بیانیه ۱۵ نفر برای همه پرسی با آوردن این چند کلمه که خواهان (یک دموکراسی سکولار و پارلمانی هستند) راه برای پیوند با سطلنت طلبان باز گذاشته است.
آیا چنین پیوند ها ی مبهمی همان راه حل های سال ۱۳۵۷ نیست. که می گفتند هر کس بیایید از شاه بهتر است.
لااقل انتظار این بود که برخی از امضا کنندگان بیانیه که مواضع آنان را میدانیم در بیانیه به همان واژه نظام سکولار یا نظام دموکراسی قناعت می کردند.
چرا که همه می دانیم که در دنیای سیاست نوع نظام ها معنی دارند
انگار هنوز همه انقلابی اند حتی علیه انقلاب ،باز همه انقلابی اند.
اما این نکته را باید اشاره و تکرار کرد که شرایط جامعه انقلابی و انتقالی نیست.بلکه شرایط به سمت فروپاشی است فرق است میان فروپاشی که باندهای قدرت حاکم می شوند با شرایط جنبشی و انقلابی که نماینده گان انقلابی یا مردم حاکم می شوند.
اما مهمتر این است که دعوا در جای دیگری در جریان است. باید بدانییم در بیت رهبری و سپاه چه خبر است ؟
بازیگران سیاسی و گاه حقوق بشری که زیادی سیاست مدار می شوند گاه رفتاری می کنند که به نفع کسانی تمام میشود که با آنها مخالفت بیشتری دارند.
سالها است اکثریت مردم با موضع خود حتی رای دادن، به ضرر کسانی رفتار می کنند که از آنان دور تر هستند.این رفتار را برای این انجام می دهند که از توان خود اطلاع دارند.
همین بیانیه ۱۵ نفر درست در شرایطی داده شد که روحانی روز قبل از همه پرسی در لوای قانون اساسی را مطرح کرده بود. این بیانیه ابزاری برای فشار به موضع روحانی هم شد.در مصاحبه برخی از امضا کنندگان بیانیه که هم سوی هم با هم ندارند روحانی هم بیشتر مورد حمله قرار گرفت تا نشان دهند که بیانیه ۱۵ نفر با روحانی هماهنگ نبوده است.
اما به نظر می رسد که اصلاح ساختاری یا انجام می شود یا ایران به سمت اسقاط شدن می رود. در این راه همه مسولیت دارند از جمله موسوی و کروبی و رهنورد که می توانند صدای اصلاح ساختاری را بلند تر کنند.
گاه مواضع به نیت بهشت راه جهنم را هموار می کنند .
چرا که نرمال سازی اصلاح طلبان که روحانی را جاده صاف کن برای خود می خواهند و راهبرد براندازی مخالفان نظام و هم تغییر نظام با رفراندم (اری یا نه ) برای تغییر نظام نظام عملی نیست . حال بررسی مطلوب بودنش بماند؟
در باره اصلاح ساختاری باید بیشتر گفت و نوشت و عمل کرد.
جادالله الجباعي نویسنده سوری :مترجم علی سرداری
واسازی رابطه بین دین و سیاست، اصل اساسی استدلالهای عادل ضاهر در مورد اسلام سیاسی است که در چندین کتاب او در این زمینه ارائه شده است. او در کتاب خود با عنوان «اولویت عقل»، از این رویکرد به عنوان سکوی پرشی برای رد تعدادی از استدلالهای اسلام سیاسی که دیدگاه مشترک مراجع فکری و معنوی آن را تشکیل میدهند، علیرغم تنوع جریانها و سازمانهای مختلف آن، استفاده میکند. از جمله مهمترین استدلالهایی که او به آنها میپردازد عبارتند از: «تقدم وحی بر عقل»، «ناتوانی انسان در مدیریت امور دنیوی خود بدون هدایت الهی» و «محدودیت اجتهاد (استدلال مستقل) در حوزه عمومی به موضوعاتی که به صراحت در متون دینی به آنها پرداخته نشده است». او سپس به مبهمترین مسئله در اندیشه اسلامگرایان میپردازد: «مسئله دموکراسی» و سرنوشت آن در دولتی که مرجعیت دینی را منبع نهایی قدرت و قانونگذاری خود قرار میدهد.
- 1405/03/26