکار نیست، زیرا تا زمانی که کرسی‌های قدرت در جهان عرب در دست آمریکا و اسرائیل باشد، و تا زمانی که ملت‌های عرب و مسلمان دلسوز میهن خود باشند اما هیچ قدرتی بر حاکمانی که اصلاً ملت را به رسمیت نمی‌شناسند نداشته باشند، وضعیت همین است.
حاکم عرب دشمن ملت‌های عرب است، و متأسفانه ارتش‌های عربی به جای دفاع از مردم، از کرسی حاکمان در برابر خیزش ملت‌ها در قالب انقلاب محافظت می‌کنند.
انقلاب‌های عربی سال ۲۰۱۱ مشروع بودند و نوعی همه‌پرسی خودجوش دربارهٔ مشروعیت حاکمانی بودند که ملت را انکار کرده و انتخابات را جعل کرده بودند. وقتی حاکم همه چیز را در اختیار دارد، چرا انتخابات را جعل می‌کند؟ چون می‌خواهد وانمود کند که به‌طور دموکراتیک انتخاب شده و خود را نزد اربابانی که او را برگزیده‌اند، قابل قبول نشان دهد.
در کشورهای عربی هیچ حاکمی وجود ندارد که به‌طور صحیح و واقعی توسط مردم انتخاب شده باشد.
به همین دلیل، ملت‌های عرب از فلسطین حمایت می‌کنند، اسرائیل را دوست ندارند، و از حاکمان خود که با اسرائیل هم‌پیمان‌اند و استقلال کشور را از بین برده‌اند و فرزندان مخلص کشور را در زندان‌ها یا تبعید قرار داده‌اند، بیزارند.
اما منافقانی که حاکم ثروت کشور را بر آنان می‌بارد و ستون‌های نظام هستند، از حکومت حمایت می‌کنند چون از آن سود می‌برند.
ملت‌های عرب تلاش کردند علیه حاکمان خود برای تغییر واقعیت انقلاب کنند، اما این حاکمان وابسته به خارج، ملت‌ها را به‌خاطر شورششان مجازات کردند. به‌ویژه در مصر، حاکم هرگز تصور نمی‌کرد ملت مصر بتواند انقلاب کند.
آیا انقلاب اشتباه بود یا درست؟ به هر حال، انقلاب وسیله‌ای برای تغییر است؛ اگر این وسیله فاسد شود، تغییر به زیان ملت تمام می‌شود. انقلاب‌ها مقدس نیستند، بلکه واقعیت مقدس است. به همین دلیل و با توجه به ناکام ماندن انقلاب‌ها، من خواستار اصلاح علمی رابطهٔ حاکم و مردم در جهان عرب شدم.
حاکم عرب از جامعهٔ عرب است، وارداتی نیست. ننگ بر نخبگان عرب که حاکم عرب را رها کنند؛ ما به حاکم عرب سزاوارتریم تا بیگانه‌ای که او را برای خدمت به منافع خود به کار می‌گیرد.
به همین دلیل کتابی نوشتم با عنوان. «آشتی تاریخی میان حاکم و مردم در منطقهٔ عربی»
این حاکم دشمن مردم به دنیا نیامده است؛ بلکه آمریکا برای او کرسی قدرت را با امتیازات و فساد و بهره‌مندان از آن فراهم کرده است. واشنگتن نیز برای همین، بر عیوب حاکمان عرب سرپوش می‌گذارد و مقابله با انقلاب‌های عربی را بهایی برای این حمایت و انتخاب حاکمان می‌داند.
نمونه‌های فراوانی در جهان عرب وجود دارد و ملت‌ها زیر بار فساد و سوء مدیریت رنج می‌برند.
در این نقطه، حاکم از مردم جدا می‌شود؛ حاکم همه ابزارهای سرکوب و ثروت کشور را در اختیار دارد و مطابق خواست خارجی که او را بر کرسی نشانده تصمیم می‌گیرد. تنها اجازه دارد شعارها را تغییر دهد؛ مانند وطن‌پرستی، استقلال و دیگر شعارهای بی‌محتوا.
