احمد عبدالتواب مترجم علی سرداری

آمریکا و ایران… چه کسی توانِ صبر کردن دارد؟

یکی از پرسش‌هایی که این روزها در سطح جهانی مطرح می‌شود این است که: کدام طرف مشتاق‌تر به دستیابی به توافقی برای آتش‌بس پایدار در جنگ جاری در خلیج فارس است؛ جنگی که پیامدهای آن سراسر جهان را تحت تأثیر قرار داده است؟ و کدام‌یک توان بیشتری برای تحمل انتظار و تعویق دارد: جبههٔ تحت رهبری آمریکا یا ایران؟ این پرسش زمانی داغ‌تر شد که خبر رسید ترامپ در حالی که جهان در تنشی فزاینده به سر می‌برد، مشغول بازی گلف است و همه منتظرند ببینند او به آخرین پیشنهاد ایران برای حل بحران چگونه پاسخ خواهد داد.
نکاتی وجود دارد که بسیاری دربارهٔ آن اتفاق نظر دارند؛ از جمله اینکه آمریکا از زمان جنگ جهانی دوم تاکنون با تجربه‌ای تلخ و تازه روبه‌رو نشده بود. نخستین نکته‌ای که برای ترامپ و دولت او اهمیت دارد این است که آنها از نظر نظامی در دستیابی به اهداف خود ناکام مانده‌اند؛ موضوعی که به اختلاف با فرماندهان نظامی انجامید و حتی به برکناری برخی از آنها منجر شد. افزون بر این، خسارت‌های اقتصادی غیرمنتظره‌ای پدید آمد که آثار آن در افزایش قیمت نیازهای روزمره، همهٔ آمریکایی‌ها را تحت فشار قرار داد. چون این وضعیت برای مردم آمریکا تازگی داشت و هیچ هشدار قبلی برای آماده‌سازی افکار عمومی وجود نداشت، توان تحمل جامعه به سرعت کاهش یافت و خشم عمومی آشکار و رو به افزایش شد.
تصمیم ترامپ برای ورود به جنگ، تنها تصمیمی بود که او شخصاً اتخاذ کرد؛ زیرا کنگره آن را نادیده گرفت. همین امر موجی از محکومیت را برانگیخت که دیگر محدود به دموکرات‌ها نبود و شماری از جمهوری‌خواهان نیز به صف منتقدان پیوستند. آنچه خطر افزایش مخالفت با ترامپ را بیشتر می‌کند این است که او به‌سوی انتخابات میان‌دوره‌ای می‌رود؛ انتخاباتی که خود آن را «خطرناک‌ترین انتخابات برای من» توصیف کرده است، زیرا به گفتهٔ خودش اگر آن را ببازد، مخالفانش او را روانهٔ زندان خواهند کرد. همهٔ این عوامل نشان می‌دهد که بازی گلف، تلاشی آشکار برای نمایش اعتمادبه‌نفس و آرامش از سوی اوست.
اما در مورد ایران: پیش از این جنگ، این کشور نزدیک به نیم قرن با بحران‌های مشابه و مستمر روبه‌رو بوده است. دولت‌ها و نهادهای اجرایی متوالی توانسته‌اند این بحران‌ها را به‌گونه‌ای مدیریت کنند که کشور دچار فروپاشی جدی نشود. مردم ایران نیز به این وضعیت خو گرفته‌اند و توانایی چشمگیری در یافتن راه‌حل‌های جانبی برای ادارهٔ زندگی خود در شرایط دشوار پیدا کرده‌اند. در بحران کنونی نیز آگاهی عمومی نسبت به تهدیدهای جدی علیه زیرساخت‌های غیرنظامی، وحدت ملی، تاریخ و تمدن کشور ــ همان‌گونه که ترامپ بدون مشورت اعلام کرد ــ افزایش یافته است. با توجه به همهٔ این عوامل، و نیز با مشاهدهٔ وخامت اوضاع در آمریکا، به نظر می‌رسد ایرانیان توان بیشتری برای تحمل و انتظار دارند.
منبع الاهرام

مطالب مرتبط

علی انوزل:مترجم علی سرداری

از قضا، خود ترامپ نیز در سوق دادن بخشی از آمریکا به این سمت نقش داشته است. آمریکایی که به وعده‌های «اول آمریکا» باور داشت، می‌خواهد نتایج ملموسی را در زندگی روزمره خود ببیند. وقتی هزینه غذا، مسکن و مراقبت‌های بهداشتی افزایش می‌یابد و فشارهای داخلی با جنگ‌ها و تنش‌های خارجی همزمان می‌شود، این پرسش مشروعیت پیدا می‌کند: چرا دولت میلیاردها دلار در خارج از کشور خرج می‌کند، در حالی که شهروندان برای تهیه مایحتاج اولیه در داخل کشور تلاش می‌کنند؟ اینجاست که سیاست خارجی با اقتصاد تلاقی می‌کند و جنگ با مالیات و قدرت خرید مرتبط می‌شود.

جلبير الأشقر:مترجم علی سرداری

با توجه به این همسویی، روشن می‌شود که هدف اولیه توافقنامه دفاع مشترک، تقویت حفاظت پادشاهی در برابر تجاوزات ایران است؛ به‌ویژه با توجه به تشدید درگیری با حوثی‌ها در پس‌زمینه نشانه‌هایی مبنی بر حرکت به سمت شعله‌ور شدن مجدد جنگ داخلی میان دو بخش یمن. از آنجا که این توافق مانع از مداخله مجدد ریاض در جنگ یمن نمی‌شود، می‌توان توافق مکه را عاملی بازدارنده در برابر احتمال حمله مستقیم ایران به عربستان در همبستگی با حوثی‌ها دانست. بر اساس این توافق، پاکستان و ترکیه موظف‌اند از پادشاهی در برابر هرگونه حمله دفاع کنند، صرف‌نظر از شرایط یا دخالت آن در یک درگیری منطقه‌ای دیگر.

بورناكا إل. دي سيلفا:مترجم علی سرداری

از این رو، انتخابات کنگره اهمیتی استراتژیک و بین‌المللی فزاینده پیدا می‌کند که فراتر از سیاست داخلی است. رقابت برای کرسی سنا در میشیگان نشان‌دهندهٔ هم‌پوشانی فزاینده میان تأمین مالی محلی مبارزات انتخاباتی، سیاست هویتی، اتحادهای ژئوپلیتیکی، ارتباطات دیجیتال و سیاست خارجی است.
هزینه‌های خارجی و مشروعیت دموکراتیک

مطالب پربازدید

مقاله