اينها چه كساني هستند كه از چنين قدرتي در فساد و كتمان برخوردارند؟

ريشه اين حرام‌خواري تاريخي در حرام‌خواري سياسي است

ابوالفضل فاتح

خبر تخلفات سه ميليارد دلاري، همچون زلزله‌اي پيكره جامعه ايران را متاثر ساخته و تا مغز استخوان دغدغه‌مندان را سوزانده است و خدا مي‌داند اين‌گونه كژروي‌ها، چه بر سر اعتماد عمومي و دين و ايمان مردم خواهد آورد. اين فساد، معادل يك‌دهم درآمد نفتي در حال حاضر و نصف مبلغ مذاكرات اخير ايران و امريكا و دوبرابر كل بودجه آموزش عالي و تمام دانشگاه‌ها، در كشوري است كه ميليون‌ها نفر از درآمد روزانه يك دلار هم محروم هستند. ابعاد اين فساد و بازي با سلامت و امنيت غذايي و امانت مردم، شوك‌آور است. چاي فاسد را توزيع كرده يا چاي داخلي را به خارج برده و با بسته‌بندي خارجي به عنوان واردات و چندين برابر قيمت به مردم فروخته و انبوهي از دلارهاي بيت‌المال را در بازار آزاد به نرخ بالاتر عرضه كرده‌اند و اين همه در زير چشم نهادهاي نظارتي عريض و طويل صورت گرفته يا بر آن مهر تاييد زده‌اند؟  اصل اعلام رسيدگي به اين تخلف، ارزشمند و شايسته تقدير است، اما مهم به نتيجه رساندن و عبرت گرفتن است والا، فساد‌هاي كلان ديگري هم بوده است كه با سروصدا و بگير و ببند همراه شده و هنوز اندر خم يك كوچه است. علاوه، تاخيري غيرقابل توجيه صورت گرفته است. سال ۹۹ پرونده تخلف اين شركت كه چاي فاسد 20 سال پيش را از فلان بانك خريده و به مردم مي‌فروشد، رسما در يكي از رسانه‌هاي امنيتي كشور علني شده است. نهادهاي نظارتي از آن روز تاكنون كجا بوده‌اند؟ اين ميزان تخلف فقط در صنعت چاي روي داده است، در جاي ديگر و تحت عنوان دور زدن تحريم‌ها چه خبر است؟  خبرگزاري‌ها و روزنامه‌هاي مطرح و «تريبون‌هاي كفن‌پوش» را مرور كردم. آنقدر مبادي آداب و حقوق و قانون شده‌اند كه نامي از اين شركت و متخلفان به ميان نياورده‌اند. جل‌الخالق! رسما بزرگ‌ترين خيانت به كشور و مردم صورت گرفته است، اما هنوز مشغول مماشات و پاسكاري تخلفند. اين خود ممد فساد و عين فساد و ترحم بر پلنگ تيز دندان است كه در فضاي عدم شفافيت رشد و اشاعه پيدا مي‌كند.