مردم اما از ظلم، خواری و فقر رنج می‌برند و حق دارند علیه حاکم قیام کنند.
اما خردمندان جهان عرب به این نتیجه رسیده‌اند که انقلاب تضمین‌شده نیست، زیرا افراد سودجو علیه ملت توطئه می‌کنند؛ همان‌گونه که در همه انقلاب‌های عربی رخ داد.
طبیعی است که اسرائیل در ناکام‌سازی انقلاب‌های عربی نقش داشته باشد، زیرا انقلاب علیه حاکم عربِ هم‌پیمان اسرائیل، منافع اسرائیل را تهدید می‌کند. به همین دلیل، با حملهٔ مشترک اسرائیل و آمریکا علیه ایران، شکاف تاریخی میان حاکم و مردم آشکار شد.
این نبرد، نبردی وجودی است: یا ایران، یا رژیم صهیونیستی و آمریکا. باور نکنید که این نبرد با مذاکره حل می‌شود، زیرا ایران پیشتاز مقابله با اسرائیل است و از مقاومت حمایت می‌کند.
با وجود اینکه مواضع ایران قانونی است، غرب همچنان بر دشمنی با اسلام پافشاری می‌کند و اعتراف دارد که پایداری ایران ناشی از پایبندی‌اش به اسلام است.
در دوره اخیر، ایران در همین راستا به هند هشدار داد که هرگونه توهین به مسلمانان هند را تحمل نخواهد کرد و از آنان دفاع خواهد کرد.
این یعنی ایران که از اسلام دفاع می‌کند، می‌خواهد از مسلمانان سراسر جهان دفاع کند.
اما توصیه من به ایران این است که بیش از حد گسترش نیابد و جبهه‌های متعدد باز نکند، زیرا مسلمانان امروز اسلامشان بیشتر ظاهری است.
یک پژوهشگر اروپایی که اخیراً مسلمان شده، دربارهٔ دستورات و نواهی قرآن تحقیق کرد و دریافت که تنها ۳٪ از قرآن شامل دستور و نهی است. من نیز این موضوع را بررسی کردم و دریافتم که قرآن بیشتر کتاب ارزش‌هاست تا دستورات.
اما مسلمانان امروز به ظاهر اهمیت می‌دهند: نماز، روزه و تظاهر به اسلام، در حالی که وجدانشان مرده است.
رشوه‌گیر از مسجد برمی‌گردد و جرم خود را با ده‌ها بهانه توجیه می‌کند: حقوق کم است، نیازها زیاد است، رشوه رزق است… و سیره پیامبر را بد تفسیر می‌کنند و رشوه را هدیه می‌نامند، در حالی که هدیه با رشوه تفاوت دارد.
اگر مسلمانی رشوه را بپذیرد، این نشانهٔ خشم خداست؛ و اگر به هر دلیلی از رشوه دوری کند، نشانهٔ رضای خداست.
مسلمان حقیقت بدیهی را فراموش کرده است: دنیا وسیلهٔ آخرت است، به شرط آنکه مطابق دستور خدا زندگی کنیم. انسان برهنه به دنیا می‌آید و برهنه می‌رود و همه چیز را برای وارثان می‌گذارد. پس دربارهٔ همه چیز بازخواست خواهد شد.
اما مسلمانان امروز مانند مالک و مقیم رفتار می‌کنند، در حالی که ما مهمانان خدا در این دنیا هستیم و هرکس رفتنی است.
حاکمان عرب وفادار به کرسی قدرت‌اند، و به همین دلیل با ایران دشمنی می‌کنند تا رابطه‌شان با آمریکا و اسرائیل حفظ شود.
اما ملت‌های عرب برای ایران دعا می‌کنند و می‌دانند ایران از حق دفاع می‌کند و یاری ایران یاری دین و آزادی منطقه از بردگی است. پایداری ایران در برابر قدرت آمریکا نیازمند چیزی بیش از دعاست؛ دست‌کم باید با سخن حق از ایران حمایت کرد.
من به وعدهٔ خدا به مؤمنان ایمان کامل دارم و خدا وعده‌اش را تخلف نمی‌کند.

