مرگ جمال خاشقجی بحث برانگیز و ماجرا ساز شد این همه سرو صدا برای چیست . افراد زیادی در عربستان کشته می شوند. هزاران نفر در یمن کشته می شوئند حتی بازداشت حریری هم تا این میزان مسئله نشد.
این بار چرا مسئله مهمی شد تمام قدرت های یزرگ وارد شدند تمام رسانه ها مسئله ساز کردند.
دلیل اول این است که این جنگ لابی های داخل نظام سعودی است. مخالفان محمد سلمان خلاصه او را گیر انداخته اند.
اینان دوستان زیادی در غرب دارند و هم در ترکیه و قطر. این دوستان دارند با حمایت همین لابی های درون حکومت عربستان به سلمان فشار می اورند.این مخالفان سعودی در امریکا و غرب نفوذ دارند.
چرا که این میزان فشار برای مرگ فجیع این فرد از جامعه جهانی عجیب است چرا که جامعه جهانی قدرت ها برای هر موضوعی دچار جو زدگی نمی شود مگر منافعی در ان باشد.
اما مشخص شده که قاتلان از تیم محافظان شخصی سلمان بوده اند .
اما سلمان چرا چنین کرده است. قتل این فرد به معنی هشدار سلمان به مخالفان داخلی بوده است فردی ذی نفوذ که در امریکا برای سلمان مشکل درست کرده و مخالفان عربستانی درون حکومت در عربستان را یاری می داده است.
محمد سلمان هم خواسته درسی به این مخالفان و هم لابی سعودی مخالف خود بدهد که با قتل جمال داده است اما این بار گیر افتاده است.
قطر ترکیه مهلت یافته اند که ضرب شستی به سلمان نشان دهند.
اما داستان را باید در درون روابط قدرت جستجو کرد. مسئله را باید عمیق تر دید .
اگر چه باید بر امنیت خبر رسانه از همین طریق تاکید کرد .
اما نباید خام شد. اگر خاشقجی فقط خبر نگار بود مرگ اش این میزان بلد نمی شد.
رابین هود های مردمی هیچ وقت رسانه قوی ندارند.
جادالله الجباعي نویسنده سوری :مترجم علی سرداری
واسازی رابطه بین دین و سیاست، اصل اساسی استدلالهای عادل ضاهر در مورد اسلام سیاسی است که در چندین کتاب او در این زمینه ارائه شده است. او در کتاب خود با عنوان «اولویت عقل»، از این رویکرد به عنوان سکوی پرشی برای رد تعدادی از استدلالهای اسلام سیاسی که دیدگاه مشترک مراجع فکری و معنوی آن را تشکیل میدهند، علیرغم تنوع جریانها و سازمانهای مختلف آن، استفاده میکند. از جمله مهمترین استدلالهایی که او به آنها میپردازد عبارتند از: «تقدم وحی بر عقل»، «ناتوانی انسان در مدیریت امور دنیوی خود بدون هدایت الهی» و «محدودیت اجتهاد (استدلال مستقل) در حوزه عمومی به موضوعاتی که به صراحت در متون دینی به آنها پرداخته نشده است». او سپس به مبهمترین مسئله در اندیشه اسلامگرایان میپردازد: «مسئله دموکراسی» و سرنوشت آن در دولتی که مرجعیت دینی را منبع نهایی قدرت و قانونگذاری خود قرار میدهد.
- 1405/03/26