اينها چه كساني هستند كه از چنين قدرتي در فساد و كتمان برخوردارند؟ مگر صنعت موشك‌سازي است كه نگران ابعاد امنيتي آن باشند؟ كجايند كساني كه سال‌ها در حذف و حصر و بي‌آبرو كردن و بهتان زدن به رقباي سياسي خود سر از پا نشناخته و مرزهاي اخلاقي و انساني را در دادگاه‌هاي آنچناني و اعترافات تلويزيوني و استصواب و… درنورديدند؟  اين حرام‌خواري تاريخي، ريشه در حرام‌خواري سياسي و دستكاري در نظام توزيع قدرت سياسي و اقتصادي اين سال‌ها دارد. اين فقدان شفافيت، دشواري گردش آزاد اطلاعات و محدوديت رسانه‌هاي مستقل است كه فسادپوشي و فسادپروري را آسان و مبارزه با فساد را به مراتب دشوار و «اسراييل درون ما» را برساخته است. در بي‌قانون‌ترين كشورهاي جهان هم، شاهد اين اندازه از فساد نسبت به حجم اقتصادشان نبوده و نيستيم. سال‌هاست كه دم از مبارزه با فساد زده مي‌شود، ولي هر دم از اين باغ بري مي‌رسد. تا در معرض «آپارتايد سياسي» و نظام «تبعيض صنفي و سياسي» هستيم و تا عمده نگاه‌هاي نظارتي، متوجه كنترل مردم و انتخابات و سوءاستفاده از قانون و منكوب كردن مخالف و محدودسازي رسانه باشد، نتيجه همين است كه مي‌بينيم. اين سياست‌ها، فسادآفرين و خانمان‌سوز است و نبايد غافل بود كه همين بليه بزرگ‌ترين امپراتوري‌هاي جهان را نيز بي‌آبرو و مضمحل كرده است. جهان معاصر راهبردهاي علمي و آزموده‌اي براي شفافيت و مبارزه با فساد و انحصار دارد. چرا از تجربه جهان غافل باشيم و ساز خود را بزنيم؟ افسوس كه «نصيحت بي‌ثمر باشد زمين‌گيران غفلت را».
اين نقطه آزمون شعارها و وعده‌هاي چهل ساله است. اشك شهيدان از اين غفلت‌ها جاري است و همه را به محاكمه خواهد كشيد. تا فرصتي هست بيدار شويم و خانه را بتكانيم و طرحي نو دراندازيم و آب رفته را به جوي بازگردانيم. همين فساد را براي خودمان، اتمام حجت بدانيم. ترديد نبايد كرد، اين ره كه مي‌رويم به تركستان است و با اين سياق و جماعتي كه خود با رانت سياسي يا اقتصادي به قدرت رسيده‌اند، به جايي نمي‌رسيم. اگر قدرت اصلاح نداريم، كنار برويم و به مردم واگذاريم! به علي(ع) و نهج‌البلاغه رحم كنيم. در غير اين صورت، خداي ناكرده، تاريخ براي همه ما ثبت خواهد كرد كه انسان‌هايي كم سواد، مدعي و كارنابلد، كشوري با تمدن چند هزار ساله و مذهبي مفتخر به علي(ع) را به خاك سياه نشاندند و شرم نكردند. اين علي(ع) بود كه از درآوردن خلخال از پاي آن زن دق مي‌كرد! ما گرفتار نقش ايوانيم! فرياد علي(ع) را باور كنيم كه؛ اذا تغير السلطان، تغير الزمان! تا انديشه و شيوه حكمراني تغيير نكند، در بر همين پاشنه خواهد چرخيد.

ارسال دیدگاه شما

تیتر خبرها

برای یک لقمه«نان»این نتیجه ۲۵سال توسعه نامتوازن استسوداي احياي امپراتوري از دست رفتهتاكيد رهبر انقلاب بر ائتلاف جهاني مقابل زورگويي‌هاي امريكا و غربدوست داشتم پزشك قلب مي‌شدمقوانين مغفول مانده زیر ذره‌بینموسيقي ايراني بيش از اينها مي‌تواند در جهان ديده شودقصه زنی که شیفته فوتبال بودمعماي قتل ‌پرابهام ميبدپرونده‌اي كه باز استريشه اين حرام‌خواري تاريخي در حرام‌خواري سياسي استبرخي قوانين حقوق اساسي ملت را تزیيني مي‌دانندبه قانون جرم سياسي توجه نمي‌شودتداوم گريز از نظام جامع رفاه و تامين اجتماعيهنر مديريت و فاجعه ناكارآمديچرا ديپلماسيتركيه، دومين كشور سازنده سريال در جهان…ايران عصر ناصرياين؛ اصولگرايي نيست !گوينده مهم‌تر از گفتهمحله عمودي!پرسه در داستان‌هاي يك نقاشپرونده‌اي كه باز استريشه اين حرام‌خواري تاريخي در حرام‌خواري سياسي استچرا ديپلماسيهنر مديريت و فاجعه ناكارآمديتركيه، دومين كشور سازنده سريال در جهان….