انتظار دارم، بلکه یقین دارم که ایران پیروز خواهد شد و اسرائیل از میان خواهد رفت، و مسجدالاقصی را جز ایران و مقاومت آزاد نخواهد کرد.
روزی که اسرائیل از بین برود، دیگر برای مزدوران عرب کاری باقی نمی‌ماند، زیرا وظیفهٔ آنان حمایت از این طاغوت است.
ملت‌های عرب امروز به این حقایق آگاه شده‌اند. بنابراین توصیه من به حاکمان عرب این است که پیش از آنکه دیر شود، به یاری حق بشتابند.
معبود آنان آمریکا و اسرائیل است، اما خدا آنان را نابود خواهد کرد و تنها خدا باقی می‌ماند. انسان تنها به دنیا می‌آید، تنها می‌میرد و تنها در برابر خدا حساب پس می‌دهد: «و هیچ‌کس بار گناه دیگری را برنمی‌دارد.»
حاکمان عرب را جز عمل صالحشان نجات نخواهد داد؛ نه آمریکا و نه اسرائیل در دنیا و آخرت به آنان سودی نمی‌رسانند. ما از آنان استقبال می‌کنیم اگر تصمیم بگیرند به آغوش میهن و دین بازگردند..
منبع رای الیوم

مطالب مرتبط

فسانه نجاتی

نکته‌ی مهم در فهم این نوع از حضور، پرهیز از تقلیل آن به روایت‌های صرفاً احساسی یا اسطوره‌سازانه است. آنچه اهمیت دارد، نه بازسازی یک چهره‌ی کامل و دست‌نیافتنی، بلکه توجه به امکان‌هایی است که چنین زیستی پیش روی ما می‌گذارد: امکان وفاداری به کرامت انسانی، حتی در موقعیت‌های دشوار و پرتنش.

نگاه القدس العربی :مترجم علی سرداری

اگر این وضعیت «چکش» باشد، «سندان» همان پدیده فراگیر فساد است؛ فسادی که همه‌چیز را می‌بلعد و جز با حمایت ساختار حزبی، جناحی و دولتیِ بیمار عراق امکان گسترش نمی‌یابد. بر اساس گزارش سازمان شفافیت بین‌الملل، عراق در فهرست فساد در رتبه ۱۳۶ از میان ۱۸۲ کشور قرار دارد. جای تعجب نیست که فضای آشفته دولت الزیدی با افشای رسوایی‌های بزرگ فساد همراه شده است؛ از جمله اعطای مجوز سرمایه‌گذاری برای مناطق وسیع اطراف فرودگاه بین‌المللی بغداد به ارزش ۱۳ تریلیون دینار (حدود ۱۰ میلیارد دلار آمریکا.

صبحی نایل ،محقق مصری:مترجم علی سرداری

دیدگاه غالب گروه‌های جهادی این است که توجیه جهاد، کفر است؛ به این معنی که کافی است کسی کافر باشد تا ما علیه او جهاد کنیم. دیدگاه دیگر این است که توجیه جهاد، تجاوز است. این بدان معناست که شما فقط با کسانی که به شما حمله می‌کنند، می‌جنگید. کسانی که این دیدگاه را داشتند شامل سفیان الثوری، عبدالله بن عمر، عبدالله بن الحسین، ابن شبرمه و عطاء بن رباح بودند. با این حال، این دیدگاه به عنوان یک دیدگاه حاشیه‌ای ارائه شد و بنابراین از ابهام رنج برد، در حالی که دیدگاه مخالف مورد پذیرش قرار گرفت و کاملاً تثبیت شد.

مطالب پربازدید

مقاله