آنهائی که مهدی حاجتی را می شناسند می دانند. او التزام عملی خود را به باور های ملی-مذهبی نشان داده است. البته این جرم بزرگی در حکومتی است که رانت و بعد فساد در ان غوغا می کند.
اما از این پست منظوری داشتم با اقای تاج زاده که مدام از قطبی کردن اصلاح طلب و اصول گرا می گوید از انتخابات ازادی می گوید که همه در آن شرکت کنند. البته این خواسته درستی است.
اما سوال من از اقای تاج زاده این است که اگر فقط اسامی اصلاح طلبان تائیدو دیگران رد صلاحیت شدند شما و دوستان شما چه می کنند؟ ما تجربه جبهه حقوق بشر و دموکراسی خواهی و حذف رجائی را داریم. آیا باز در انتخابات شرکت می کنند ؟باز توقع دارند بخشی از مردم که مشروط به اصلاح طلبان رای می دهند و امثال رجائی و حاجتی و ملی –مذهبی ها و دیگران سپر بلای اصلاح طلبان شوند.
نوع بدتر این است که بخشی از اصلاح طلبان قابل تحمل برای سپاه و اقای خامنه ای تائید صلاحیت شوند خوب باز اقای تاج زاده چه می کند چه توقع ای از دیگران دارد؟ لیست از خودی ها می دهند حتی یک فرد از جامعه مدنی را در لیست خود نمی گذارند کاری که در انتخابات شور اهای اخیر در تهران کردند.بعد هم انتظار حمایت خواهند داشت؟
اما چرا این سوال را از تاج زاده می پرسم ایشان مدام از انتخابات ازاد می گوید اما کمتر از رانت خواری اصلاح طلبان حرف می زند.
مشکل جامعه ما انحصار و رانت و فساد است. حتی عدم انحصار راست افراطی هم رانت و فساد را که در درون اصلاح طلبان هم نفوذ کرده منتفی نمی کند .
در ضمن اقای تاج زاده که توئیت فراوان می کند. چقدر در میان اصلاح طلبان حرفش برو است؟
حذف رجائی و حاجتی از مجلس و شورا پیام داشت :غیر خودی راه نمی دهیم؟ آقای تاج زاده اصلاح طلبان چقدر برای حقوق دیگران حاضرند هزینه واقعی د هند. البته نگویید زندان رفتیم یا فلان کردیم.
شما در موازنه قدرت در درون حکومت این هزینه ها را دادید اما ملی-مذهبی و دیگران بیرون از حکومت هزینه داده و می دهند این دو فرق دارد نه؟
جادالله الجباعي نویسنده سوری :مترجم علی سرداری
واسازی رابطه بین دین و سیاست، اصل اساسی استدلالهای عادل ضاهر در مورد اسلام سیاسی است که در چندین کتاب او در این زمینه ارائه شده است. او در کتاب خود با عنوان «اولویت عقل»، از این رویکرد به عنوان سکوی پرشی برای رد تعدادی از استدلالهای اسلام سیاسی که دیدگاه مشترک مراجع فکری و معنوی آن را تشکیل میدهند، علیرغم تنوع جریانها و سازمانهای مختلف آن، استفاده میکند. از جمله مهمترین استدلالهایی که او به آنها میپردازد عبارتند از: «تقدم وحی بر عقل»، «ناتوانی انسان در مدیریت امور دنیوی خود بدون هدایت الهی» و «محدودیت اجتهاد (استدلال مستقل) در حوزه عمومی به موضوعاتی که به صراحت در متون دینی به آنها پرداخته نشده است». او سپس به مبهمترین مسئله در اندیشه اسلامگرایان میپردازد: «مسئله دموکراسی» و سرنوشت آن در دولتی که مرجعیت دینی را منبع نهایی قدرت و قانونگذاری خود قرار میدهد.
- 1405/03/26