کارتون

کارتون

مطالب مرتبط

روزنامه‌نگار مصری– عبدالمجيد الشرفي:مترجم علی سرداری

او خواستار لغو برخی احکام فقهی می‌شود که آنها را ناعادلانه می‌داند؛ از جمله قوانین مربوط به ارث، ازدواج و طلاق. شرفی تأکید می‌کند که قرآن اصولی را در خود دارد که عدالت را ترویج می‌کنند و این اصول باید مبنای هر تفسیر جدیدی برای دستیابی به برابری جنسیتی در جوامع مسلمان باشند.
با وجود حمایت شرفی از اصلاحات دینی، او به ضرورت جدایی دین از دولت باور دارد. به اعتقاد او، اسلام نیازی به تحمیل از سوی قدرت سیاسی ندارد و باید در چارچوب آزادی فردی عمل کند. شرفی معتقد است دولت مدرن باید سکولار باشد و رابطه دین و سیاست باید در چارچوب حقوق بشر و دموکراسی تعریف شود.

صبحی نایل، محقق مصری — مترجم: علی سرداری


او ادعا می‌کند که «تشکیل جامعه اسلامی یک ضرورت انسانی و یک الزام فطری است» و «نظام اسلامی بر اساس عدالت خدا قضاوت می‌کند، با ترازوی خدا وزن می‌کند و پرچم عدالت اجتماعی را تنها به نام خدا برافراشته و آن را پرچم اسلام می‌نامد؛ آن را با هیچ نام دیگری پیوند نمی‌دهد و بر آن می‌نویسد: لا اله الا الله». «جامعه اسلامی جامعه‌ای است که تمام سبک زندگی اسلامی را اتخاذ می‌کند.» چنین شعارهایی عمیقاً—و شاید حتی به‌گونه‌ای جادویی—در میان مسلمانان طنین‌انداز می‌شود. آرزوی هر مسلمانی نظامی است که مطابق عدالت خداوند عمل کند و بر اساس وحی او حکم نماید. اما قطب خود این نظام را تعریف و اداره می‌کند و هرگونه مخالفت با آن را مخالفت با خداوند می‌شمارد.

نویسنده: احمد الدباوی (مصر)مترجم علی سرداری

روشنگری در آثار طه حسین محدود به مسائل ادبی، تاریخی یا آموزشی نبود؛ بلکه به حوزه سیاست نیز گسترش یافت. سیاست هرگز از پروژه او غایب نبود، به‌ویژه پس از آنکه دولت وفد، پیش از انقلاب ۲۳ ژوئیه ۱۹۵۲، او را وزیر آموزش کرد. از آن زمان، او عملاً سیاست را در خدمت آموزش قرار داد. طه حسین سیاست و آموزش را درهم آمیخت. هنگامی که از دموکراسی به‌عنوان وسیله دستیابی به آزادی سیاسی سخن می‌گفت، آن را ضروری می‌دانست، اما آن را ناگزیر به آموزش پیوند می‌زد. او باور داشت که بدون آزادی فکری و علمی، آزادی سیاسی وجود نخواهد داشت. این دو آزادی، دو روی یک سکه‌اند. او می‌گوید: «نظام دموکراتیک باید زندگی، آزادی و صلح را برای همه شهروندان تضمین کند. من باور ندارم که دموکراسی بتواند هیچ‌یک از این‌ها را تضمین کند، مگر آنکه آموزش ابتدایی همگانی را ـ خواه مردم بخواهند، خواه نخواهند ـ فراهم کند. برای اینکه دموکراسی زندگی را تضمین کند، باید پیش از هر چیز آزادی انتخاب میان مکاتب فکری گوناگون را فراهم سازد؛ مکاتبی که افراد را قادر می‌سازد امرار معاش کنند.»